امام رضا (ع) و تربیت فرزند
مریم رئوف
تربیت ضرورىترین نیاز انسان در زندگى است. انسان بدون تربیت صحیح ره به جایى نمىبرد، نه از باغ زندگى خویش میوه شیرین مىچیند و نه كام انسانهاى دیگر را از ثمرات درخت وجود خود شیرین مىكند؛ و بالاتر آنكه نه به درك معناى انسانیت نایل مىآید و نه به فتح قلههاىرفیع انسانیت دست مىیازد. بدین جهت تربیت عالیترین هدف پیامبران و اساسىترین پیام كتب و اولین و ضرورىترین وظیفه والدین است. سیره تربیتى امام رضا(علیه السلام)، با توجه به سفر آن حضرت به خراسان و دورى از كانون خانواده و نیز تك فرزندى چنانكه برخى از بزرگان قایلند بسیار قابل توجه است؛ چرا كه تربیت فرزند یگانه آن هم از راه دور شیوهاى خاص مىطلبد تربیت جریانى مستمر و فعالیتى تدریجى است كه نه مرز مىشناسد و نه زمان و مكان؛ بلكه به درازاى عمر است و به پهناى ابعاد وجودى عالم اكبر، یعنى انسان. درخت تربیت زود ثمر نمىدهد و نباید انتظارداشت یك شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد؛ بلكه باید از سالها قبل از تولد زمینه تربیت صحیح را فراهم كرد و بعد از تولد، به تدریج با صبر و حوصله، به انجام آن پرداخت. در سیره ائمه اطهار علیهم السلام و دیدگاههاى آنان مسایلى چون انتخاب همسر شایسته، لزوم رعایت آداب ازدواج، توجه به مواقع و شرایط انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى و ... حكایت از این نكته مهم دارد.
انتخاب همسر صالح و شایسته
صفوان بنیحیى از امام رضا(علیه السلام) نقل كرده است كه فرمود: هیچ سودى براى مرد بهتر از همسر صالح، كه هنگام دیدن وى شوهر خوشحال شود و در غیاب شوهر نگهدار خود و اموالش باشد،نیست. همچنان كه زن باید صالح و شایسته باشد، مرد نیز باید شایسته باشد. بر والدین است كه به كمك دخترانشان، شوهران شایسته و صالحى براى آنان انتخاب كنند. حسین بنبشار واسطى مىگوید: خدمت امام رضا(علیه السلام) نامه نوشتم كه یكى از بستگانم از دخترم خواستگارى كرده است، ولى مرد بد اخلاقى است. [آیا صلاح هست كه دخترم را به ازدواج او در آورم؟] حضرت فرمود: اگر بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او در نیاور. بعد از تولد، كودك قدم به جهانى نو مىگذارد. در اولین گام باید آواى توحید را در گوش نوزاد زمزمه كرد، فضاى هستىاش را از نسیم خوشتوحید و بندگى عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را ازلالههاى زیباى ذكر الهى سرشار كرد. امام رضا(علیه السلام) فرمود هنگام تولد فرزند درگوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.
رعایت آداب ازدواج
بعد از انتخاب همسر شایسته، در طلیعه ازدواج باید مهمترین هدف ازدواج، كه همان تربیت فرزندان صالح است، مورد توجه باشد و یاد خداوند متعال میهمان قلبهاى پاك زن و مرد بوده و آنها باید، ضمن رعایت سایر آداب نكاح، از خداوند فرزند سالم و صالح طلب كنند. در كتاب شریف فقهالرضا، كه به حضرت رضا(علیه السلام) منسوب است، در مورد اولین برخورد زن و مرد، خطاب به شوهر، چنین آمده است: هنگامى كه زن به خانه تو وارد شد، پیشانىاش را بگیر؛ او را به طرف قبله بنشان و بگو: «خداوندا، او را به امانت گرفتهام و با میثاق تو بر خود حلال كردهام؛ پروردگارا، از او فرزند با بركت و سالم روزىام كن و شیطان را درنطفهام شریك مساز و سهمى براى او قرار مده.»
مراقبتهاى ایام باردارى
بعد از انعقاد نطفه، مراقبتهاى ایام باردارى بسیار مهم و ضرورى است. توجه به وضعیت روانى همسر، گستراندن بستر آرامش در منزل و خارج آن و نیز تغذیه مناسب و سالم از ضرورتهاى این دوره است. علاوه بر غذاى سالم و مقوى، استفاده از برخى میوهها و خوراكیها مىتواند در آینده كودك و شخصیت و صفاتش مؤثر باشد، بدین جهت، معصومان علیهم السلام بهرهگیرى از برخى خوردنیها در ایام باردارى را توصیه كردهاند. محمد بن سنان از امام رضا(علیه السلام) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: «همسران باردارتان را كندر دهید؛ اگر حمل آنها پسر باشد، پاكیزه قلب و دانشمند و شجاع خواهد شد و اگر دختر باشد، خوش اخلاق و زیبا مىشود و نزد شوهرش منزلت مىیابد.»
