کارنامه سه ساله دولت یازدهم در گفت و گو با ایرج ندیمی، مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور
کنترل تورم، دستاورد مهم دولت روحانی است
گیلان امروز، محمد غلامیپور- از آغاز بکار دولت هفتم یعنی مرداد 92 تا کنون 3 سال میگذرد؛ سه سالی که با فراز و نشیبهای بسیاری همراه بوده است. اما بدون شک نقطه عطف عملکرد دولت را باید به حوزه سیاستهای خارجی مربوط دانست؛ جایی که مسئله برجام و توافق جامع هستهای بین ایران و پنج عضو شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان که در تیرماه 94 اتفاق افتاد باعث شد امیدواری به جامعه ایران برگردد. اما با این وجود بسیاری از منتقدان، دولت را متهم به بزک کردن برجام برای انحراف افکار عمومی میدانند و با زیر سوال بردن سیاستهای خارجی دولت، توافق هستهای را برنامهای شکست خورده مینامند که هیچ تاثیری بر روی وضع معیشت مردم و اقتصاد کشور نداشته است. اما از سوی دیگر برجام موافقان زیادی دارد که آن را اقدام قابل ستایش دولت میخوانند و معتقدند که اثرات برجام اگر اقتصاد کشور را به حرکت در نیاورده اما تکان داده است و زمان نیاز است تا این اقتصاد تنبل به حرکت درآید. ایرج ندیمی نماینده سابق مردم لاهیجان در مجلس شورای اسلامی معتقد است یکی از دستاوردهای برجام این بود که فرصت دشمنیها و تهدیدهای بیشتر را از دشمن گرفت. ندیمی که در دورههای قبل یکی از پرتحرکترین و فعالترین نمایندهای گیلان بود هم اکنون به عنوان مشاور محمد باقر نوبخت در سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور مشغول به خدمت است. با ایرج ندیمی در خصوص عملکرد سه ساله حسن روحانی، نقاط ضعف، قوت و فرصت باقیماندهای که دولت او پیش رو دارد هم صحبت شدیم که در ادامه میخوانید.
عملکرد دولت در سه سال اخیر به خصوص در حوزههای اقتصاد و سیاست با چالشهای زیادی روبرو بود. از یک سو عدهای از عملکرد دولت در این بخشها به دفاع میپردازند و از سوی دیگر مخالفانی هم هستند که نسبت به این عملکرد انتقاد دارند. ارزیابی شما از عملکرد سه ساله دولت چیست؟
هر ارزیابی نیازمند یک سری شاخصها مثل اهداف، شرایط، انتظارات، عملکرد دولتهای سابق یا امکان بهینهسازی آن است. واقعیت این است که در مورد اقتصاد و سیاست به طور عام در دولت کنونی باید قبول کنیم که دولت وارث است، آغازگر نیست. دولت در امتداد دولتهای پیشین و مسائل پیرامون آنها تعریف میشود. به تعبیر دیگر گفته میشود که تحریم وجود داشته است. خب تحریم موضوع آغاز در این دولت نبوده است و دولت نباید پاسخگوی علت وجود باشد. اما وقتی میگوییم که دولت باید برگردد و تحریم را حلاجی کند، چارهای برای مقابله با آن بیندیشد و همچنین از تهدیدات جدید جلوگیری کند، بدون شک آن را باید نقطه موفقیت دانست. یا در زمینه اقتصاد گفته میشود که رکود وجود دارد؛ رکود عاملی نیست که در یک ماه یا یک سال شکل گرفته باشد. دلایل مختلفی برای رکورد وجود دارد که ممکن است بازار باشد، ممکن است صادرات باشد، ممکن است واردات بخش قطعات و مواد باشد، ممکن است بدهی کارفرما و بخش خصوصی باشد و بسیاری مسائل دیگر. بنابراین اولین نکتهای که ما باید در ارزیابی عملکرد سیاسی و اقتصادی دولت در نظر بگیریم این است که این دولت نقطه شروع و عامل وضعیت کنونی بوده است یا نه نقطه شروع نبوده بلکه وارث دولتهای پیشین بوده است؟ ضمن اینکه باید داوری کنیم که نسبت به حل این مشکلات تا چه اندازه موفق بوده است؟ در رابطه با مباحث اهداف و برنامهها، تلاش دولت بر این اساس بوده که در حوزه سیاسی عامل خارجی را کنترل کند و این خود نقطه موفقیت است زیرا حداقل باعث شده این عوامل خارجی بیشتر نشود. نمیگوییم که تحریم برداشته شده است اما عملکرد دولت به شکلی بود که تحریم توسعه پیدا نکند. دشمنان شناخته شده ما اعم از غربیها و عربها و اسرائیلیها برنامه داشتند که تحریم را اضافه کنند و ما را تحت فشار بیشتر قرار دهند اما هوشیاری دولت باعث شد برنامههای خصمانه دشمنان متوقف شود. یا در مورد رکود عقیده این نیست که دولت در همه شاخصها موفق عمل کرده است اما به هر صورت بعضی از شاخصها را اصلاح کرده است؛ مثلاً شاخص تورم اصلاح شده است اما شاخص رکورد در ارتباط با موضوعات دیگری مثل موضوع تامین مالی است. اما رفع برخی موانع مثل اصلاح رکود در کوتاه مدت ممکن نیست. بنابراین در کلان قضیه میتوان گفت که دولت اقدام داشته است؛ برخی اقدامات منتهی به نتیجه شده است و برخی به دلیل ناهماهنگیهای دیگر به نتیجه نرسیده است. بخشی از این موفقیت نیز مربوط به اصلاح شاخصها بوده است که همهی آن شاخصها به توفیق نینجامیدند اما حداقل امیدواری بیشتر شده، عزم و اعتماد به آینده بیشتر شده یا در رابطه با هزینهها سعی شده رویکرد داشته باشد؛ در همین رابطه کاهش نرخ سود؛ دولت سعی میکند که قیمت تمام شده تولید کمتر شود یا تلاش میکند که یک رونق حداقلی در رابطه با خرید کالاها یا سبد کالا ایجاد شود. اما به هرحال انتظارات بیشتر است به دلایل مختلف مثل اصل اشتغال تا زمانی که به نتیجه نرسد نارضایتی وجود دارد یا اصل معیشت که بخشی از موانع و مشکلات در رابطه با معیشت و گذران زندگی است و هنوز بخش عمدهای از این مشکلات ممکن است به نتیجه نرسیده باشد و طبیعتاً ممکن است تا به طور کامل حل نشود افراد ناراضی باشند. بخشی هم به دلیل رقابتها بینتیجه مانده است؛ متاسفانه به جای اینکه ما به مصالح و منافع ملی بیاندیشیم گاهاً به گروکشیهای حزبی با هدف آینده چشم داریم و این باعث میشود که بخشی از مشکلات در حوزههای گوناگون خودش را نشان میدهد.
ارزیابی شما از نقاط ضعف دولت در سه ساله گذشته چیست؟
در خصوص نقاط ضعفی که عموم کارشناسان نظر دارند باید گفت این ضعفها در چند حوزه است. یک بخش در حوزه مدیریتی است که دولت باید حداکثر بازسازی را در زمینه مدیریتی داشته باشد. زیرا نیروهای برتری هستند که ممکن است صاحبنام هم نباشند اما میتوانند در اصل نوآوری، اصل هماهنگی و اصل وجاهت سیاستهای رایج کمک بیشتری کنند. دومین نکتهای که مطرح میشود این است که دولت باید سعی کند که از توان همه مجموعههای حکومت استفاده کند و این گاهی به شکل مذاکره است و گاهی با همکاریها و مشارکت امکان مییابد. نکته سوم این است که بخش خصوصی و تعاونیها باید فرصت بیشتری پیدا کنند؛ از جهت امکان این که این بخشها در رقابت با دولت قرار نگیرند, بنابراین دولت باید هرچقدر میتواند تلاش کند در رابطه با رقابت به بخش خصوصی فرصت دهد تا آنها را با یکدیگر درگیر کند نه اینکه خودش با آنها رقابت کند. نکته چهارم این است که دولت در خصوص نظام اداری و استفاده از کارمندان و کارشناسان جراحیهای لازم را داشته باشد تا در پدیدارهایی مثل فیش حقوقی که حتی ممکن است تله رقیب باشد اما به هرحال قابل توجیه نیست، دچار مشکل نشود. نکته دیگر این است اقتصاد مقاومتی را باید با تمام وجود تعریف کرد؛ معنی این حرف این است برای هر نیازی که از خارج وارد میشود تعریف داخلی را ارائه کنیم. البته قرار نیست تمام پیشنهادهای ما را بخش خصوصی و تعاونی اجرایی کنند اما واقعاً اگر در توانشان است، توجیه اقتصادی آن وجود دارد و تمایلش را دارند باید فرصت آن را برایشان بوجود آورد زیرا چالش اساسی کشور چالش بیکاری است و ما باید بستر لازم را برای ایجاد شغل فراهم کنیم. دولت باید برای حفظ نیاز مصرفکنندگان اقداماتی داشته باشد. در رابطه با تمام کالاهای وارداتی یک فراخوان در رابطه با قیمت و کیفیت تولید داشته باشد؛ یعنی اصل قیمت از یکسو و اصل کیفیت از سوی دیگر. و در همه مواردی که بخش خصوصی به هر دلیلی دوری میکند دولت باید یا خودش تولید کند یا وارد کند اما به فکر ایجاد رقابتهای داخلی باشد. مثلاً در حوزه انرژی این فرصت وجود دارد اما نباید شاهد این باشیم که شرکت دولتی درست شود.
