چاپ بازگشت دعوت دو چشمحیران خاطرات سبزیک زبانپر از حرفهای ناگفتهدو گوشآکنده از ناشنیدههاو یک مغزسرشار وحشت سلاخ ...بفرماییدصبحانه حاضر است!اکبر اکسیر