بعد از تولد، كودك قدم به جهانى نو مىگذارد. در اولین گام باید آواى توحید را در گوش نوزاد زمزمه كرد، فضاى هستىاش را از نسیم خوشتوحید و بندگى عطرآگین ساخت و با افشاندن بذر توحید سرزمین وجودش را از لالههاى زیباى ذكر الهى سرشار كرد. امام رضا(علیه السلام) فرمود هنگام تولد فرزند در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگویید.
نامگذارى
هر واژهاى حكایت از معنایى مىكند. زیبایى و ركیك بودن واژهها بستگى مستقیم به معناى آنها دارد. گرچه معنا امرى اعتبارى است و در نامگذارى چندان مورد توجه نیست؛ ولى هنگام به كاربردن آنها معانى ناخودآگاه تداعى مىشود. نام نیكو مایه سربلندى و افتخار و نام زشت باعث سرشكستگى و احیانا احساس حقارت است. زیرا نام تا پایان عمر با انسان همراه است و فرد همواره با آثار خوب و بدش مواجه است. ائمه طاهرینعلیهم السلام هم خود نامهاى نیكو براى فرزندانشان بر مىگزیدند و هم دیگران رابدین امر سفارش مىكردند. امام هشتم شیعیان نام نیكوى محمد را بر فرزند دلبندش نهاد و از تاثیر این نام نیكو چنین پرده برداشت: «خانهاى كه در آن نام محمد باشد، روز و شبشان را با خیر و نیكى به پایان مىرسانن.»
مراقبت از كودك
نوزاد انسان گلى نو رسیده است كه بتدریج به رشد و شكوفایى مىرسد. به ثمر نشستن گل به مراقبت دائمى باغبان نیاز دارد. والدین، بویژه مادر، باغبانان دلسوز زندگىاند و گلهاى معطر زندگیشان به مراقبت همه جانبه آنان نیاز دارد. مراقبت از سلامت جسمانى، تغذیه مناسب، تامین آرامش و سلامتروانى و تامین نیازهاى عاطفى نوزاد در رشد جسمانى، عاطفى و تكامل معنوىاشتاثیر بسزا دارد. به ویژه در نخستین روزهاى زندگى كه نوزاد، به خاطربیگانگى با محیط جدید و ضعف و ناتوانى، به مراقبت و توجه افزونتر نیازمنداست. محبت داروى شفابخش دردها، تسكین دهنده قلبهاست و بهترین راه حلمشكلات و ناسازگاریهاى تربیتى است. محبتبجا، در هر مكان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیلهاى كارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند؛ اما كودكان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند حكیمه خواهر امام رضا(علیه السلام) گفته است: وقتى زمان وضع حمل خیزران، مادر حضرت جواد(علیه السلام)، رسید، حضرت رضا(علیه السلام) مرا صدا زد و فرمود: هنگام وضع حمل، پیش او حاضر باش و همراه او و قابلهدرون اتاق برو. آنگاه حضرت چراغى در اتاق گذاشت و در آن را بست. هنگام وضعحمل خیزران چراغ خاموش شد و او ناراحت گردید. در این وضیعتبودیم كه حضرتجواد(علیه السلام) به دنیا آمد در حالى كه بر روى او چیز نازكى مانند پارچه بود، نورشتمام اتاق را روشن كرد و ما به آن نگاه مىكردیم. آنگاه او را در آغوش گرفتم و آن پرده را از او جدا كردم. در این هنگام امامرضا(علیه السلام) آمد، در اتاق را باز كرد، جواد(علیه السلام) را گرفت، در گهواره گذاشت و بهمن فرمود: «یا حكیمه مراقب گهوارهاش باش ...»
صحبت با كودك
قدرت درك كودك اندك است و توان فهم معانى كلمات را ندارد. در عین حال سخن گفتن با او نشانه توجه والدین به اوست. كودك این توجه را نوعى اظهار محبت و ابراز عاطفه مىداند و با تمام ضعف و نقصان، گاه با لبخند و زمانى با حركات دست و پا به آن پاسخ مىدهد. علاوه بر این، مشاهده چگونه سخنگفتن والدین، به ویژه حركات لب، زمینه مساعدى براى آموزش سخن گفتن كودك پدید مىآورد. كلیم بن عمران مىگوید: به امام رضا(علیه السلام) گفتم: از خدا بخواه به تو فرزندى دهد. حضرت فرمود: من صاحب یك فرزند مىشوم و او وارثم خواهد شد. هنگامى كه امام جواد(علیه السلام) به دنیا آمد، حضرت رضا(علیه السلام) به اصحابش فرمود: فرزندى به دنیا آمد كه شبیه موسى بن عمران شكافنده دریاست و مانند عیسىبن مریم مادرش پاك و مطهر است. راوى در ادامه مىگوید: و كان طول لیلتهیناغیه فى مهده؛ حضرت در تمام طول شب با او صحبت مىكرد.