تا پایان کار دولت بیش از یک سال باقی نمانده است. به نظر شما در این مدت باقی مانده تمرکز دولت باید روی چه مواردی معطوف باشد؟
بیشتر حرف مردم این است که دولت باید مثل تمام جریانهای منتخب کارنامه و برنامه داشته باشد. کارنامه یعنی مواردی که پیش از این وعده داده بود و برنامه یعنی مواردی که باید بعد از این در نظر باشد. قطعاً کشور نیازمند این است که دولت در رابطه با کارنامه و برنامه خودش تعریف داشته باشد. بنابراین از این جهت باید خود را هماهنگ کند که روی حوزه کارنامه و برنامه تعریف داشته باشد که چه اهدافی داشتند، چه میزان موفقیت کسب کردند. و همچنین همانطور که شیوه کار آقای روحانی هم هست در پذیرش مشکلات مقاومتی نداشته باشند و اشکالات را بپذیرند و در عین حال امیدواری را با برنامههای جدید در مردم ایجاد کنند چون مردم شدیداً برای آیندهشان نیازمند امیدهای واقعی هستند.
پیشبینی شما از انتخابات پیشرو چیست؟ به نظر شما عملکرد دولت با مقبولیت عمومی همراه بوده و این عملکرد میتواند متضمن حفظ دولت در دور بعد شود؟
قضاوت در مورد انتخابات به عوامل و فاکتورهای مختلفی ارجاع داده میشود. بخشی از عوامل به خود منتخبها مربوط است و بخش دیگر وابسته به رقبا است. الان در مورد رقبا اطلاعات دقیق و مشخصی در دست نیست و هنوز معلوم نیست که چه کسانی پا به عرصه خواهند گذاشت. اگر این اطلاعات در دست باشد شاید قضاوت کردن آسانتر باشد اما تا زمانیکه رقبا مشخص نباشد هرگونه قضاوت صرفاً از روی خود منتخب یا عملکرد آن سادهانگارانه است و بنده عقیده دارم هنوز برای چنین قضاوتی زود است.
یکی از نقاط عطف این دولت مسئله برجام بود. اما به عقیده مخالفان دولت، برجام هیچگونه تاثیر مثبتی بر وضع معیشتی مردم نداشته یا از سوی دیگر گفته میشود که درهای بازار جهانی رو به اقتصاد ایران باز نشده است و در واقع برجام هنوز قفل اقتصاد ایران را باز نکرده است. از سوی دیگر خود دولت معتقد است که برجام اقتصاد ایران را تکان داده و کمی زمان لازم است تا آن را به حرکت درآورد. به نظر شما برجام را باید شکستخورده بحساب آورد یا یک فتح بزرگ برای کشور؟
مسئله برجام را باید از دو دیدگاه مورد ارزیابی قرار داد. دیدگاه اول این است که دولت در این خصوص یک گام موفق برداشته از این جهت که خطرات بیشتر نشده و با عملکرد خود فرصت را برای تهدیدات مضاعف از دشمن دریغ کرده است. ولی اگر بگوییم که برجام یک موفقیت صد در صدی بوده است نه ادعای دولت این است نه درست است. اگر بگوییم که ما به تمام هدفهای حوزه برجام دست یافتیم که واقعیت ندارد. اما اگر بگوییم که هیچ دستاوردی نداشته است بازهم کذب است؛ چرا دستاورد نداشته است؟ همین که دشمنی ها بیشتر نشده است و تحریمها با یک برنامه جلو نمیرود خودش یک موفقیت است. یعنی ما در شرایطی قرار گرفته بودیم که با برنامههایی از جهت تهدیدهای نظامی و برنامههای دیگر مواجه بودیم. بنابراین دستاوردهای برجام را از دو بعد میشود تعریف کرد؛ یک بعد از جهت تمام آن چیزهایی که میتوانست از دست برود؛ که از این جهت به حداقل رسید. و بعد دوم از جهت تمام آنچه که باید بدست بیاید؛ این هم حداقل حاصل شد. معنی این حرف این است که تهدیدها بیشتر نشده است، فشارها کمتر شده است، ارتباطاتمان با دنیا دارد بیشتر میشود اما دستاوردهای عدد و ارقامی مشمول زمان خواهد بود.
به عقیده شما برجام توانسته در جذب سرمایهگذاران خارجی اثرگذار باشد؟ یعنی این امیدواری وجود دارد که در فضای پسابرجام درهای بازار ایران به روی کشورهای اروپایی باز شود؟
از این جهت که با دیگر کشورها توانستهایم پای میز مذاکره بنشینیم، به تفاهم برسیم و فرصت تعامل ایجاد کنیم موفق عمل کردهایم. بسیاری از این مذاکرات به قرارداد منتهی شدند اما ما هنوز در این حوزه مشکلاتی داریم و باید سعی کنیم این موانع را از پیشرو برداریم تا منتهی به نتایج اثرگذار شوند. اما قطعاً این روند در آینده بهتر خواهد شد. یعنی ما در شرایط کنونی حتی میتوانیم این ادعا را داشته باشیم که در آینده نزدیک وضعمان به تدریج بهتر و بهتر خواهد شد. اما به هر حال باید این واقعیت را قبول کنیم که مشکلات وجود داشت و هنوز هم دارد.
