پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۸
۲۶ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۹ ژانویهٔ ۲۰۲۰
شماره 5391

​ چه طور درباره سلامت روان فرزندان مان با آن ها حرف بزنیم؟


بخش اجتماعی- اطمینان از سلامت روان امر مهمی است. گفت‌وگو با فرزندمان به روش درست راه ارتباط را باز و به شناسایی علائم هشداردهنده اضطراب، افسردگی یا زورگویی کمک می‌کند. مشکلات روحی و روانی تنها به بزرگسالان محدود نمی‌شود، بنابراین توجه به سلامتی روانی فرزندان‌مان بسیار مهم است. نخستین گام در این راستا، صحبت کردن دربارهٔ سلامت روان با فرزندان‌مان است؛ کاری که در حرف آسان‌تر از عمل است. همراه ما باشید، توصیه‌ها و راهکارهای ارائه‌شده در این مطلب به شما در این مسیر کمک می‌کنند.

به گفتهٔ دکتر «دونالد مردکای» Donald Mordecai)) تأثیر سرپرست باملاحظه و مراقب انکارناپذیر است. به گفتهٔ او، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که رابطه‌ای مانا، ایمن و پرورنده می‌تواند در برابر بحران‌ها و رویدادهای دشوار مانند عامل محافظتی عمل کند.

نخستین گام برای ایجاد رابطه، صحبت کردن دربارهٔ سلامت روان با فرزندان‌مان است. مردکای تأکید می‌کند که چگونگی پرداختن به این موضوع مسئله‌ای حیاتی است!

در ادامه به این می‌پردازیم که چطور و چه زمانی دراین‌باره گفت‌وگو کنیم، به دنبال چه نشانه‌های هشداردهنده‌ای باشیم و در صورت شناسایی نشانه‌های هشدار، چطور به فرزندان‌مان کمک کنیم.

بیشتر به احساسات‌تان و چالش‌های آن بپردازید

بچه‌ها، رفتار پدر و مادر (یا دیگر سرپرستان) را الگو قرار می‌دهند. با پرداختن به احساسات و تأکید بر اهمیت آنها، می‌توانیم الگوی خوبی برای بچه‌ها خلق کنیم.

آن‌طور که دکتر «الی لبوویتز»Eli Lebowitz))، مدیر برنامهٔ اختلالات اضطراب در مرکز مطالعات کودکان یِیل می‌گوید: «با صحبت از احساسات‌تان، به بچه‌ها نشان دهید اشکالی ندارد که احساسات‌شان را بروز بدهند و از آن صحبت کنند.»

مشکل روحی‌تان را به‌شکلی مناسب با بچه‌ها در میان بگذارید

آشکار‌سازی و پنهان نکردن، بعد مهمی از صحبت دربارهٔ سلامت روان است. بنابراین اگر دچار مشکل یا یکی از اختلالات روانی هستید، به‌شکلی مناسب آن را با فرزندان در میان بگذارید و روشن کنید که چگونه برای بهبود یا تقویت سلامتی روانی‌تان تلاش می‌کنید. اگر برای افسردگی دارو مصرف یا در جلسه‌های روان درمانی شرکت می‌کنید، حتی اگر برای آرامش بیشتر یوگا می‌کنید، دراین‌باره با فرزندتان صحبت کنید.

به اعتقاد دکتر «الکساندارا هملت» Alexandra Hamlet))، روان‌شناس بالینی مرکز اختلالات خلقی در مؤسسهٔ روان کودک، بخشی از ابهام سلامت روان با پرداختن و عینیت بخشیدن به آن از بین می‌رود.

