شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۵
۲ محرم ۱۴۴۸
۱۸ مارس ۲۰۱۷
شماره 4613

​کواکبیان درباره کاندیداتوری: چرا از روحانی اجازه بگیریم؟

مریم محمدپور

چهره جنجالی مجلس دهم است، برای بیان اخطار یا تذکرش گاهی از صدای بلندش هم کمک می‌گیرد. او اکنون برای دومین بار نماینده پارلمان شده است.­

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نام مصطفی کواکبیان به عنوان یک کاندیدا زمزمه می شود. ظاهرا کواکبیان بی‌میل نیست که سومین رئیس‌جمهور ایران از خطه سمنان باشد. اگرچه تاکید دارد که برایش بهتر است همان درس و بحث دانشگاهی را پی بگیرد تا اینکه بخواهد مسئولیت اجتماعی داشته باشد اما شواهد می‌گوید برای آنچه خودش «فداکاری» می‌خواند برنامه هایی دارد.

حزب مردم سالاری مدت‌هاست از سازوکار انتخاباتی اصلاح طلبان ناراضی است. آنها معتقدند اصلاح طلبان به اشخاص بیش از احزاب بها می‌دهند و این روند راه به جایی نمی‌برد. احتمال کاندیداتوری دبیرکل این حزب، ما را برآن داشت که درباره برنامه‌های اصلاح طلبان و مردم سالاری برای انتخابات با مصطفی کواکبیان به گفت‌وگو بنشینیم که مشروح آن در ادامه می‌آید:

******

اصلاح‌طلبان به جز حمایت از آقای روحانی، استراتژی روشن دیگری را برای انتخابات مطرح نکرده‌اند اما به نظر می رسد که برای هر دو انتخابات پیش‌رو برنامه‌ریزی‌های دیگری هم شده است...

در خصوص استراتژی اصلاح‌طلبان باید به سه نکته اساسی توجه کنیم؛ اولین و مهمترین استراتژی، حضور حداکثری مردم در انتخابات است. ما بر این باور هستیم که اساسا قوام نظام و اقتدار حکومت به مشارکت حداکثری مردم در انتخابات بستگی دارد و لذا هر عامل و حرکتی که موجب کاهش حضور مردم در پای صندوقهای رای بشود، برخلاف استراتژی کلی اصلاح‌طلبان است.

راهبرد دوم ما این است که انتخاباتی کاملا رقابتی، عادلانه، سالم، آزاد و بی‌حاشیه داشته باشیم. این برای ما بسیار مهم است که مردم در یک فضای بسیار طبیعی و آرام بیایند و بدون هرگونه حاشیه‌هایی مثل 88، به انتخاب اصلح مبادرت کنند. چه در بحث انتخاب رئیس‌جمهور و چه در بحث انتخاب اعضای شورای اسلامی ‌شهر و روستا. لذا ما باید واقعا تلاش کنیم همان مبحث که مقام معظم رهبری فرمودند که رای مردم حق‌الناس است، محقق شود. بسیار امیدواریم که واقعا همه تلاش کنیم در جهت اینکه این فرمایش تحقق پیدا کند و کوچکترین خدشه‌ای در میان نباشد.

استراتژی سوم هم این است که با وحدت و انسجام بتوانیم پیروز میدان شویم و نگذاریم جریانات پوپولیستی و عوام‌گرا که واقعا موجب مشکلاتی برای کشور شده‌اند به عرصه برگردند. لذا به طور طبیعی در هر مسابقه‌ای باید بعد از اینکه رقابت سالم بود، پیروزی داشته باشیم. ما معتقدیم که اصلاح‌طلبان باید متحد و منسجم عمل کنند و پیروز میدان شوند.

اما ظاهرا اختلافی هم بین اصلاح‌طلبان پیش آمده بود که...

ما در مورد انتخابات شوراها معتقدیم که اساسا ربطی به مرکز ندارد. یعنی شوراها در هر استان، شهرستان، بخش و روستا مربوط به احزاب و فعالان سیاسی همانجاست. اینکه بخواهیم از تهران یک خط واحدی را پیگیری کنند نه شدنی و نه مورد پذیرش است. بعضی دخالتهای بی مورد گاها از تهران در بحث انتخابات شوراها می‌شود که به نظر می‌رسد خیلی منطقی نباشد. البته ما چهار تا حوزه انتخابیه مربوط به میان‌دوره‌ای مجلس داریم. در بندرلنگه، اصفهان، مراغه، اهر و هریس می‌شود یک وحدت رویه‌ای را از تهران هماهنگ کنیم و شکل بگیرد. ولی در مورد شوراها و اساسا با تکیه بر مردم‌سالاری دخالت تهران برای شهرستان‌ها را صحیح نمی‌دانیم.

به یاد دارم که حتی امام راحل اوایل انقلاب وقتی جامعه روحانیت می‌خواست برای شهرستانها کاندیدا بدهد، مطرح کرده بود که هر شهرستانی خودش یک جامعه روحانیت دارد و تهران نباید دخالت کند. البته این به مفهوم رد انسجام نیست. یک حزب می‌تواند به عنوان حزبش برای کل کشور کاندیدا داشته باشد ولی به عنوان اینکه چند حزب و جناح سیاسی بخواهند برای شوراها بحث داشته باشند، معتقدم که این منطقی نیست.

ما البته در بحث مجلس هم گفتیم چنانچه اختلافی بین اصلاح‌طلبان در مسئله مجلس پیش آمد، به هیات داوری مراجعه کنند تا اختلاف رفع شود.

