رفتار درمانی شناختی (CBT) چیست؟
بخش اجتماعی- رفتار درمانی شناختی (Cognitive Behavioral Therapy) که در ایران با نام درمان شناختی رفتاری هم شناخته میشود، یکی از بزرگترین دستآوردهای علم روانشناسی در نیم قرن گذشته است. این روش درمانی چنان مؤثر بوده است که برای توصیف آن از عبارت «انقلاب شناختی» استفاده میشود. این نظریه اثربخشترین روش در درمان اختلالات اضطراب و افسردگی است. همچنین در درمان و کاهش علائم بیماریهای حاد روانی مانند اسکیزوفرنی و اختلال دوقطبی تأثیر بسیاری دارد. مبانی فلسفی و علمی درمان شناختی رفتاری چنان قدرتمند هستند که باعث میشوند این نظریه در میان روشهای مختلف روانشناسی بیشتر از همه پیشرفت کند. حجم و تعداد پژوهشها و آزمایشهای بالینی و علمی در زمینه رفتار درمانی شناختی به حدی زیاد است که تنها در مؤسسهی بهداشت ملی ایالات متحده آمریکا در طول ده سال گذشته بیش از دههزار تحقیق و آزمایش در زمینه رفتار درمانی شناختی به ثبت رسیده است.
درمان شناختی رفتاری یا به اختصار سی.بی.تی (CBT)، یک روش رواندرمانی کوتاهمدت است که رواندرمانگران از آن برای آموزش افراد استفاده میکنند و احساسات و رفتارهای آنها را از طریق تغییر الگوهای فکری و باورهایشان، تغییر میدهند. در حقیقت اساس رفتار درمانی شناختی این است که نوع تفکر و الگوهای فکری و شناخت ما از محیط اطراف و خودمان و البته تفسیر شخصی ما از اتفاقات زندگی، باعث بروز رفتارها و احساسات ما میشود و به طور کلی ما هرطور که فکر کنیم، همانطور هم احساس میکنیم و رفتارهای ما متناسب با همان افکار و احساسات شکل میگیرند.
منظور از رفتار درمانی شناختی تنها یک گونهی خاص از رواندرمانی نیست، بلکه رفتار درمانی شناختی به علت گستردگی جنبهی علمی و نظریاش، شامل الگوهای بسیار متنوع رواندرمانی میشود. نظریههای شناختدرمانی (Cognitive Therapy)، رفتار درمانی عقلانی-هیجانی (REBT)، شناختدرمانی مبتنی بر حضور ذهن (MBCT)، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)، فراشناخت درمانی (Metacognitive Therapy)، رفتار درمانی دیالکتیک (DBT)، درمان چندوجهی (MMT) و بسیاری از نظریات دیگر زیرمجموعهی رفتار درمانی شناختی محسوب میشوند که همگی دارای سابقهی تجربی بالینی بسیار قدرتمندی هستند.
هدف اصلی رفتار درمانی شناختی این است که با تغییر و اصلاح شیوهی تفکر و رفتار، احساسات فرد را تغییر دهد. رفتار درمانی شناختی میتواند به مردم برای حل مشکلات پزشکی، اجتماعی، شغلی و عاطفیشان کمک کند. بزرگترین نقطهضعف شیوههای قدیمی رواندرمانی، ربط دادن اتفاقات دوران کودکی با مشکلات حال حاضر افراد بود، ولی در رفتار درمانی شناختی به «اینجا و اکنون» میپردازیم. در حقیقت رفتار درمانی شناختی با بهرهگیری از تحقیقات و پژوهشهای مختلف علمی نشان داد که بیشتر مشکلات روانی و اختلالات احساسی به خاطر باورها و طرز فکر کنونی افراد به وجود میآیند. پرورش مهارتهای خاصی مانند شناسایی افکار غیرواقعی، اصلاح باورهای غیرمنطقی و مدیریت روابط عمومی میتواند باعث افزایش احساس رضایت در افراد مختلف شود.