به گفتهٔ او همان‌طور که از مشکلات و بیماری‌های جسمی صحبت می‌کنیم، باید از بیماری‌ها و مشکلات روانی هم بگوییم! او معتقد است این مسئله تا اندازهٔ زیادی به کودک بستگی دارد. اگر او مضطرب است، ممکن است موضوع را به بحرانی تبدیل کند؛ در غیر این‌ صورت صحبت کردن و ارائهٔ اطلاعات به او کمک می‌کند. می‌توانیم بگوییم: «مامان برای اینکه غمگین نباشه، باید قرص بخوره. این قرص کمک می‌کنه که مامان مثبت فکر کنه!» اگر کودک سؤالی پرسید که جوابش را نمی‌دانیم یا درباره‌اش مردد هستیم، می‌توانیم بگوییم «سؤال خوبیه! درباره‌اش فکر/تحقیق می‌کنم.» به‌هرحال، اگر درمان خاصی را دنبال می‌کنید (برای مثال اگر دارو مصرف می‌کنید)، فکر نکنید کودک متوجه آن نمی‌شود.

هر روز با فرزندانتان صحبت کنید

هرچند پدر و مادرها بیشتر مایلند نشانه‌های هشدار را شناسایی کنند؛ فراموش نکنید که باید هر روز دربارهٔ زندگی و کارهای روزمره‌ فرزندتان از او سؤال کنید.حتی وقتی مشکلی وجود ندارد،باز هم صحبت کنید.

هر چه این پرسش‌ها مشخص‌تر باشند، بهتر است. سؤال‌های بسته نپرسید. این پرسش‌ها با پاسخ‌هایی مانند «خوبم» به پایان گفت‌وگو می‌انجامند. به توصیهٔ روان‌شناس «ملیسا کوش» Melissa Koch))، می‌توانیم سؤال‌هایی مانند «بهترین قسمت روز کی بود؟»، «امروز انجام چه کاری برات سخت بود؟»، «دوست داری دربارهٔ چه بخشی از امروزت برای من بگی؟» بپرسیم.

با لحنی خنثی صحبت کنید

مددکار اجتماعی بالینی، «لین زَکری» Lynn R. Zakeri))، می‌گوید «من هر روز با لحنم نشان می‌دهم که پیش‌داوری نمی‌کنم!» به عقیدهٔ او پرسشی ساده مانند «امتحان چطور بود؟» بسته به اینکه با چه لحنی پرسیده شود، می‌تواند ۱۰ برداشت مختلف ایجاد کند!

نخست کمی از خودتان بگویید

آن‌طور که «لین زَکری» می‌گوید شروع گفت‌وگو با داستانی جذاب و کوتاه (حتی موضوعی که به آن افتخار نمی‌کنید یا نشانهٔ آسیب‌پذیری‌تان است)، باعث می‌شود فرزندتان راحت‌تر اعتماد کند و روراست حرفش را بزند. این‌گونه به‌جای کلنجار رفتن و زیرزبان‌کشی، برای هم داستان تعریف می‌کنیم.

عوامل حواس‌پرتی را کنار بگذارید

هنگام گفت‌وگو، تمام توجه‌تان را به موضوع بحث بدهید تا بتوانید نام‌ها و رویدادها را به‌خاطر بسپارید. فرزندان ما دوست دارند بدانند که به آنها گوش می‌دهیم؛ شنیدن جمله‌ای مانند «آرش همون دوستته که فوتبالش خوبه؟» مایهٔ خوشحالی فرزندمان می‌شود.

اگر فرزندتان با شما صحبت نمی‌کند، از دیگران کمک بگیرید

گاهی فرزندمان مایل نیست با ما صحبت کند، اما ممکن است حاضر باشد حرفش را به شخص دیگری بزند. پیش از اینکه سؤالات مختلف را پشت هم ردیف کنید، از فرزندتان بپرسید که دوست دارد با شما صحبت کند یا شخص دیگری را ترجیح می‌دهد.

برای برقراری ارتباط با خردسالان از شکلک‌ها کمک بگیرید

شکلک‌های احساسات یا ایموجی‌ها می‌توانند به بچه‌های خردسالی که دامنهٔ واژگان‌شان گسترده نیست، کمک کنند.

