یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
۲۷ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۲ اوت ۲۰۲۰
شماره 5527

​چالش برنامه‌ریزی زمینه توزیع آب در سطح جلگه گیلان اگر پنجک نیاید

سمانه نگاه* نیما فریدمجتهدی**

وقتی از بحران آب در گیلان صبحت می‌شود، توجه بیشتر در مورد فصل گرم (فصل کشاورزی) است، اما نه از جنسِ بحران آبِ فصل گرم در دیگر نقاط کشور که ممکن است در تامین آب شرب دچار چالش شوند.

بعبارت دیگر کمبود آب در گیلان با دیگر مناطق ایران تاحدودی متفاوت است. بحرانِ آبِ گیلان، الزاماً در موردِ تامین آب موردِ نیازِ شرب و استفاده روزمره مردم نیست. چالش آب یا آنچه که دغدغۀ بخش عمده‌ای مسئولین، کارشناسان و مردم به‌ویژه در جلگۀ گیلان است، بحران مرتبط با تامین نیاز آبی بخش کشاورزی، بویژه تولید محصول برنج است که بشدت نیازمند آب است و تحمل آن در برابر تنش آبی کم است، محصولی که ریشه در ارکان اقتصاد و جامعه گیلان دارد.

بنابراین ابعاد خشک‌سالی در گیلان بیشتر شخصیت و هویتی کشاورزی دارد و عمدتا در مورد یک محصول خاص، یعنی کشتِ آبی برنج. اما چون بحث پیرامون منابع آبی است و بیشتر آب سطحی، ابتدا تحلیلی از شرایط آب سطحی در استان لازم است. جغرافیای آب گیلان دارای گستره ای خاصی و شامل دو محور است: جغرافیای درونی (حوضه‌های آبریز داخلی) و جغرافیایی بیرونی (حوضه آبریز سفیدرود)‌ و با این تاکید که جغرافیایی بیرونی آن، تامین‌کنندۀ بخش مهمی از منابع آب سطحی به ویژه تامین آب کشاورزی استان گیلان است و سپیدرود کانون این اتصال است شاهرگ فلات ایران که تامین‌کنندۀ آب سطحی گیلان است. برنج‌کاری در گیلان نقش بسیار مهمی در اقتصاد خانوارهای گیلانی دارد. حدود 300 هزار خانوار معادل 40 درصد خانوارهای گیلانی به امر شالی‌کاری مشغول می‌باشند. از مجموع 238 هزار هکتار سطوح زیر کشت، این محصول حدود 170 هزار هکتار آن در محدوده شبکه‌های آبیاری‌ و زهکشی سد سفیدرود قرار گرفته و بقیه اراضی در خارج از این محدوده قرار دارند که تامین آب مورد نیازشان بطور سنتی از رودخانه ها، چشمه ها، آب بندان ها و است.

جغرافیای درونیِ آبِ گیلان شامل حدود 54 رودخانه‌ای است که از کوه‌های تالش و البرز، آب جاری و موردِ نیاز کشت این مناطق را تامین می‌کنند و منابع آب های زیرزمینی شامل چشمه ها، چاه ها و همچنین آب بندان ها که در طی فصول بارش ذخیره می شوند. نکته با اهمیت در رابطه با جغرافیای درونی و بیرونی، حاکمیت دوگونه آب‌وهوایی متفاوت و شرایط کنترل‌کننده به نسبه مجزا است. جغرافیای درونی که منطبق بر جغرافیایی طبیعی و سیاسی گیلان است ماهیتی جداگانه و متضاد با شرایط آب‌وهوایی فلات ایران دارد منطقه ای پربارش در طی پاییز و زمستان و تا حدی اوایل بهار و بالعکس در ماههای گرم سال عمدتا کم بارش و مرطوب است. در خصوص منابع آبی داخلی استان گیلان ذکر این موارد ضروری است که بخش اعظم این بارش ها در فصولی اتفاق می افتد (پاییز و زمستان)، که قابل استفاده برای بخش کشاورزی نیست و مستقیما به دریا میریزد. از نظر ذخایر منابع برف نیز علیرغم بارش های قابل ملاحظه برف در مناطق کوهستانی گیلان در طی زمستان، به دلیل پدیده ای جوی به نام باد گرم که از مشخصه های آب و هوایی البرز است، بخش زیادی از منابع برف در اثر موج های متناوب وزش باد گرم به سرعت آب می شوند و همچنین به دلیل آنکه ارتفاع قله های گیلان کمتر از 4000 متر است، میزان ذخایر برف آن نهایتا تا اواسط خردادماه ماندگار است و از خردادماه دبی رودخانه های داخلی استان بسرعت افت میکند. از طرفی بطور معمول یکی دو موج بارش بهنگام طی خرداد و تیرماه اتفاق می افتد که بارش های بالای 20 میلیمتر طی 24 ساعت را در نواحی جلگه ای بدنبال دارد و در بسیاری موارد نجات بخش شالیزارهای سنتی آبخور(خارج از شبکه آبیاری سدسفیدرود) در برهه نیاز آبی گیاه برنج است.

