چهارشنبه ۲ مهر ۱۳۹۹
۲۵ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۲۳ سپتامبر ۲۰۲۰
شماره 5569

​خط فقر ۹ میلیون تومانی

بخش اقتصاد- با توجه به رشد افسار گسیخته تورم و افزایش گرانی‌های زنجیره‌ای طی چهار ماه گذشته خط فقر از ۱۰ میلیون تومان نیز گذشته است.

اگر بخواهیم خط فقر یک خانواده چهار نفره را با گذشته مقایسه کنیم، شاهد رشد ترسناکی در سال‌های اخیر خواهیم بود. برای مثال در سال ۱۳۹۰ خط فقر زیر یک میلیون تومان (کمی بیش از ۵۰۰ هزار تومان) بوده است، اما اکنون در سال ۹۹ این خط به ۹ میلیون تومان رسیده و تقریبا در ۹ سال ۹ برابر شده و چنین تغییری بسیار شوکه‌کننده است.

در واقع تا سال ۹۰ مردم با درآمد زیر یک میلیون می‌توانستند هزینه‌های یک خانواده را مدیریت کنند. اما اکنون در کمترین حالت، با ۹ میلیون درآمد می‌توان به نیاز‌های اولیه رسیدگی کرد.

در چنین شرایطی شاهد افزایش نرخ فقر خواهیم بود. از سوی دیگر براساس گزارش‌ها نرخ فقر تا سال ۹۷ به ۱۸.۴ درصد رسیده بود و در آن زمان این نرخ فقر بی‌سابقه بود. اما قطعا اکنون با افزایش عجیب فقر روبرو هستیم و با درآمد‌ها و هزینه‌های این چنینی شاهد فقر بیشتر در سال‌های آینده خواهیم بود.

کمال اطهاری پژوهشگر توسعه در گفتگو با فرارو با اشاره به اینکه امروز تمامی اقشار حقوق بگیر جامعه زیر خط فقر هستند، گفت: تا قبل از کرونا آن الگوی توسعه‌ای که در جهان شایسته است و بسیاری از کشور‌ها از طریق آن به توسعه پایدار و همه جانبه دست پیدا کردند، در ایران اجرا نشد، تمامی این مشکلات اقتصادی و معیشتی که مردم گرفتار آن هستند و با توجه به آن هر روز سفر آن‌ها کوچکتر از گذشته می‌شود، نشات گرفته از همین الگوی توسعه‌ای است که به واقع نمی‌توان چنین نامی بر آن نهاد و من واقعا نمی‌دانم این پدیده را چه خطاب کنم.

وی با تاکید بر اینکه باید در اقتصاد کشور، یک رابطه هم افزا بین رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی و اقتصادی حکمفرما باشد، تا الگوی توسعه متوازن اجرایی شود، افزود: چنین مسئله در ایران به هیج عنوان اجرایی نشده است، این در حالیست که اگر ما این رابطه هم افزا را تعریف کردیم، باید در کنار آن نیز باید یک رابطه غیر تنش زا و مخاطره آمیز با اقتصاد جهان و تحولات اجتماعی داشته باشیم تا از طریق این روابط عادی با جهان فناوری‌های جدید و نوین وارد کشور شود، تا بتوان بر اساس آن اقتصاد را به حرکت درآورد و شکوفا کرد.

اطهاری اظهارداشت: مقدم بر این ارتباطات عادی با دنیا شما باید یک الگوی توسعه متوارن تدوین کنید که در چارچوب آن ارتباطات با دنیا نیز گنجانده شود، اما متاسفانه در ایران چنین قضیه‌ای رخ نداده است، در چنین رخدادی هم حکومت مقصر بوده و هم روشنفکران رسمی، با توجه به اینکه دولت همواره بر پایه دوگانه سازی‌ها شکل گرفته، یک بار رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی را قربانی می‌کند و به طور مثال بسیاری از کارگران از شمول قانون کار حذف می‌شوند و حق آنان داده نمی‌شود، یا تعاونی‌های آن‌ها منحل می‌شود، یا اینکه در سوی دیگر رشد اقتصادی از طریق شعار‌ها و اقدامات پوپولیستی فدای عدالت اجتماعی می‌شود، در هر دو مورد نیز خرده بورژوازی مستقلات رانتی مسبب به وجود آمدن چنین وضعی هستند.

این پژوهشگر توسعه بیان داشت: در یک طرف به اسم رشد اقتصادی خرده بورژوازی بخش خصوصی می‌آید و عدالت اجتماعی را قربانی می‌کند، در سوی دیگر نیز این اتفاق به طریق دیگری رخ می‌دهد، در حال حاصر الگوی توسعه ما برون زا درون‌نگر است، در صورتیکه باید درون زا برون‌نگر باشد، درمورد الگویی که الان حاکم است، از این لحاط برون زا است که با فروش نفت و درآمد آن دهه هاست، کشور اداره می‌شود و از این لحاظ درون نگر است که به دنبال انزول طلبی هستیم و حتی کشوری مانند چین که شریک راهبردی ما به حساب می‌آید و می‌خواهد با ما همکاری کند، به دلیل اینکه ما FATF را رد کرده ایم، نمی‌تواند با ما همکاری کند.

وی با تاکید بر اینکه در کشور چیزی به اسم توانمندسازی وجود ندارد، گفت: به جای اینکه دولت بیاید و سیاست‌های اجتماعی را در پیش بگیرد، سیاست‌های بسیار غلطی را در دستور کار قرار داد که تنها منافع عده‌ای را تامین می‌کند، به طور مثال در زمینه مسکن با توجه به اینکه طرح مسکن اجتماعی موجود است، اما دولت به دنبال اجرای طرح‌های مسکن ملی است، زیرا که به وسیله آن آقازاده‌ها و افراد ذی‌نفوذ در قالب پیمانکار این پروژه‌ها را در دست می‌گیرند و اقدام به رانت خواری می‌کنند.

این پژوهشگر توسعه افزود: نمونه دیگری از این سیاست ضد توسعه را می‌توانید در زمینه عملکرد بانک‌ها شاهد بود، در حالیکه بسیاری از بنگاه‌های تولیدی به دلیل شرایط سخت ناشی از کرونا اقدام به تعدیل کارگران خود می‌کنند، بانک‌ها حاضر نیستند، به کارخانجات تولیدی وام بدهند، اما به جای آن به زوج‌های جوان وام مسکن می‌دهند، این کار نیز به خاطر این جوانان نیست، برای این است که بسیاری از منابع و پول‌های بانک‌ها در املاک لوکسی که خریداری کرده اند، حبس شده و از این طریق می‌خواهند با تزریق منابع به بازار مسکن، یک رونق مصنوعی ایجاد کرده و پول‌های خود را آزاد کنند. این در حالیست که آن‌ها به تولید وام نمی‌دهند، در حالیکه اگر این کار را انجام دهند و تولید رونق بگیرد، آن جوان تازه ازدواج کرده نیز خیلی بهتر می‌تواند زندگی خود را بسازد، اما به دلیل منافعی که در این بین وجود دارد، بانک‌ها هیچ موقع چنین کاری نمی‌کنند.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.