با استفاده از نموداری شامل شکلک‌های مختلف، کنکاش کنید و بفهمید کودک‌تان چه احساسی دارد. اگر کودک‌تان شکلکی را انتخاب کرد، دربارهٔ آن توضیح دهید: «به‌نظر می‌رسه که عصبانی هستی!» باز کردن راهی برای صحبت دربارهٔ احساسات، باعث می‌شود وجود و بروز آنها مسئله‌ای طبیعی جلوه کند. این‌گونه وقتی احساس خاصی در کودک غلیان می‌کند، او گمان نمی‌کند که مشکل از اوست.

نشانه‌های هشداردهنده را بشناسید

شما بهتر از هر کس دیگری فرزندتان را می‌شناسید. اگر متوجه تغییر رفتار فرزندتان شدید، دربارهٔ آن کنجکاوی کنید.

به گفتهٔ دکتر «مردکای» به‌طور کلی تغییرات رفتاری زیر ممکن است نشانهٔ مشکل روحی و روانی باشند:

بی‌تابی و پریشانی

پرخاشگری

بی انگیزگی، نداشتن اشتیاق و انرژی

فراموش کاری و عدم تمرکز

دوری از دوستان و اجتناب از فعالیت

غیبت از مدرسه و ضعف تحصیلی

تغییر در خواب و خوراک

سردرد و بدن‌درد تکرارشونده

مصرف مواد

خودآزاری

نسبت به مسائل به‌ظاهر بی‌اهمیت، بی‌تفاوت نباشید

همهٔ ما زمانی کودک بوده‌ایم، اما اغلب فراموش می‌کنیم که در کودکی چقدر شکننده بوده‌ایم. همهٔ مسائلی که پس از سن بلوغ بهتر با آنها کنار می‌آییم (مانند مشاجره با دوستان یا بازخورد منفی دیگران)، در کودکی بسیار بغرنج و کنار آمدن با آنها غیرممکن به‌نظر می‌رسند.

«هملت» تأکید می‌کند که ممکن است به‌سادگی از کنار مسائل جزئی مانند قهر کردن بچه‌ها بگذریم، چون نمی‌دانیم این مسائل چه تأثیر ناخوشایندی روی آنها دارد. همچنین ممکن است چون درک نمی‌کنیم که چرا چنین موضوعاتی این‌قدر برای بچه‌ها اهمیت دارند، به‌سادگی از آنها بگذریم و با خود بگوییم «درست می‌شه!» درست است که نیت بدی نداریم، اما باید این موارد به‌ظاهر بی‌اهمیت را جدی بگیریم و درد و رنج کودک‌مان را معتبر بدانیم؛ حتی اگر با پریشان شدن به‌خاطر چنین موضوعاتی موافق نباشیم.

به‌دنبال حل مشکل نباشید

آن‌طور که روان‌شناس بالینی، «وایولا درانکولی» Viola Drancoli))، می‌گوید یکی از موارد رایج در جلسات گفت‌وگوی مشترک با والدین و فرزندان این است که پدر و مادر پیوسته به‌دنبال ارائهٔ راه‌حل هستند! پدر و مادرها می‌خواهند نشان دهند که به فکر فرزندشان هستند و دوست دارند کمک کنند، اما تجربه می‌گوید بچه‌ها راه‌حلی را که خود به آن رسیده باشند، ترجیح می‌دهند.

همان‌طور که دکتر «هملت» با اشاره به تأیید کردن و اعتبار بخشیدن به بچه‌ها گفت، آنها دوست دارند حرف‌شان را به‌تمامی بشنوید. بچه‌ها دوست دارند ما حرف‌شان را جدی بگیریم، بدون اینکه قضاوت کنیم. پدر و مادرها اغلب برای ارائهٔ راه‌حل و رفع مشکل شتاب می‌کنند، و این می‌تواند به‌معنی بی‌اعتبار کردن حرف فرزندمان باشد!