اما شرایط آب‌وهوای دوگانه داخلی و خارجی گیلان، مدیریت منابع آب استان را به‌ویژه در بخش کشاورزی و کشت برنج به امری بغرنج تبدیل کرده‌است. به همین جهت برای برنامه‌ریزی در جهت تامین آب هر فصل زراعی و آبی با توجه به شرایط هیدرولوژیکی موثر بر کشت برنج چندین سناریو را نباید فراموش کرد. به‌طورکلی می‌توان چهار سناریوی مشخص را برای شرایط آب‌وهوای موثر بر تامین آب سطحی موردِ نیازِ برنج را شناسایی کرد:

1-سناریوی اول-الگوی معمول

این الگو شرایط نرمال و متداول تامین آب سطحی استان گیلان است. شرایط مطلوب بارشی در استان گیلان و شرایط نامطلوب در حوضه آبریز سفیدرود که بخش بزرگی از آن، به ذاتِ تفاوتِ شرایط بارشی و آب‌وهوایی این دو بخش برمی‌گردد. در این سناریو گیلان علاوه بر بارش های مناسب و ذخایر زیرزمینی کافی در فصول سردسال، در فصل گرم سال (بهار و تابستان) نیز بارش‌های به‌هنگام را از اردیبهشت تا پایان تیر دریافت می کند که تفاوت بارز با شرایط خشک فلات ایران در همین زمان دارد. در این الگو حتی اگر ذخایر سد در شرایط مرزی باشد بارش های بهنگام کمک زیادی به هر دو دسته شالیزارهای تحت شبکه آبیاری سدسفیدرود و شالیزارهای سنتی آبخور می کند.

2-سناریوی دوم-الگوی نادر (مطلوب)

شرایط مطلوب بارشی در حوضه آبریز سفیدرود و هم‌زمان داخل استان. این شرایط به‌ویژه در دو دهه اخیر دور از دسترس بوده، و شرایط آرمانی در شرایط منابع آب استان محسوب می‌شود. با‌توجه‌به شرایط دو دهه اخیر و همچنین روند گرمایش جهانی و تغییر آب‌وهوا این الگو عمدتاً الگوی نادر است. طبیعتا در این الگو نیز هر دو دسته شالیزارها منتفع می شوند.

3-سناریوی سوم-الگوی چالش

این الگو مشتمل بر شرایط نامناسب بارشی هم در حوضه سفیدرود و هم در استان گیلان شامل ذخایر خارج استان و داخل استان است. این مورد که بیشتر متاثراز شرایط خشکی و خشک‌سالی‌های فراگیر در فلات ایران است و امری مسبوق به سابقه می باشد. از سال‌های شاخص این الگو در دو دهه اخیر، می‌توان از سال آبی 78-77 و 88-87 نام برد. این الگو به‌دلیل شرایط نامطلوب یک دهه اخیر آب‌وهوای ایران، به تناوب منطقه را درگیر خود کرده است و چالش روزمره مردم، کارشناسان و مقام‌های دولتی است. متاسفانه فراوانی این پدیده در حال افزایش یافتن است و آسیب آن بطور گسترده شامل اکثر پهنه های شالیکاری استان می شود.

4-سناریوی چهارم-الگوی کم تکرار

این الگو منطبق بر شرایط آب‌وهوایی مطلوب در حوضه و شرایط نامطلوب بارشی در استان گیلان است. موردی که به ندرت اتفاق می‌افتد ولی شاید بتوان نمونه‌ای از آن را در بازۀ زمانی کوتاه مدت، شرایط بارشی بهار سال 1398 دانست. در این سناریو طبیعتا شالیزارهای تحت شبکه، چالش چندانی در تامین آب مورد نیاز ندارند ولی شالیزارهای سنتی آبخور با بحران قابل ملاحظه ای مواجه خواهند بود.

آنچه مسلم است نقش بارشهای بهنگام (موجهای بارشی تناوبی اردیبهشت تا اواخرتیرماه) در هر چهارسناریو برای شالیزارهای سنتی آبخور و در دو سناریو برای شالیزارهای تحت شبکه سدسفیدرود، ضروری و حیاتی است.

