پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۸
۲۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۲ ژانویهٔ ۲۰۲۰
شماره 5385

شهلا ریاحی درگذشت

بخش فرهنگی - شهلا ریاحی بازیگر و اولین کارگردان زن سینمای ایران در ۹۳ سالگی از دنیا رفت.سید عباس عظیمی مدیرعامل موسسه هنرمندان پیشکسوت، خبر درگذشت این هنرمند را تایید کرده است.

شهلا ریاحی در سال های اخیر به دلیل بیماری و کهولت سن از دنیای بازیگری فاصله گرفته بود. او سینمای حرفه‌ای را سال ۱۳۳۰ با بازی در فیلم «خواب‌های طلایی» به کارگردانی معزدیوان فکری تجربه کرد. ریاحی سال ۱۳۳۵ فیلم «مرجان» را کارگردانی کرد و به این ترتیب عنوان اولین زن کارگردان سینمای ایران را به خود اختصاص داد.

از آثار ماندگار این هنرمند می‌توان دلشدگان، گلنار، مرگ پلنگ، چشم عقاب، فرار از جهنم، تحفه هند، رویای نیمه‌شب تابستان و بچه‌های طلاق را نام برد.

پیکر شهلا ریاحی بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون یکشنبه ۱۵ دی در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده خواهد شد.

به نقل از روابط عمومی موسسه هنرمندان پیشکسوت، مراسم تشییع زنده‌یاد شهلا ریاحی پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون یکشنبه ۱۵ دی ساعت ۱۰ صبح از تالار وحدت به سمت قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

همچنین مراسم ترحیم آن مرحومه درپنجشنبه ۱۹ دی ساعت ۱۸ لغایت ۱۹:۳۰ در مسجد جامع شهرک غرببرگزار می‌شود.

بخشی از صحبت‌های این هنرمند با ایسنا که تاکنون منتشر نشده است را می‌خوانید:

ـ شرایط بازیگران زن در پیش از انقلاب و بعد از آن بسیار فرق دارد، فیلم‌های پیش انقلاب اصلا فیلم‌های خانواده‌پسند نبود و بیشتر به مساله غیراخلاقی توجه داشت، در صورتی که زنان سینمای امروز در فیلم‌هایی ایفا نقش می‌کنند که جوایز بسیاری در ایران و خارج از کشور کسب می‌کند. در گذشته کسی تئاتر را به عنوان هنر نمی‌پذیرفت و تحمل‌های هنرمندان شرایط را به امروز رسانده است که سینما به عنوان یک هنر مطرح است و جوانان به راحتی می‌توانند هنرمند شدن خود را با خانواده‌هایشان در میان بگذارند.

ـ من ۳۵ سال داشتم که نوه‌دار شدم و از آن به بعد دیگر در سینما نقش مادر را بازی کردم و تمام نقش‌هایی را که بازی کردم، دوست دارم. هیچ حسرتی در تئاتر و سینما ندارم و تنها دوست داشتم نقش یک نابینا را بازی کنم.

ـ همیشه یکی از دلمشغولی هایم سرودن شعر بوده است. یکی از این اشعار که آن را دوست دارم «تلفن» است که برای نوه‌هایم سروده‌ام: «نویسم نامه‌ای بهر شماها، ندانم از چه گویم از کجاها، ببوسم رویتان این سوی دنیا، شده دیدارتان مانند رؤیا... تلفن می‌رود در موج پس زنگ، دل شوریده‌ام با من کُند جنگ، خدایا خواب هستند یا که بیدار، نشستند یا که هستند بر سر کار، سپس گوید صدایی گرم و شیرین، الو جانم تویی ای یار دیرین، عزیزم قلب و روحم ای پریسا، امید جسم و جان رامین زیبا، برم لذت ز آهنگ صداتان، وجودم پر از آن حال و هواتان، صداتان جان دهد بر من عزیزان، شوم خوب، خوش، سرمست و میزان، خدا آمرزد آن مخترع را، که خوشحالی دهد این مستمع را، «گراهام بل» تو چون دلها کنی شاد، از این رو غرق رحمت روح تو باد».

-تنها با دانشگاه رفتن کسی هنرپیشه نمی‌شود، بلکه وجود حس هنرپیشگی در موفقیت افراد سهم مهمی خواهد داشت.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.