به گفتهٔ «باب کانینگهام» Bob Cunningham))، کارشناس در زمینهٔ اختلالات یادگیری و توجه، وقتی با شتاب به‌سراغ راه‌حل می‌رویم، در واقع گفت‌وگو را پایان می‌دهیم! ما می‌توانیم با استفاده از عبارت‌هایی مانند «خُب …»، نشان ‌دهیم حرف فرزندمان را می‌شنویم و دوست داریم بیشتر دربارهٔ چالش پیش‌رویش بشنویم.

بپرسید که آیا کاری برای بهبود وضعیتش کرده است و او را به‌خاطر تلاشش تشویق کنید. در ادامه سؤالاتی بپرسید که نشان دهند، او اختیار امور را در دست دارد؛ پرسش‌هایی مانند «دیگه چه کار می‌تونی بکنی؟» به او یادآوری کنید که در کنارش هستید، کمک می‌کنید سلامت روانش را مدیریت کند و هر زمان لازم باشد می‌توانید با معلم یا پزشکش صحبت کنید.

چطور کمک بگیریم؟

روشهای مختلفی برای کمک گرفتن وجود دارد.اگر متوجه شدید مشکلی وجود دارد، موضوع را با پزشک کودک‌تان در میان بگذارید. او شما را به مرجع یاری‌گر مناسب ارجاع می‌دهد. در ادامه مشکل تشخیص و درباره روش‌ مناسب مراقبت و درمان بحث می‌شود. روش درمان بسته به شدت نشانه‌ها متفاوت است و ممکن است شامل مشاوره، رفتار درمانی، گروه درمانی و/یا مصرف دارو باشد.

اگر امکانات درمانی محدود است، با معلم فرزندتان یا مشاور مدرسه صحبت کنید. در صورت امکان با گروه‌های حمایتی محلی ارتباط برقرار کنید. ممکن است تماس با اورژانس اجتماعی هم سودمند باشد. دکتر «باربارا ون دالن» (Barbara Van Dahlen ) یادآوری می‌کند که رجوع به بزرگسالانی که در زندگی فرزندتان نقش دارند، می‌تواند سودمند باشد؛ افرادی مانند مربی فوتبال یا دایی موردعلاقهٔ فرزندتان.

هرچند در بهترین حالت، درمان پزشکی حرفه‌ای مطلوب است، اما به گفتهٔ «ون دالن» امروزه منابع و مراجع روان‌درمانی کافی برای درمان همهٔ افراد نیازمند وجود ندارد. اگر بهترین روش درمان در دسترس‌تان نیست، تعلل نکنید و از امکانات موجود بهره بگیرید. «ون دالن» معتقد است، پدر و مادر‌ها با افزایش آگاهی و بهره‌گیری از روابط‌شان می‌توانند کارهای زیادی انجام دهند.

همچنین می‌توانید به گروه‌های حمایتی شامل پدر و مادرهایی که با مشکلات مشابه سروکار دارند، بپیوندید. اما حواس‌تان باشد پیش از ارزیابی و معاینهٔ فرزندتان توسط کارشناش، دست به تشخیص نزنید.

آیا پیش از این دربارهٔ سلامت روان با فرزندتان گفت‌وگو کرده‌اید؟ بی‌تردید این مسئله برای‌ هر پدر و مادری مهم است. تجربه‌تان را از پرداختن به این موضوع و بحث درباره آن با فرزندان‌تان، برای دیگران هم به ‌اشتراک بگذارید.

والدین تا چه حد مجاز به جروبحث در مقابل کودکان‌ هستند؟

بحث و مشاجره زوج‌ها در زندگی تمامی آنها وجود دارد، اما گاهی اوقات فرزندان شاهد دعوای پدر و مادرها هستند که البته نباید باعث نگرانی آنها شود. در حقیقت بسیاری از دعواها می‌توانند ابزار مناسبی برای آموزش کودکان باشند. هنگام دعوا و مشاجره با همسرتان، مواردی وجود دارند که باید به‌خاطر داشته باشید تا لطمه‌ای به احساس امنیت فرزندتان وارد نشود؛ علاوه‌بر اینکه با استفاده از این قوانین می‌توانید نکات ارزشمندی را به آن‌ها بیاموزید.

