سه‌شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۵
۲ محرم ۱۴۴۸
۲۰ دسامبر ۲۰۱۶
شماره 4541

مکالمه با حافظ در شب یلدا

در آستانه شب یلدا که فال حافظ نقل همه‌ی محافل و مجالس است بد نیست برای اینکه حال و هوای حافظ را در زمانه ما بدانیم شعر مکالمه با حافظ از محمدرضا عالی پیام را بخوانیم:

نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوسدیدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس

گفتم: سلام حافظ، گفتا علیک، جانمگفتم: کجا روی؟ گفت: والله که خود ندانم

گفتم: بگیر فالی، گفتا نمانده حالیگفتم چگونه‌ای؟ گفت: در بند بی‌خیالی

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه داری؟گفتا که می‌سرایم شعر سپید، باری

گفتم: زدولت عشق؟ گفتا که کودتا شدگفتم: رقیب؟ گفتا: بدبخت کله‌پا شد

گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دل‌ربایی؟گفتا شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم چرا؟ چگونه عاقل شده است مجنونگفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟گفتا خریده قسطی تلویزیون به جایش

گفتم: بگو ز ساقی، حالا شده چه‌کاره؟گفتا شده ست منشی در توی یک اداره

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادیگفتا پژو، دایور یک بنز نوک مدادی

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟گفتا به پست داده آورد یا نیاورد؟

گفتم: سراغ داری میخانه‌ای حسابی؟گفت آنچه بود از دم گشته چلوکبابی

گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان‌هاگفتا به حبس بودم از ته زدند آن‌ها

گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما را گرفتی؟گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتی

اولین نفری باشید که نظر میدهید.