چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۹
۲۵ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۱۹ اوت ۲۰۲۰
شماره 5541

در انتظار مجازات مقصران فاجعه ویلموتس

بخش ورزش- حکم فیفا در خصوص پرونده شکایت مارک ویلموتس سرمربی پیشین تیم ملی از فدراسیون ایران صادر شد، حکمی عجیب و البته سنگین که می‌تواند تا سال‌های طولانی در یاد همه اهالی ورزش و طرفداران فوتبال باقی بماند. محکومیت ۶ میلیون و ۴۴۹ هزار یورویی که با مبلغ روز ارز به چیزی حدود ۱۷۰ میلیارد تومان می‌رسد.

وقتی رقم محکومیت ایران را در کنار مدت زمان حضور این مربی بلژیکی در ایران و نتایج تاسف بارش با تیم ملی قرار می‌دهیم، طبیعی است که مغز‌مان برای پرداخت این همه پول بی‌زبان سوت بکشد، مخصوصا وقتی که به این مسئله فکر کنیم که با شکست تیم ملی مقابل بحرین و عراق کارمان برای صعود به جام جهانی چقدر سخت شده و به اما و اگر رسیده است.

در اینکه افرادی که مسئول آوردن این مربی به ایران بودند باید معرفی و بازخواست شوند شکی نیست اما بحث اصلی در این محکومیت، بندی در قرارداد ویلموتس است که فیفا را متقاعد کرده تا فدراسیون ایران را به پرداخت کل مبلغ قرارداد و جریمه محکوم کند. در یکی از بندهای قرارداد آمده در صورت فسخ قرارداد باید دستمزد سه ماه «و یا یک مبلغ مشخص» به ویلموتس پرداخت شود. اضافه شدن همین چند کلمه نصفه و نیمه داخل پرانتز باعث شده تا حالا این محکومیت سنگین به فوتبال و کشور ایران تحمیل شود.

حال گزینه شکایت ایران به دادگاه عالی ورزش (CAS) باقی می‌ماند که شاید تیم حقوقی این پرونده بتوانند با دفاعیات بهتر این محکومیت را بازگردانند، البته این فقط یک فرض و احتمال است و با توجه به سابقه شکایت‌های ایران در CAS نباید حساب زیادی روی آن باز کرد و فقط می‌توان کورسوی امیدی به آن داشت تا حداقل چند ده میلیارد از کل مبلغ جریمه کاسته شود.

طبیعتاً و همانطور که انتظار می‌رفت بعد از صدور این حکم «کی بود کی بود، من نبودم»ها آغاز شده است. در ادامه پاسکاری مداوم بین نهادها و مسئولان تا جایی که در آخر یکی توپ را لو بدهد و مقصر اصلی شناخته شود. مسئله طبیعی این است که حتی اگر ما امید زیادی به برگرداندن این حکم در CAS داشته باشیم، باز هم دلیل بر آن نمی‌شود که مقصران اصلی و البته واقعی این جریان شناسایی و معرفی نشوند.

نهاد‌های نظارتی و بازرسی مدتی است که روی این قرارداد کارشان را آغاز کرده‌اند تا با روشن شدن موضوع با مقصران و متخلفان برخورد کنند. مسئله مشخص این است که حق فوتبال ایران خواهد بود که عوامل جریمه ۱۷۰ میلیارد تومانی را بشناسد. افرادی احتمالا طبق یک برنامه مشخص «یک مبلغ مشخص» را در قرارداد ویلموتس آورده‌اند و یا اینکه از روی ناآگاهی و بی‌سوادی مرتکب این اشتباه بزرگ شده‌اند. تفاوت این دو خیلی مهم است و باید حتما مشخص شود. مسئله مهم دیگر این است که انتظار می‌رود در روند رسیدگی به این پرونده با مقصران به صورت علنی و با اشد مجازات برخورد شود تا ویلموتس و پرونده‌اش درس عبرتی برای دیگران باشد.

فوتبال ایران مدتی است با سرپرست اداره می‌شود و این امید می‌رود که در انتخابات پیش رو افرادی بر مسند اداره فدراسیون و تشکیلات فوتبال ایران بنشینند که از سطح بالاتری در مدیریت برخوردار باشند و حداقل سواد بالاتری در حوزه فوتبال و مسائل حقوقی داشته باشند و البته اینکه برای امضای قراردادهای میلیون یورویی سرخود عمل نکنند و با افراد صاحب‌نظر مشورت کامل و جامع کنند، مدیرانی که به کوچک‌ترین مسائل هم اهمیت می‌دهند، مثل واژه‌های ریز داخل یک پرانتز!

چگونه دعوای حقوقی را به ویلموتس باختیم؟

از چند ماه قبل وقتی بحث قرارداد ویلموتس و شکایت این مربی بلژیکی به میان می‌آمد، مسئولان فدراسیون فوتبال به صراحت می‌گفتند که هیچ غرامتی به این مربی نمی‌دهند و فیفا حکم را به سود او صادر نمی‌کند. مدیران فدراسیون فوتبال به بندی در قرارداد اشاره می‌کردند که طبق آن اگر فدراسیون قرارداد را یکطرفه فسخ کند، فقط 3 ماه از حقوق مربی را موظف است پرداخت کند.

