سه‌شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۵
۲۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۷ فوریهٔ ۲۰۱۷
شماره 4582

​نقد فیلم «آباجان» ساخته هاتف عليمرداني معلم ترياكي

محمد مقدسیان

«آباجان» مجموعه‌اي پراكنده از خرده پيرنگ‌ها در غياب شاه پيرنگ است كه به مدد حضور فاطمه معتمد آريا و روي دوش ساير بازيگرانش كار را پيش مي‌برد. فيلمي پراكنده گو كه روي احساساتي شدن مخاطب حساب باز كرده است.

هاتف عليمرداني بعد از تجربه نه چندان موفق «هفت‌ماهگي» سراغ ساخت سوژه‌اي آمده كه رگه‌هايي از دغدغه شخصي او و خاطراتش از دوران تحصيل در زنجان را با خود همراه دارد. عليمرداني هيچ‌وقت فيلمساز درجه اولي نبوده و بهترين اثرش يعني «كوچه بي‌نام» هم اثري قابل اعتنا اما نه چندان به ياد ماندني بوده است.

اين همه بدان معناست كه نمي‌توان انتظار داشت كه در ساخت «آباجان» تحول شگرف در دنياي فيلمسازي او رخ دهد. نخ تسبيح انسجام بخش داستان در «كوچه بي‌نام» يعني ماجراي پر تعليق سقوط هواپيما و مرگ و زندگي پسرك فيلم در «آباجان» غايب است. در واقع بايد گفت اثر تازه عليمرداني به دليل تكيه نداشتن بر يك منطق يا نقطه عزيمت مشخص به برگي رها در باد مي‌ماند كه سرنوشت هر لحظه آن را يكي از خرده‌پيرنگ‌هاي جذاب فيلم يا شيوه اجراي بازيگراني همچون فاطمه معتمد آريا، سعيد آقاخاني يا شبنم مقدمي تعيين مي‌كنند نه ريلي از پيش طراحي شده تحت عنوان شاه پيرنگ كه تمام روابط علي و معلولي فيلم را انسجام مي‌بخشد و خودش به مرور پرورش پيدا مي‌كند تا در نهايت فيلم و مخاطب را به سرمنزل مقصود و ايستگاه پاياني فيلم برساند.

اين در واقع به جاي آنكه بازيگران، خرده پيرنگ‌ها و موقعيت‌هاي داستاني فيلم در خدمت به سرانجام رسيدن خط سير اصلي فيلم عمل كنند، صرفا در جهت به سلامت گذراندن يك لحظه و اميدوار بودن به اثر بخشي خرده پيرنگ بعدي است؛ گويي فيلمنامه با مدل كارگردان روزمزد در تلاش است تا مقطعي كوتاه را اثر بخش باشد و براي بخش بعدي سراغ داستانك ديگري مي‌رود و...

اين همه باعث سردرگمي مخاطب و در ادامه دور شدن از فيلم و نهايتا بي‌اثر شدن رفتارهاي احساسي فيلم براي جلب نظر مخاطب مي‌شود. رخدادهاي احساسي و غليظي كه پر واضح است به كار بسته شده‌اند تا خلأ انسجام روايي و داستاني اثر كمتر به چشم آيد و با سرگرم كردن مخاطب با ابزار هيجان دفعي، نقاط ضعف فيلمنامه را پوشانده باشد.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.