۱. منصفانه دعوا کنید

دعوای منصفانه به این معناست که از گفتن کلمات زشت، فریادزدن و تهدیدکردن خودداری کنید. دکتر تینا بی تسینا، روان‌درمانگر، توصیه می‌کند که هنگام دعوا، روی موضوع اصلی بحث تمرکز کنید. «مشاجره‌های بی‌قاعده‌وقانون باعث می‌شود که کودکان، مسئولیتی را احساس کنند که ارتباطی به آنها ندارد، یعنی تلاش می‌کنند که از دعوای والدین خود جلوگیری کنند. در نتیجه الگوی نادرستی از ازدواج در ذهن آنها شکل می‌گیرد و ممکن است بر توانایی حفظ روابط آن‌ها تأثیر بگذارد.» یک روان‌شناس بالینی به نام مایکل اوسیت معتقد است که کودکان نباید شاهد خشونت‌های خارج از کنترل باشند. «آن‌ها باید بدانند که پدرومادرها می‌توانند از دست یکدیگر عصبانی باشند و در عین حال،‌ همدیگر را دوست داشته باشند.»

بحث و مشاجره در زندگی تمامی زوج‌ها وجود دارد، اما گاهی اوقات فرزندان شاهد دعوای پدر و مادرها هستند که البته نباید باعث نگرانی آنها شود.

۲. موضوعات مربوط به بزرگسالان را بیان نکنید

گفت‌وگو درباره‌ی بسیاری از موضوعات در مقابل کودکان بی‌اشکال است. با این حال مسائلی وجود دارند که باید از بیان آنها خودداری کنید؛ برای مثال روابط جنسی. مثال دیگر اینکه نباید در حضور کودکان، درباره‌ی دورهمی مردانه‌ی همسرتان که تا دیروقت طول کشیده حرفی بزنید. دکتر تسینا معتقد است که کودکان نباید درباره‌ی مسائلی که در دورهمی‌ها رواج دارد چیزی بدانند. «آن‌ها نمی‌دانند که چطور باید با مسائل مربوط به بزرگسالان روبه‌رو شوند، بنابراین نباید آن‌ها را در معرض چیزهایی قرار دهید که هنوز آمادگی روبه‌روشدن با آن را ندارند.» اظهار نظر منفی یا بدگویی درباره‌ی خانواده‌ی همسرتان از دیگر مواردی است که باید از آن خودداری کنید؛ چراکه ممکن است کودکان این حرف‌ها را در مقابل آن‌ها تکرار کنند یا اینکه نسبت به آنها رفتار متفاوتی نشان دهند.

۳. درباره‌ی مسائل مربوط به کودکان بحث نکنید

احتمالا درباره‌ی مسائل و قوانین تربیتی کودکان با همسرتان اختلاف‌نظر دارید، اما فراموش نکنید که این موارد را باید در خلوت خود بیان کنید. دکتر اوسیت معتقد است که بحث کردن درباره‌ی این مسائل در مقابل کودکان باعث می‌شود، پدر یا مادری که نظری برخلاف خواسته‌ی کودک دارد یا اصطلاحا از او طرفداری نمی‌کند، جلوه‌ی بدی داشته باشد. علاوه‌براین، نفوذ و اعتبار این پدر یا مادر از بین می‌رود و کودک ارزشی برای حرف‌های او قائل نمی‌شود. اما نکته‌ی مهم‌تری نیز وجود دارد؛ اگر کودکان بدانند که می‌توانند باعث دعوای پدرومادر شوند و نظر آنها را به نفع خود تغییر دهند، ممکن است از نقش خود سوءاستفاده کنند. دکتر اوسیت دراین‌باره می‌گوید: «اگر کودکان انتظار داشته باشند که تمامی خواسته‌هایشان باید تحت هر شرایطی برآورده شود، در این صورت، جایگاه و موقعیت خود به‌عنوان یک فرزند را درک نمی‌کنند. آنها تصور می‌کنند که در سایر مسائل مربوط به خانواده نیز نفوذ و اعتبار دارند.»