بحث

وقتی در 50 سال پیش سد سفیدرود احداث شد، نه تنها الگوی رفتاری و روانی کشتکاران برنج متغییر شد، بلکه به شکل قابل توجه ای بر مساحت مزارع برنج افزوده شد. نهرهای سنتی و آب‌بندان‌ها نه تنها رها شد، بلکه در بسیاری از مناطق همان آب‌بندان‌ها که کشت برنج به‌دلیل وجود آن امکان‌پذیر بود، تبدیل به مزرعه شدند. در این بین، شبکه ناتمام آبیاری سید سفیدرود نه تنها کامل نشد، بلکه عدم مدیریت یکپارچه نظام بهره بردرای از حوضه آبریز سفیدرود (قزل اوزن و شاهرود) و سدسازی های بی رویه در بالادست حوضه موجب شد که هرسال از آورد رودخانه سفیدرود به سد کاسته شود و این مسئله در همراهی با فرسایش شدید در حوضه منجر به ناپایداری تامین آب مورد نیاز برنج توسط سد شد. آن چیزی که در دو دهه اخیر سبب به پایان رساندن موفق کشت برنج در هر سال زارعی شد، مدیریت منابع آب سد به‌ویژه در بخش داخل شبکه آبیاری سفیدرود و همچنین اجرای برنامه نوبت‌بندی آب و همچنین در بسیاری موارد، وقوع بارشهای بهنگام و نجات بخش بوده است. آبیاری جلگه گیلان به مدت ده‌ها سال به‌صورت غرقابی توسط سد سفیدرود انجام شده که به علت شرایط پیش‌گفته به‌ناچار و به‌رغم تبعات اجتماعی فراوان، به سمت آبیاری به شیوه نوبت‌بندی، سوق داده شده است. اسلوب اصلی برنامه آبیاری نوبت‌بندی، بر مبنای 8 روز آبیاری و 4 روز قطع آب است تا از آب رودخانه‌های داخلی، باران فصلی، آب چاه‌های حفر شده، چشمه‌ها و آب‌بندان ها برای تغذیه و آبیاری استفاده ‌شود. با توجه به این که بیش از 70 درصد از اراضی برنج‌کاری در گیلان در محدوده شبکه آبیاری سد سفیدرود واقع شده و از آب سد سفیدرود تغذیه می‌کند. نقش سد سفیدرود با قدمت بهره‌برداری 54 ساله در اقتصاد گیلان کاملاً مشخص و حیاتی است. هرچند با توجه به شرایط آب وهوایی، این برنامه نوسان‌هایی را از نظر میزان موفقیت در کارنامه خود داشته است.

نکته اساسی اینکه یکی از دلایل موفقیت این برنامه تکیه این سامانه تناوبی آبیاری به شرایط آب وهوایی داخلی استان گیلان بوده است. یعنی میزان باران در زمان کشت محصول برنج، که این مسئله با اصطلاح فنی «بارش مؤثر» یا «بارش بهنگام» مرتبط است. بارش‌های بهنگام ماه‌های فروردین، اردیبهشت، خرداد و در نهایت تا حدوی تیرماه، همیشه نقش موثری در رفع تشنگی و نجات مزارع برنج استان گیلان داشته است. در سال آبی جاری (99-1398)، حدود 60 روز پیوسته در ماه خرداد و تیر، باران نبارید، بارانی که همیشه انتظار باریدنش بود. شرایط مرزی و حساس تامین آب ناشی از بارش موثر آنچنان تاثیرگذار است که هرگونه تاخیرِ بیشتر در بارش آن، می تواند موجودی آب سد سفیدرود را به خطر بیاندازد. اینگونه شرایط به نسبه ناآشنا و جدید در آب وهوای گیلان که اتفاقا در مواقعی مثل فروردین سال 98 که بارش تا 90 درصد و خرداد امسال که جلگه مرکزی تا 99 درصد کاهش بارش را تجربه کرده، نشان از خطری مزمن در شرایط تامین آب گیلان دارد. اگر قرار باشد نه حوضه سفیدرود تامین کننده آب مورد نیاز محصول استراتژیک برنج نباشد و نه آب وهوا همراهی کند، راه چاره چه خواهد بود؟!!!! نکته‌ای که چالش برنامه‌ریزی سال‌های اخیر کارشناسان تصمیم‌گیر در زمینه توزیع آب در سطح جلگه گیلان بوده، عدم تحقق الگوی مسلط بلندمدت استان گیلان است.

نقش پررنگ تغییر آب‌وهوا سبب تزلزل و پیش‌بینی‌ناپذیری و عدم قطعیت شده‌است. تغییر آب‌وهوا، اَبَرچالش است، مسئله‌ای که تمامی الگوها و الگوریتم‌های ذهنی و برنامه‌ریزی بلندمدت ما را با چالش کشیده و خواهد کشید. دیگر الگوریتم ثابت و برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده راه چاره نخواهد بود. دیگر پنجک تیرماه، امان دل تشنه زمینهای جلگه گیلان شاید نباشد، باید هوشیار بود و هوشیار زیست.

*هواشناس

**آب‌وهواشناس

اولین نفری باشید که نظر میدهید.