خدا را شکر که خودمان گم نشدیم!
ملانصرالدین که خرش را گم کرده بود، دیدند شادمانی میکند گفتند: «ملا خر نازنینت را گم کردهای، به جای ناراحتی و گله و شکایت چرا شادمانی میکنی؟»
گفت: «بله خرم را گم کردهام ولی خیلی خوشحالم و شکر میکنم که خودم سوار خر نبودم و الا الان خودم هم گم شده بودم!»
این رفیق عوام ما هم از وقتی شنیده است که دو تا دکل عظیم نفتی و 3 نفتکش در زمان دولت پاکدست! قبلی گم شده بسیار شادمان است و میگوید: «در شرایطی که این چیزهای عظیم گم شده، خطر از بیخ ما گذشته که خود ما گم نشدیم! و این البته جای شکر دارد!»
میگویم: بابا اگر دکل گم شده یا کشتی نفتکش؛ به دلیل اینکه هر کدام از این چیزها چند میلیارد ارزش داشته، من و شما چه ارزشی داریم که گم شویم!
ولی او معتقد است دنیای آشفتهای که برادران پاکدست برای ما تدارک دیده بودند، باارزش و بیارزش فرق ندارد،چه بسا همراه نفتکش و دکل نفتی ما هم گم میشدیم و حالا سرگردان و ویلان معلوم نبود در ونزوئلا هستیم یا ماداگاسکار یا اعماق کانادا!
میگویم بابا گم شدن نفتکش و دکل و سه هزار میلیارد و نه هزار میلیارد که چیزی نیست ما باید به دنبال چیزهای ارزشی خود باشیم آنچه ما باید مراقبت کنیم اینکه افراد فرافکن، زنجیرهای و غیرارزشی، شعرهای مسالهدار مولوی و حافظ را نخوانند و کنسرت و مهمانی برقرار نکنند! و الا صد تا دکل و نفتکش فدای سر نیروهای خودسر که مواظب ارزشهای ما هستند!!
