حرفی از جنس زمان نشنیدم
افشین جعفری خواه
یادش گرامی سهراب سپهری که گفت: من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم / حرفی از جنس زمان نشنیدم/ هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود.اینروزها حتی در مکالمات تلفنی رهگذران می توان شنید که درباره بورس حرف می زنند. وارد فروشگاهی می شوی کارمندانش دارند درباره بورس حرف می زنند.از سهام عدالت گرفته تا فروش آپارتمان و سرمایه گذاری در بورس!!!! حتی نانوایی شاکی بود که شاطر ترجیح می دهد در خانه بماند و بورس بازی کند تا بیاید برای مردم نان بپزد و من حالا دست تنها هستم!
بورس یک حوزه تخصصی است و یک نانوا نمی تواند بدون مشاوره و تحلیل وضعیت بازار در بورس بماند، نه نانوا بلکه هر شغل دیگری که نامرتبط باشد. نکته دیگر این است که بورس پول واقعی نیست بلکه پول اعتباریست. و این اعتبار می تواند افزایش و یا کاهش یابد .با اغلب اشخاص که صحبت کنید متوجه می شوید که بورس را با تجارت هرمی اشتباه گرفته اند, چون به دنبال پول زیاد در بازه زمانی کوتاه هستند و می خواهند یک شبه به همه چیز برسند که در علم اقتصاد این منطقی نیست و با عقل جور در نمی آید. بورس جاییست که هم برد دارد و هم باخت اما عموم مردم نه تنها نمی دانند بلکه نمی خواهند هم بدانند که این سرمایه اعتباریست و واقعی نیست.از یک سو خوب است که نقدینگی به نحوی مدیریت شود و با پول مردم , کشور اداره شود و تولید به حرکت در آید. آنچه که برای هر کشوری تولید ثروت می کند, نفس تولید است. تولید حتی می تواند شامل تولید ایده و فکر هم باشد که بشود آنها را به پول نزدیک کرد. اما مردمی که خیلی برای پولدار شدن عجله دارند و نمی خواهند حتی سختی بکشند و ریسک کنند بورس برای بی صبری شان جای خوبی نیست. بورس با عقل و خرد و برنامه ریزی ارتباط مستقیم دارد و با هیجانات و احساسات زودگذر نسبتی ندارد.کسانی که حقوق ثابت می گیرند خوشحالند از این که می توانند درآمدی داشته باشند بی آنکه کار چندانی بکنند و آنهایی که در کار آزاد هستند به این فکر می کنند در این روزهای کرونایی بهتر است زیاد سر کار نروند و این مدت بیشتر از درآمد بورس زندگی کنند. آیا اینان فکر نمی کنند که بالاخره باید چرخ تولید و صنعت کشور بچرخد تا بورس زنده بماند؟! چیزی که واقعا سوال بر انگیز است این نکته مهم است که چه اتفاقی افتاده ناگهان همه وارد بورس شدند و مدام دارند می خرند و می فروشند و حتی با هم شرط بندی هم می کنند و اسمش را هم گذاشته اند هوش بورسی!!!!! با همین هوشمند های بورسی اگر از نزدیک صحبت کنید چیزی از بورس نمی دانند به جز پوشیدن کت و شلوار در این گرمای تابستان و زدن بج یر روی سینه و یقه کت و داشتن چند عدد موبایل ترجیحا اپل. در حالیکه در تمام دنیا وکلا و کارشناسان خبره ای هستند که به فرد مشاوره می دهند و یا وکالت قانونی دارند با اختیارات لازم که بتوانند تصمیم بگیرند و در سود و زیان مشارکت می کنند. از آنجایی که همه چیزمان به همه چیزمان می ماند پس ما اول وارد بورس می شویم و سپس یاد می گیریم و معمولا هم نخواهیم گرفت چون آنقدر درگیری ذهنی با نوسانات و تصمیم های لحظه ای داریم و مدام می گوییم بعدا برای آموزش می شود اقدام کرد فعلا باید به سود فکر کرد.
حمله و هجمه مردم به این سو و آن سو با تبلیغات دولتی و غیر دولتی برای سرمایه گذاری آنقدر عجیب و دردناک است که چقدر پول سرگردان در این کشور جریان دارد.پولی که بانک مرکزی چاپ می کند و مردم هم آن را حمل می کنند برای خرید سکه و دلار و بورس و .....چون تلقی مردم از بورس فقط افزایش سرمایه و انباشت پول روی پول است به سختی می توان آنان را با واقعیت روبرو کرد . مهمترین رکن خطر پذیری است و دل به دریا زدن . و تجربه در همه کشورها نشان داده که اقتصاد علمی است درباره همه ی چیز و بعضی چیزهای پیرامون آن. کسی تاکنون از خودش پرسیده که وقتی وزارت صنعت و معدن....بعد از این همه وقت و کش و قوس وزیر ندارد چگونه تولید از راه بورس می تواند تقویت شود؟! و یا چرا ناگهان همه مردم باخبر شدند و رفتند به سوی بورس.امیدوارم که بورس هم مثل راه کارهای دیگر باعث گشایش اقتصادی شود. اگر بورس بتواند خود را بالا بکشد بدون آنکه پولی چاپ شود و مهار تورم کند و حتی چنان به تولید کمک کند که بشود با صادرات غیر نفتی ارزی آوری به کشور داشت ما هم می توانیم فضای زندگی در آلمان , نروژ , دانمارک را تجربه کنیم. در این کشورها مردم کمتر به ثروت اندوزی می اندیشند بیشتر به اعتدال و ثبات فکر می کنند . بورس هم برنامه ریزی نسبتا میان مدت اقتصادی در حوزه اقتصاد خرد و بلند مدت در حوزه اقتصاد کلان است در نتیجه ثبات و امنیت مهمترین نقش در رونق بورس را بازی می کند.