۴. قبل از بزرگ شدن مشکلات به آنها رسیدگی کنید

اختلاف‌نظر بخش جدایی‌ناپذیر زندگی زناشویی است، اما به‌گفته‌ی دکتر رابرت اپستین، همیشه راهی برای فرار از بحث و مشاجره وجود دارد. «تمامی مشکلات را می‌توان با آرامش و مسالمت‌آمیز برطرف کرد.» دکتر اپستین توصیه می‌کند که به‌جای دعوا برای شستن ظرف‌ها، درباره‌ی اینکه چه کسی ظرف‌های قبلی را شسته یا اینکه چه کسی غذا را آماده کرده صحبت کنید. یا حتی با پرتاب سکه و شیر یا خط کردن می‌توانید نوبت شستن ظرف‌ها را مشخص کنید. در این صورت، فرزند شما خوشحال خواهد شد، چراکه مشکل را به شیوه‌ی مثبتی برطرف می‌کنید.

۵. مطمئن شوید که از برطرف شدن مشکل باخبر شده‌اند

دکتر اوسیت توصیه می‌کند که از بحث و مشاجره در مقابل کودکان خودداری کنید، ‌بااین‌حال صحبت کردن درباره‌ی اختلاف‌نظرهای جزئی که به‌سادگی برطرف می‌شود، می‌تواند مزایایی هم داشته باشد. او معتقد است اگر کودکان شاهد بحث‌های جزئی مثل اختلاف‌نظر درباره‌ی انتخاب برنامه‌ی تلویزیونی یا وعده‌ی غذایی باشند،‌ برای آنها مفید خواهد بود. این موارد درحقیقت فرصت‌هایی برای آموزش شیوه‌ی بحث کردن هستند؛ هدف این است که به توافق برسید نه اینکه برنده شوید. دکتر تسینا دراین‌باره می‌گوید: «آنها با تماشای شما، مذاکره کردن را می‌آموزند. همچنین برطرف‌کردن مشکلات و گوش‌کردن به مسائلی را یاد می‌گیرند که با آن‌ها موافق نیستند. فرزندان یاد می‌گیرند که نیازهای طرف مقابل را در نظر داشته باشند و تا زمانی که به یک راه‌حل مشترک نرسیده‌اند، به صحبت کردن ادامه دهند.» شما با استفاده از همین مشاجره‌ها می‌توانید به فرزندان‌تان بیاموزید که زندگی و روابط خود را با همکلاسی‌ها در مدرسه، خانه و خانواده، دانشگاه و محل کار مدیریت کنند.

۶. به صورت جداگانه به کودکان اطمینان دهید

اگر فرزندتان شاهد درگیری شدید شما با همسرتان بوده است، باید بعد از آرامش اوضاع، به او اطمینان دهید که مشکلی وجود ندارد.

اگر فرزندتان شاهد درگیری شدید شما با همسرتان بوده است، باید بعد از آرامش اوضاع، به او اطمینان دهید که مشکلی وجود ندارد. دکتر اوسیت توصیه می‌کند: «اول از همه به آنها بگویید متأسفم که در حضور تو دعوا کردیم، ما نباید این کار را می‌کردیم. فراموش نکنید که باید جداگانه این کار را انجام دهید، نه هم‌زمان. این کار جنبه‌ی رسمی دارد؛ پس جداگانه و کاملا عادی به او اطمینان دهید که مشکل برطرف شده است.» این مسئله اهمیت زیادی دارد، چراکه عصبانیت ناشی از این دعواها در کودکان به دعواهای خارج از خانه منجر خواهد شد. به گفته‌ی دکتر اوسیت: «بچه‌ها معمولا درگیری‌های خانوادگی را در سایر روابط خود تکرار می‌کنند. آن‌ها می‌توانند دعوای پدرومادرها را به درگیری با خواهر و برادرها، معلم‌ها یا هم‌کلاسی‌ها منتقل کنند. یا اینکه نمی‌توانند این مشکل را مدیریت کنند و افسرده می‌شوند.»

