برف و مدیریت تاخیری
خاطره: یک همکار داشتیم که در جریان امدادرسانی زلزله رودبار، هر درخواستی که از واحدها میرسید یک راست در کشوی میز خود میگذاشت و بدون هیچ اقدامی، بعد از چند روز از کشوی میز درمیآورد و مینوشت اقدام شده بایگانی شود.
این جناب در توجیه کار خود میگفت: «من مدیریت تاخیری دارم! یعنی معتقدم کارها دراثر گذشت زمان خودبهخود انجام میشود، فقط کافی است که صبر داشته باشیم! و این را میگفت مدیریت تاخیری یا مؤخر.
برف و مدیریت تاخیری: در همین جریان برف متوجه شدیم که این شیوه مدیریتی در تعدادی از سازمانهای ما جاری است، یعنی حل مسایل را به عهده زمان و روند طبیعی مسایل میگذارند، و همان شیوه مرضیهی! آن همکار را در عمل پیاده میکنند.
خوشبختانه ملاحظه میکنیم که بدون اقدامات جهادی و کارساز و بسامان برفها آب شده، راهها باز شده و ...
نمونه از روز پنجشنبه، جمعه و شنبه هیچیک از سرویسهای عمومی شهر – اتوبوس – تاکسی – آژانسهای تاکسی تلفنی وارد کار نشدند و یک سره تعطیل کردند تا زمان بگذرد و خودبهخود مسایل حل بشود، و مدیران ذیربط این خدمات هم ظاهرا هیچ برنامهریزی و نظارتی را ضروری ندیدند بلکه گذاشتند مسایل خودبهخود حل شود.
مامورین خدمات شهری، رفتگرها و مامورین فضای سبز که پرتعداد هم هستند در تمام مدت سه روز (از پنجشنبه تا یکشنبه) در هیچ کجای شهر یافت نشدند (ما که آنها را ندیدیم) و امور را به حال خود گذاشتند و از روز یکشنبه در صحنه حاضر شدند. و دیدیم که بههر حال مسایل کمکم بدون حضور موثر آنها هم حل شد. برفهای انباشته شده کنار معابر هم انشاالله با باران یا آفتاب آب میشود.
جالب این است که برف اخیر مطلقا غافلگیرکننده نبود و علیالقاعده مدیرانی که برای هماهنگی در جلسه ستاد بحران شرکت کرده بودند و کلی اعلام آمادگی کردند باید بلافاصله در محل سازمان خود به تجهیز و توجیه واحدهایشان میپرداختند که عمل کنند. ظاهرا برخی از آنها از جلسه ستاد بحران یکراست به خانه رفتند و به امور جاری خانواده پرداختند، گوئیا آن آمادگی اعلام شده در ستاد را فراموش کردند. و معلوم شد برخی آقایان فقط مدیر اوقات فراغت هستند.
این ضعفها که بود اما نباید ارج و قرب تعدادی از مامورین نهادهای امدادی و خدماتی را که به موقع و جهادگرانه کار کردند فراموش کرد.
مدیران تاخیری خسته نباشند!!
این تلاشگران بیادعا و حاضر در عرصه بحران نیز همچنان پرتوان و موثر در کنار مردم باقی بمانند.
