شنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۹
۲۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۱۰ اکتبر ۲۰۲۰
شماره 5582

​کشتی آرزو دراین دریا ، نفکند هیچ صاحب فرهنگ

افشین جعفری خواه

روزگار عجیبی را سپری می کنیم , روزگاری که سرعت تحولات و حوادث, از زمان و ساعت پر شتاب تر شده , در این وضعیت بسیار کسانند که جارو به دست گرفتند و دارند هر آنچه روی زمین هست چه مال خود باشد و چه مال دیگری جارو می کنند برای خودشان و ادعای زرنگی و تیزهوشی هم دارند و آن کس که موقعیت دارد اما باور ندارد که باید چپاول کند , از دید این نوع افراد فرصت طلب و جاه طلب نادان و نابلد خوانده می شوند.عده ای تازه به دوران رسیده که همه چیز دارند الا فرهنگ هر روز دارند با سوداگری زندگی را بر مردم سخت می کنند.اینان فکر می کنند که الان بهترین فرصت برای به پول رسیدن است . شخصا باور ندارم که به قیمت بدبختی مردم باید پول ساخت , حتی اگر شرایط سخت باشد سخت تر از تصور. نشانی تمام مشکلات مردم در داخل مرزهاست , در بی ارزش بودن کار فرهنگی , در بی بها بودن فرهنگ است.وقتی چند دهه و برای چند نسل فرهنگ علی السویه معنا می شود, وضع فرهنگ و باور عمومی نباید بهتر از این باشد.وقتی سرانه قلیان دود کردن از کتاب خوانی بیشتر باشد دیگر نباید انتظار داشت همه چیز حالت طبیعی داشته باشد. روزگاری می گفتند مردم پول ندارند کتاب بخرند اما من با قطعیت می گویم که اصلا مشکل پول نیست بلکه نیاز نمی بینند , چون در این حوزه کاری برای مردم انجام نشده.وقتی کنکور و کتاب های درسی می شود تجارت و بهترین زمان های جوانان را اشغال می کند و در انتها جز یک مدرک ناکارآمد چیزی به دست جوان نمی دهد, چرا باید انتظار داشته باشیم که به جای قلیان کتاب به دست بگیرند؟! فرهنگ ابتدا توسط اصحاب فرهنگ و صاحب اندیشه و هنرمند به بی راهه رفت , گاه شدید ترین حمله بد دفاع کردن است.قبول کنیم که فرهنگ را در پهنه ی اجتماع نگسترانیدیم و در قبض و ید خود نگه داشتیم .امروز که برای مبارزه با ابر چالشی مثل کرونا فرهنگ لازم است نداریم و آنچه که به جایش داریم بی توجهی, دهن کجی به پروتکل های بهداشتی است.تا زمانی که کتاب خوانی نوعی فاصله گرفتن از عوام تلقی می شود و باید در قبض عده ای باقی بماند وضع بر همین منوال است.نشانی مشکلات همین جاست در داخل, در درون خودمان, در درون یکایک افراد اجتماع. اگر از امروز تصمیم بگیریم که اقتصادمان را ترمیم کنیم و نجات دهیم شاید در یک برنامه کوتاه مدت پنج ساله بشود به نقطه روشنی رسید, اما برای نجات فرهنگ و گسترش عادات پسندیده به عنوان کار فرهنگی چندین دهه هم کافی نیست.ما بزرگترین مشکلمان در نبود فرهنگ است حتی اگر ادعا می کنیم که تاریخ باستانی داریم و فلان بودیم و بهمان.امروز کرونا و عواقبش بیداد می کند, اما بدتر وترسناک تر از کرونا حرص و ولع کسانی هست که حتی تا همین چند سال پیش تصور نمی کردند میلیاردر شوند اما به لطف همین خلا فرهنگی خیلی ها میلیاردر شدند. میلیاردرهایی که دوست دارند میلیارد جمع کنند اما همه چیز را به قیمت تیر کمان شاه خریداری کنند .هنگامی که با اینان گفتگو کنید می گویند فرهنگ چیست؟ و اصلا به چه دردی می خورد؟ و مثالشان هم این است شما که این همه فرهنگ فرهنگ می کنید چقدر مال و اموال دارید؟ چند تا سکه دارید؟ چند ده هزار دلار پول دارید؟ چند تا خانه و ویلا و باغ و باغچه دارید؟ ماشین شما چیست؟ و .....وقتی فرهنگ که ماهیت هست را در یک کفه ترازو بگذاریم و در کفه دیگر مادیات و حرص و ولع و مال و اموال بگذاریم معلوم است که فرهنگ شکست می خورد .چراکه اساس این قیاس درست نیست و اصطلاحا می گویند قیاس مع الفارق.ما قبل از آنکه اقتصادمان کوچک شود و با رشد منفی متلاشی شود فرهنگمان پوسید و دارد از بین می رود. تنها راه حل عبور از این بحران اجتماعی و پیچ تاریخی تکیه بر فرهنگ است و آگاهی بخشی عمومی که پول و ثروت و .... هدف نیستند بلکه وسیله و ابزارند تا انسان زندگی بهتری کند. نه فقط فرهنگی بودن و از اجتماع بریدن پسندیده است و کار فرهنگی , ورنه فرهنگ را فراموش کردن و فقط به فکر جهش ناگهانی بودن. امروز برای ثروت داشتن باید آگاهی داشته باشیم تا تیشه به ریشه سرزمین خودمان نزنیم. برای همین علت است که ما مردمان خوشحالی نیستیم حتی اگر نسبت به چند سال قبل زندگی مادی بهتری داشته باشیم چون خوشحالی یک فرایند درونی است, یک شخص فرهنگی از داشتن آگاهی خرسند است و خوشحال و به شدت باور دارد به انصاف و اعتدال .

عنوان متن: خاقانی

اولین نفری باشید که نظر میدهید.