محبت
محبت داروى شفابخش دردها، تسكین دهنده قلبهاست و بهترین راه حلمشكلات و ناسازگاریهاى تربیتى است. محبتبجا، در هر مكان و زمان و در هر مقطع و سن، وسیلهاى كارآمد و مؤثر است. همگان، در هر سن و موقعیت، به عاطفه و محبت نیازمندند؛ اما كودكان،نوجوانان و جوانان بیش از دیگران تشنه جام زلال محبتند. رفتار نابجا وناقصشان را محبت اصلاح مىكند و ناسازگارى و پرخاشگرى نابجایشان را داروى محبتاز میان مىبرد. آرى، با محبت مىتوان بسیارى از گرهها را گشود و راههاىناهموار را هموار كرد. امام رضا(علیه السلام) از این شیوه مؤثر تربیتى به شكلهاىگوناگون بهره مىگرفت. گاهى اوج محبتخود را در قالب جمله زیباى «بابىانت و امى» (پدر و مادرم به فدایت) نشان مىداد و زمانى او را در آغوشمىگرفت، به سینه خود مىفشرد و مىبوسید. اباصلت مىگوید: هنگامى كه جواد(علیه السلام) بربستر شهادت پدر وارد شد، حضرت رضا(علیه السلام) از بستر برخاست، به سوى او رفت، دستبرگردنش انداخت، او را به سینه فشرد، میان دو چشمش را بوسید و با او سخن گفت... محبت كلید حل بسیارى از مشكلات تربیتى است. گاهى والدین در مقابل اصرارزیاد كودكان بر خواستهاى غیر معقول یا غیر ممكن، رفتارى تند و نامناسبابراز مىكنند؛ ولى حتى در چنین موقعیتى رفتار محبت آمیز مناسبتر و مؤثرتر است. امیه بن على نقل مىكند: در سالى كه امام رضا(علیه السلام) حجبه جاى آورد و سپس به خراسان رفت، من در مكه همراه امام(علیه السلام) بودم و امام جواد(علیه السلام) نیز همراهشبود. امام(علیه السلام) با خانه كعبه وداع كرد. وقتى طوافش تمام شد، به طرف مقام[ابراهیم] رفت و در آنجا نماز گزارد. جواد(علیه السلام) كه خردسال بود، بر دوش موفق(غلام حضرت) طواف داده مىشد. حضرت رضا(علیه السلام)همواره از فرزند بزرگوارش محمد با كنیه [كه نزد عرب علامتبزرگداشت و احتراماست] نام مىبرد و مىفرمود: ابوجعفر به من چنین نوشت و من به ابوجعفر چنیننوشتم. با آنكه امام جواد(علیه السلام) در مدینه به سر مىبرد و كودكى بیش نبود، حضرترضا(علیه السلام) وى را بسیار احترام مىكرد و نامههایى كه از حضرت جواد به وى مىرسید،با كمال بلاغت و نیكویى پاسخ مىداد ... امام جواد(علیه السلام) به طرف حجر [اسماعیل] رفت، در آنجا نشست و این امر مدتى طول كشید. موفق به او گفت: جانم به فدایت باد، برخیز. او فرمود: برنمىخیزم تا وقتى كه خدابخواهد و در چهرهاش غم نمایان شد. موفق خدمت امام رضا(علیه السلام) آمد و گفت: جانم به فدایت باد، امام جواد(علیه السلام) در حجر نشسته، برنمىخیزد. امام رضا(علیه السلام) به طرف جواد(علیه السلام) آمد و فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(علیه السلام) فرمود: چگونه برخیزم، درحالى كه شما با كعبه چنان وداع مىكنید كه گویا هرگز به سویش بازنمىگردید! [براى بار سوم] امام رضا(علیه السلام) فرمود: برخیز، اى حبیب من. جواد(علیه السلام)برخاست. از این حدیث شریف در مىیابیم كه امام رضا(علیه السلام) در مقابل اصرار جواد (علیه السلام) هرگز به او تندى نكرد؛ بلكه با جملات محبت آمیزى چون «قم یا حبیبى» و با صبر و حوصله فرزند خردسالش را قانع كرد.
منبع : ماهنامه كوثر ، شماره 17
