یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵
۲ محرم ۱۴۴۸
۷ اوت ۲۰۱۶
شماره 4435

​اشتغال‌زایی و اشتغال‌زدایی

یک نفر به اداره کاریابی مراجعه می‌کند و می‌گوید: «من دست‌هایم آسیب دیده و نمی‌توانم دیگر سبیل‌هایم را تاب بدهم به عبارت دیگر از خوداشتغالی محروم شده‌ام» به او جواب می‌دهند که «برو» ما برایت اشتغال‌زایی می‌کنیم.

***

یک هفته‌ی دیگر یک نفر به اداره کاریابی مراجعه می‌کند و می‌گوید: «رییس کارخانه ما اشتغال‌زدایی کرده و ما را از کارخانه بیرون انداخته شما فکری به‌حال ما بکنید.»

به او جواب می‌دهند: «هفته‌ی پیش یک نفر این‌جا آمده بود که دست‌هایش آسیب دیده و نمی‌تواند با سبیل‌هایش بازی کند شما می‌توانید بروید و با سبیل‌های او بازی کنید.»

متقاضی می‌گوید «نمی‌شود کار دیگری برای ما پیدا کنید؟»

می‌پرسند: «این کار چه ایرادی دارد؟ به قول شاعر برو کار می‌کن مگو چیست کار – که سرمایه‌ جاودانیست کار»

متقاضی می‌گوید: «می‌دانم، کار عار نیست. ولی اگر سبیل طرف را دود بدهند چی؟ دوباره من بیکار می‌شوم.»

جواب می‌دهند: «نگران نباش، آن وقت دستت را به جای دیگری بند می‌کنیم»

عمران صلاحی

اولین نفری باشید که نظر میدهید.