جلوههای طنز در ضربالمثلهای فارسی
* سارا زاور
بخش قابل توجهی از ادبیات هر ملتی را ادبیات عامیانه تشکیل میدهد. ترانهها، لالاییها، امثال و حکم، قصهها، کنایات عامیانه، چیستانها، اشعار عامیانه و نمونههایی از این دست از جلوههای ادب و فرهنگ عامیانه به شمار میروند.
در ادب عامیانه قصهها و اشعار عامیانه،کنایات و امثال، زبانزدها، تکیهکلامها و مسایلی از این دست عرصهگاه طنز قرار میگیرند.
طنز، آمیزهی لبخند و اخم، نیش و نوش و تلخی و شیرینی است. قلمرو طنز، مثل همهی قلمروهای هنری، کشف و بدیعگویی است. کشف لایههای پنهان مسایل، کشف روابط پدیدههای گسسته و گره زدن مسایل به هم و دیگرگونه و لطیف و ظریف گفتن است. در دو سوی طنز، درههای مهیب هجو و هزل و وقیحانهگویی یا خنک و سرد و بینمک گویی دهان گشودهاند. گذار از این پرتگاهها و رسیدن به گفتار و نوشتاری که موقرانه و استوار و شیرین باشد کار هرکسی نیست. این سلوک، راهشناس میخواهد و هنرمند و طنزپردازان، خوب میدانند از این چاههای ویل و دامچالهها گذشتن چهقدر دقت و ظرافت میخواهد.
بنمایههای طنز در امثال منحصر به موضوع خاصی نیست و از گستردگی نسبتا زیادی برخوردار است. برای این منظور گیاهان، حیوانات، اشیا و هر چیزی که در دنیای پیرامون ما وجود دارد، استفاده شده است.
هدف طنز اصلاح جامعه است. طنز تنها مختص فرهنگ رسمی نیست و در ادب و فرهنگ عامیانه نیز، بسیار مورد توجه قرار میگیرد. یکی از زمینههای طنز در فرهنگ عامیانه، امثال و مثلنماها است که از راه غافلگیری، تناقض، بلاهت نمایی، نقیضهسازی، استفاده از نمادهای حیوانی و دستکاری واژگان ساخته میشود.
یکی از بنمایههای طنز در فرهنگ رسمی و عامیانه «ریا» است. با این تفاوت که در طنز رسمی تنها ریای مدعیان رهبری و پیشوایی مذهبی و دینی جامعه مورد توجه قرار میگیرد ولی در طنز عامیانه ریای همهی افراد مورد انتقاد قرار میگیرد. و این امر میتواند به نوبهی خود قابل تعمیم به سایر زمینههای فرهنگ عامیانه نیز باشد.
منابع: جلوههای فرهنگ عامه در ادبیات فارسی از ابوالقاسم رادفر
راز طنزآوری از قهرمان شیری
مقدمهای بر طنز و شوخ طبعی در ایران از علی اصغر حلبی
* معاون اجرایی ناحیه 2 رشت