۷. کودکان را مجبور نکنید تا از کسی طرفداری کنند

یکی دیگر از مواردی که باید از آن خودداری کنید این است که هرگز از کودکان نخواهید که از پدر یا مادر خود طرفداری کنند. لیندا نیلسن، روانشناس دانشگاه ویک فارست، معتقد است که نباید از کودکان بخواهید که یکی از والدین را انتخاب کند و تنها با نظر یکی از آنها موافق باشد. کودکان می‌توانند تنها شاهد باشند، اما چیزی که به آن‌ها آسیب وارد می‌کند، این است که آنها را در دعوای خود سهیم کنید؛ ‌حتی اگر موضوع بحث،‌ ساده و بی‌اهمیت باشد. اگر آن‌ها بدانند که با رأی موافق به یکی از والدین خود می‌توانند به دعوای آنها پایان دهند، باعث می‌شود که احساس قدرت نادرستی نسبت به جایگاه خود در خانواده داشته باشند. علاوه‌براین، انتخاب یکی از والدین باعث می‌شود که نسبت به دیگری احساس گناه داشته باشند. چنین حالتی حتی از تأثیر مشاجره‌ی مهم در حضور کودکان نیز بدتر است.

۸. پس از پایان دعوا حتما اوقاتی را باهم سپری کنید

عصبانیت و رفتار غیرمنطقی با کسانی که دوست‌شان دارید، از علائم و نشانه‌های استرس است. دکتر اپستین می‌گوید: «اگر کنترل خودمان را از دست بدهیم، یعنی استرس داریم. احتمالا تا چند دقیقه پس از پایان دعوا هم کمی مضطرب هستیم و کودکان‌مان نیز همین‌طور هستند. بنابراین باید به‌دنبال راهکاری باشید که استرس خود و کودکان را مدیریت کنید.»

گاهی اوقات همه‌چیز بر وفق مراد ما پیش نمی‌رود و باعث می‌شود که احساس ناخوشایندی داشته باشیم، اما همیشه راه‌هایی برای ایجاد احساس بهتر وجود دارد. پیشنهاد می‌کنیم کمی قدم بزنید، شنا کنید یا کمی خرید کنید. به‌گفته‌ی دکتر اپستین این کارها کمک می‌کنند تا دعوا را فراموش کنید.

۹. تلاش نکنید که بی‌نقص باشید

کودکان شما نباید تصور کنند که در زندگی خانوادگی آنها هیچ‌گونه دعوا و مشاجره‌ای وجود ندارد، چراکه در این صورت برای زندگی واقعی در دنیای بیرون آمادگی نخواهند داشت. به‌گفته‌ی دکتر نیلسن، برخی از فرهنگ‌ها کاملا با بحث‌های کلامی بیگانه‌اند. اما رشد کودکان در فرهنگ‌هایی که بحث و درگیری در آنها وجود دارد، باعث می‌شود که عکس‌العمل آنها نسبت به دعواها کاملا معمولی باشد و می‌دانند که اصطلاحا، آسمان به زمین نمی‌آید. دکتر نیلسن می‌گوید: «بعضی خانواده‌ها با تمیزی بیش از اندازه، به سیستم ایمنی بدن کودکان خود آسیب می‌رسانند. حفاظت از کودکان در برابر دعواها نیز تأثیر مشابهی دارد. گاهی اوقات باید کمی کثیفی فراهم کنید و به آنها اجازه دهید که نسبت به آن،‌ ایمنی ایجاد کنند.» با این اوصاف، تا زمانی که این اصول و قوانین را رعایت می‌کنید، می‌توانید از دعواها به‌عنوان یک ابزار مناسب آموزشی استفاده کنید.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.