با وجود پافشاری مدیران فدراسیون اما یک عبارت شامل 3 کلمه که داخل پرانتز هم در قرارداد آمده بود، همه چیز را تغییر داد. مدیران فدراسیون فوتبال که حالا مشخص شده بازهم تعابیر حقوقی را در قرارداد ویلموتس در نظر نگرفتند، یکبار دیگر اشتباه کردند و در دو بند قرارداد ویلموتس عبارتی را گنجاندند که حالا به ضررشان شد.

در دو بند از قرارداد ویلموتس آمده است: «اگر سرمربی بخواهد قرارداد خود را یک طرفه و بر اساس قوانین مورد پذیرش فیفاو دادگاه CAS فسخ کند، می تواند حقوق ثابت 3 ماه خود را یا "مبلغی مشخص" دریافت کند. همچنین اگر فدراسیون بخواهد قرارداد خود را یکطرفه و بر اساس قوانین مورد پذیرش فیفا و دادگاه CAS فسخ کند، سرمربی می‌تواند حقوق سه ماه خود یا مبلغی مشخص را به عنوان خسارت دریافت کند.

اگرچه این دو بند موضوعی که مدیران فدراسیون به آن اشاره می‌کردند را در خود دارد، اما یک عبارت انگلیسی داخل پرانتز همه چیز را تغییر داده: « Or a certain fea». این عبارت مقابل دو بندی که در بالا به آن اشاره شد قرار داده شده تا فیفا نیز با استناد به همین ایران را محکوم کند. عبارتی شامل 3 کلمه به معنای «یا یک مبلغ مشخص» است و این اختبار را به ویلموتس داده تا بدون توجه به ماجرای پرداخت 3 ماه حقوق کل قرارداد خود از فدراسیون ایران را طلب کند.

چیزهایی که درباره پرونده ویلموتس نمی‌دانید

اما بد نیست چند نکته مهم را در گیرو دار آواری که بر سر فدراسیون خراب شده، برایتان بازگو کنیم.

اول؛ رای قبل از آنکه به دست فدراسیون فوتبال برسد، به دست خبرنگاران رسید. این یک ضعف بزرگ است. شاید بتوان تعبیر دیگری هم برایش داشت؛ قدرت و نفوذ خبرنگاران. تصور می‌کنیم بیش از اینکه فدراسیون باید در این باره به رسانه‌ها پاسخگو باشد، «لودیک دلشات» وکیل سوئیسی پرونده باید به فدراسیون توضیح دهد چون او اولین کسی بوده که رای را گرفته است.

دوم؛ فدراسیون از روز اول در این پرونده گیج و گنگ بود. درست مثل تمام لحظات حساس که توپ را بیرون می‌زنیم، این بار هم به جای تمرکز، بیشتر به فکر یارکشی و شاد کردن دل این و آن بودیم. چرا؟ به دلایلی که عرض می‌کنیم. ابتدا تصمیم گیری می‌شود سه وکیل زبده ایرانی که هر کدام برای خود رزومه درخشانی دارند، وکلای پرونده باشند. تصمیم گیری صورت می‌گیرد و تیم سه نفره برای استارت آماده می‌شوند. چند روز بعد اما روسا در فدراسیون تصمیم خود را وتو می‌کنند و با چند جلسه و چند تماس، دو وکیل را حذف و یک وکیل جوان را جایگزین می‌کنند. این مسئله جنجالی داخلی به راه می‌اندازد. در ادامه اما اتفاقات عجیب تر می‌افتد. در ماجرای تنظیم لایحه دفاعی ابتدا یک تصمیم می گیرند و سپس بدون مشورت جمعی، یک تصمیم دیگر. دو سه روز بعد هم انگار که انشاء نوشته اند، دو خط به اول و دو خط به آخر لایحه اضافه می‌کنند و این می‌شود دفاعیه ایران!

سوم؛ تاج که عامل انتخاب ویلموتس بوده و ناگفته پیداست همین حالا پشیمان است، به عنوان کسی که تصور می‌کرده مرد اول ماجراست، طرد می‌شود. به این شکل که وکیلی خارجی معرفی می‌کند و می گوید او بهترین است. فدراسیون اما سر وقت «لودویک دلشات» می‌رود که زنوزی آن اتهامات سنگین را علیه‌اش زده بود. حتما یادتان هست. اینکه با خارجی‌ها علیه ایرانی‌ها مراوده می‌کند. بماند که مدرک مستندی رو نکرد و ما هم تنها به آن اشاره می‌کنیم. تاج حتی مخالف انتخاب حداقل یکی از دو وکلای ایرانی پرونده بوده اما بهاروند به او ثابت می‌کند حالا «لیوان» دست چه کسی است.

چهارم؛ فدراسیون تصمیم گرفته تا پرونده را به دادگاه عالی ورزش ببرد. با این دست فرمانی که آنها داشته‌اند خوب می‌دانیم در آنجا هم چه سرنوشتی رقم می‌خورد. با این وجود، هنوز دیر نیست. فدراسیون نیاز به یک خرد جمعی دارد. شوخی نیست. پولی که محکوم به پرداختش شده‌ایم، بودجه چند سال فدراسیون است. می‌تواند ساختمان پرزرق و برق فوتبال را ویران کند. بنابراین، مسئولان فدراسیون یک بار کار را به کاردان بسپارند و با یک تماس و یک چاکرم، با سرنوشت فوتبال بازی نکنند.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.