اصلاح‌طلبان در استراتژی برای همان وحدتی که به پیروزی منجر شود وضعیت بهتری نسبت به اصولگرایان دارند. ولی باز هم شرایط کاملا روشن نیست! یک عده می‌گویند که قطعا فقط و فقط از روحانی حمایت می‌کنیم و یکسری هم موضوع نامزد پوششی را مطرح می‌کنند، یک عده می‌گویند نامزد پوششی یعنی کسی که در صورت رد صلاحیت روحانی در صحنه باشد و دست اصلاح طلبان خالی نشود، عده‌ای هم می‌گویند که باید تا لحظه آخر به عنوان ضربه‌گیر باشد. عده ای هم معتقدند که ضربه گیر، فقط ضربه‌گیر نیست و با نظرسنجی‌ها در لحظه آخر تصمیم گیری می‌کنند که چه کسی در میدان باقی بماند. به نظر می‌رسد تا حدودی تشتت آراء بین اصلاح‌طلبان وجود دارد. الان کدام رویه غالب است و فکر می‌کنید آخر سر به کدام روش می‌رسند؟

من که اساسا با تعبیر نامزد پوششی به شدت مخالفم. معنا ندارد. البته کاندیدایی می‌تواند وارد صحنه شود و بعد به ائتلاف برسد که بحث جداگانه‌ای است.

منظورتان آقای روحانی است؟

ببینید! الان در مورد حمایت از آقای روحانی یک نظر وجود دارد که بدون هیچ قید و شرطی ما باید حمایت کنیم. در بین اصلاح‌طلبان هم طرفدارانی دارد و معتقدند که بی‌قید و شرط باشد. نظری که بنده از تیرماه امسال در اردوی تابستانی حزب خودمان مطرح کردم، این بود که ما از آقای روحانی حمایت می‌کنیم اما چک سفیدامضاء هم نخواهیم داد!

پس اینجا دو نظر اساسی وجود دارد و ما طرفدار نظر دوم هستیم. حتی درخواست ملاقات با آقای روحانی به عنوان حزب مان هم داشته‌ایم که تاکنون این امکانش پیش نیامده است. البته نظر دوم باز به دو بخش تقسیم می‌شود؛ یک عده معتقدند که اصلاح‌طلبان باید حتما بین خودشان هم کاندیدا داشته باشند و در مراحل نهایی به ائتلاف برسند. یک عده هم معتقدند که ما می‌نشینیم و صحبت می‌کنیم و نامزد دیگری نیاید. در مورد این دو نظر هم در حزب مردم‌سالاری صحبت شد که اشکالی ندارد یک نامزد اصلاح‌طلب هم وجود داشته باشد.

نظر مردم‌سالاری هم نظر شخص شماست؟

بله، حتی در آخرین شورای مرکزی که برگزار شد، درخواست مجدد کردند و باتفاق آراء همه درخواست داشتند. واقعیتش اینکه به نظرم مسئله ساده‌ای نیست و یک مقدار احتیاج به رایزنی و مشورت‌های بیشتر داریم. البته این را هم بگویم که هیچکس عیار اصلاح‌طلبی را تعیین نمی‌کند. اصلاح‌طلبی به عملکرد گذشته مربوط است. برخی می‌گویند اگر کسی را شورای هماهنگی تائید کرد، اصلاح‌طلب است و برخی می‌گویند که اگر شورای سیاستگذاری تائید کرد. من می‌گویم هر دو نظر، شخصی است. اینکه بگوییم یک نامزد اصلاح‌طلبی هست که شورای هماهنگی تائید می‌کند و شورای سیاستگذاری تائید نمی‌کند!، حرف درستی نیست. ما باید وحدت رویه و انسجام داشته باشیم و مردم تصمیم می‌گیرند که چه کسی اصلاح‌طلب واقعی است و چه کسی اصلاح‌طلب بدلی و امثال این تعابیر که گاهی مطرح می‌شود. معتقدم اجازه دهیم یک مقدار انتخابات ما به سمت حزبی شدن برود. مردم ما در هفتم اسفند 94 نشان دادند که لیستی رای می‌دهند به شرطی که همه با هم انسجام داشته باشند اما اگر بخواهد اختلاف شود، قطعا مردم دچار تشتت می‌شوند.

خلاصه اینکه یک عده می‌خواهند بی قید و شرط حمایت کنند، یک عده با شرایطی می‌خواهند از آقای روحانی حمایت کنند. آنهایی هم که می‌خواهند حمایت کنند باز دو دسته می‌شوند؛ یک عده می‌گویند با حضور کاندیدای اصلاح‌طلب و یک عده هم می‌گویند بی حضور کاندیدای اصلاح‌طلب. نظر بنده این است که اشکالی ندارد یک کاندیدای اصلاح‌طلبی هم باشد که این حالت به کسی ربطی هم ندارد. فردی در مصاحبه ای عنوان کرده بود چنانچه قرار است کاندیدای پوششی بیاید، باید با اجازه آقای روحانی باشد. این چه حرف بی ربطی است؟! کاندیدا که نباید از یکی دیگر اجازه بگیرد. بحث این است که ما معتقدیم هدف باید حاصل شدن پیروزی در انتخابات باشد. حالا شیوه‌های تحقق پیروزی را بدون اینکه بحث خودبزرگ بینی، انحصارطلبی و تمامیت خواهی در کار باشد، حاصل نماییم. لذا داریم جلو می‌رویم تا ببینیم چه می‌شود.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.