مهربانی را می توان بخشید یاریگر آزادی زنان بی گناه باشیم
گیلان امروز- سینه ام قصه پردردی است قصه پرغصه زنانی که جایشان کانون پرمهر خانواده و دامان پرمهرشان جایگاهی آرامش بخش برای همسری و مادری است.
به نگاه سرد و یخ زده برخی از این زنان در بند که خیره می شوم، لبخندی خشک شده توجهم را جلب می کند گویی از دار دنیا فقط یک جفت گوش شنوا می خواهند که بگویند و بگویند و بگویند تا سبک شوند و بشوند درس عبرت.
از غفلت و اشتباهاتشان بگویند از اعتماد بیجایی بگویند که به دوست و آشنا روا داشتند از امضاهایی که خیال می کردند به سادگی امضای عقدشان است اما طوق سنگین تعهد و تنهایی را برایشان به ارمغان آورد.
مادری را دیدم که اشکش را با گوشه چادر خاکی خود پاک می کرد و می گفت: «سوختم اشتباه کردم! آه چقدر دلم برای دختر بازیگوشم تنگ شده، خودم نخواستم به ملاقاتم بیاید چون تاب اشک های مظلوم و بی پناهش را ندارم که من هستم و او یتیم و بی مادر است».
خانمی که در گوشه سلول شالگردنی سیاه می بافت توجهم را جلب کرد، گفتم خانم در تابستان شالگردن میبافی؟ گفت: در لابلای گره های این کلاف پر و پیچ و خم اشک ها و آرزوهایم نهفته است، پسرم زمستان امسال به سربازی می رود، من که نیستم، حداقل گرمای این شالگردن سیاه نوازشگر بی مادری اش باشد.
با مسئول بند زنان که صحبت کردم گفت تعدادی از این زنان بخاطر بدهی های خیلی اندک سال هاست که در بند هستند برخی از آنان فراموش شده اند و دیگر امیدی به آزادی ندارند گویی دیگر طلوع و غروبی در پشت میله های این زندان وجود ندارد.
اما برخی از آنان امیدوارند به اینکه دست یاریگر خدا مثل همیشه همراهشان است و روزی می رسد که ساک دستی کوچکشان را از زیر تخت بردارند و وسایلشان را درون آن بریزند و به زندگی آزادشان برگردند با این تفاوت که دیگر قدر تک تک گام های آزادشان را می دانند.
از قدیم گفته اند آدمیزاد جایز الخطاست اما گاهی تاوان برخی از این خطاها بسیار بزرگ است، در کنار حق قصاص نفس و مادی که خداوند بعنوان حق مظلوم قرار داده است مفهوم زیبای گذشت و بخشش نیز وجود دارد، ای کاش یخشش و گذشت بتواند از تلخی قصاص و انتقام سبقت بگیرد.
اما وظیفه ما در این عرصه چیست؟ ما نمی توانیم به آسانی از شانه های لرزان دختر جوانی که 25 سالگی اش را با آه پشت میله های زندان جشن می گیرد و شمع آرزوهایش را با کبریتی سوخته فوت می کند بگذریم، ما نمی توانیم از آرزوی گیس کردن موهای دختری 7 ساله با دست های گرم مادرش بگذریم، ما نمی توانیم بغض و غیرت مسکوت و شانه های فروافتاده مردی را نادیده بگیریم که تنها چاره اش سکوت است و هم پدر است و هم مادر!
چون ما انسانیم! همدلی و همراهی رمز مشترک همه ماست و می دانیم که مهربانی نیز قابل بخشش است، بر ما که حداقل از نعمت آزادی برخورداریم و اندک درآمدی داریم وظیفه است که دست های پرمهرمان را به هم دهیم و برای آزادی حتی یک نفر از این زنان بی گناه بکوشیم.
بیایید محبت را بی محاسبه پخش کنیم، باور داشته باشیم خدایی که در این نزدیکیست بهترینها را برایمان رقم می زند چرا که احساس رضایت از شاد کردن دیگران به آرامش خود شخص منتهی خواهد شد و بی شک دعای خیر آنان بدرقه راهمان خواهم بود و در زندگی مان شاید تاوان کمتری برای اشتباهاتمان بپردازيم.
شماره حساب 549623125 ستاد ديه استان نزد بانک کشاورزي
اين شماره حساب مختص آزادي زنان زنداني با جرائم غير عمد مي باشد.
به گزارش ایسنا، طرح حمایت از بانوان بند نسوان که به دلیل جرایم غیر عمدی و فقط مالی در زندان به سر می برند، از عید قربان تا عید غدیر اجرا می شود.
بدین رو نشست ها و جلساتی در دفتر امور بانوان استانداری،فرمانداری، خیریه ایزد دوستان و مراکز فرهنگی به همت بانوان پر توان و جهت هم فکری هماهنگی صورت گرفته است.
بر اساس مصوبه آخرین جلسه دفتر بانوان استانداری مورخ مراسم جشن گلریزان و دعوت از خیرین، چهارشنبه آینده خواهد بود که زمان و مکان دقیق متعاقبا اعلام خواهد شد.