فرد ممکن است به هر اتفاقی بیش از حد واکنش نشان دهد و عصبانی بشود و احساس ناراحتی شدید بکند. چنین احساساتی به خاطر نتیجهگیریهای معیوب و غیرواقعی به وجود میآیند. در حقیقت افکار خودکار غیرمنطقی باعث چنین برداشتهای غیرواقعی میشوند. این تفکر غیرواقعی و غیرمنطقی باعث به وجود آمدن یک چرخه معیوب در زندگی فرد میشوند. در حقیقت افراد بر اساس برداشتهای غیرواقعی خود از اتفاقات روزمره و حتی اتفاقات ناخوشآیند، از نظر احساسی و هیجانی صدمه میبینند و چنین آسیبی از نظر احساسی باعث شکلگیری رفتارهای مخرب میشود. با توقف این افکار غیرواقعی و تبدیل آنها به افکار منطقی و مبتنی بر واقعیت، چنین چرخهی معیوبی به طور کامل از بین میرود.
به طور مثال، فردی که دچار هراس از دندانپزشکی است، به شدت از رفتن به دندانپزشکی میترسد چرا که فکر میکند هر بخش از روند درمان در دندانپزشکی بسیار دردآور است و حتی ممکن است باعث مرگ شود. چنین ترسی ممکن است به خاطر یک تجربه ناخوشایند در دوران کودکی فرد شکل گرفته باشد. فردی که دچار هراس از دندانپزشکی است ممکن است دچار بیخوابی و اضطرابهای شدید باشد و حتی به خاطر ترس از دندانپزشکی سلامت دندان و لثههای خود را کاملا از دست بدهد. در این مثال تفکر غیرمنطقی فرد اینگونه است: چون من یک بار در مطب دندانپزشکی درد کشیدهام، پس هر بار و به هر دلیلی که به دندانپزشکی مراجعه کنم درد خواهم کشید. یک رواندرمانگر شناختی-رفتاری میتواند با شناسایی و حذف این تفکر غیرواقعی و یافتن روشی برای غلبه بر این ترس، به فرد مبتلا به هراس از دندانپزشکی کمک کند.
همانطور که اشاره شد، رفتار درمانی شناختی یک روش روندرمانی کوتاهمدت و مؤثر است که روند درمان در آن بین یک تا بیست جلسه طول میکشد. رفتار درمانی شناختی به طور تخصصی برای بهبود وضعیت احساسی و حل مشکلات هیجانی و رفتاری بیمار و همچنین جلوگیری از بازگشت مجدد این مشکلات طراحی شده است.
در طول دورهی درمان، مشاور و مراجعهکننده در مورد روشهای مورد استفاده و اهدافی که در جلسات درمان باید به آنها برسند بحث میکنند و به نتیجه میرسند. در حقیقت بیمار باید برای اثربخشی درمان شناختی رفتاری، تمریناتی انجام دهد.
رفتار درمانی شناختی در حقیقت روشی برای کشف این واقعیت اساسی است که حوادث، رویدادها و مشکلات نیستند که باعث ایجاد اختلالات احساسی و ناراحتیهای متعدد ما میشوند بلکه معنایی که ما به این رویدادها و مشکلات بار میکنیم چنین احساساتی را در ما به وجود میآورد. تحریف واقعیت و افکار غیرمنطقی منجر به رفتارهای مشکلساز و اختلال در عملکرد ما میشوند. شناخت افکار معیوب، اصلاح باورهای ناکارآمد و افزایش کیفیت روابط عمومی میتواند بسیاری از بیماریهای شایع روانی را مانند اضطراب، افسردگی و اختلالات هراس درمان کند.
در چند سال گذشته تحقیقات و پژوهشهای متعدد نشان دادهاند که رفتار درمانی شناختی در درمان کمردرد و دردهای مختلف عصبی به نحو چشمگیر مؤثر بوده است. برای نمونه یک مطالعه نشان داد که رفتار درمانی شناختی در کنترل علائم بیماری در بانوان مبتلا به سرطان پستان و یائسگی مؤثر بوده است. در این آزمایش که از ۴۲۲زن به طور تصادفی به عمل آمد، مشخص شد ورزش در کنار رفتار درمانی شناختی در کنترل علائم بیماری تأثیر دارد. آزمایشها نشان دادند که بعد از ۶تا ۱۲هفته علائم مربوط به یائسگی از جمله گرگرفتگی و تعرق شبانه به طور قابل ملاحظهای کاهش یافته و حتی عملکرد غدد درونریز متعادلتر و عملکرد فیزیکی بانوان بهتر شده است.
در پایان باید گفت که با ظهور درمان شناختی رفتاری، روانشناسان به بهبود وضعیت بهداشت روانی بسیار خوشبینتر شدهاند. رفتار درمانی شناختی در کشور ما هم رشد قابل توجهی
