رشت چگونه رشت شد به مناسبت 12 دی ماه روز رشت-
مومن صالحی
(قسمت دهم)
حدود سالهای ۱۲۹۰ خورشیدی با ساخته شدن فیلم مرد زن نمای سیسیل بی دمیل ،صنعت سینما درهالیوود متولد شد.همزمان آلوش بیک در سالن اجتماعات فرهنگ ، که درضلع شمال غربی سبزه میدان (پارکینگ ایران فعلی) قرارداشت ،هفته ای یک باربه نمایش فیلم می پرداخت. پنج سال بعد درسال ۱۲۹۵ خورشیدی کریشا مایاک اولین سینمای رشت را بنام سینما فرهنگ در همین محل افتتاح نمود.این سینما در حمله انگلیسی ها در ۱۲۹۶ به اتش کشیده شد و مجددا با نام سینما خورشید شروع بکار کرد و درسال ۱۳۰۳ نام خود را به سینما ایران تغییرداد.مردم با خرید بلیت به قیمت ده شاهی برای صندلی های جلو و یک ریال وسط و یک و نیم ریال برای لژ، به استقبال و تماشای فیلمهای آن دوره می رفتند. سینما ایران درشکل گیری خاطرات مردم رشت طی پنجاه سال فعالیت خود،نقش موثری داشته است.
حدود سالهای ۱۲۹۰ خورشیدی با ساخته شدن فیلم مرد زن نمای سیسیل بی دمیل ،صنعت سینما درهالیوود متولد شد.همزمان آلوش بیک در سالن اجتماعات فرهنگ ، که درضلع شمال غربی سبزه میدان(پارکینگ ایران فعلی) قرارداشت ،هفته ای یک باربه نمایش فیلم می پرداخت. پنج سال بعد درسال ۱۲۹۵ خورشیدی کریشا مایاک اولین سینمای رشت را بنام سینما فرهنگ در همین محل افتتاح نمود.این سینما در حمله انگلیسی ها در ۱۲۹۶ به اتش کشیده شد و مجددا با نام سینما خورشید شروع بکار کرد و درسال ۱۳۰۳ نام خود را به سینما ایران تغییرداد.مردم با خرید بلیط به قیمت ده شاهی برای صندلی های جلو و یک ریال وسط و یک و نیم ریال برای لژ، به استقبال و تماشای فیلمهای آن دوره میرفتند. سینما ایران درشکل گیری خاطرات مردم رشت طی پنجاه سال فعالیت خود،نقش موثری داشته است.
سینما مایاک رشت
قبل از سال ۱۳۲۰ دومین سینمای رشت ،بنام سینما مایاک در ابتدای خیابان نوساز، شاه (علم الهدی)، مشرف به میدان شهرداری ساخته شد. بلیت این سینما ، ده شاهی بوده که در طول زمان چند بار اسم عوض نموده و به نام های سینما دیده بان ، سینما سهیلا و در نهایت به سینما سپیدرود تغییر نام داد.ساختمان سینما سپیدرود ، در ادوار مختلف تعمیر و بازسازی شده و اکنون پس از هفتاد سال سابقه ، با دو سالن همچنان مشغول نمایش فیلم است.
کافه رستوران «لقانطه فرد» ابتدای خیابان نوساز سپه (امام خمینی) نیز با همت یک مهاجر گرجی(از بستگان ایدین آغداشلو) به سینما تبدیل شده و نام سینما سیروس را بخود گرفت . این سینما سومین سینمای رشت بود که قبل از سال ۱۳۲۰ شروع به کار نمود و بعدها با نام کوروش و سپس انقلاب فعالیت کردو نهایتا در دهه هشتاد شمسی تعطیل گردید و اکنون به خرابه ای متروکه تبدیل شده است.
در دهه ۲۰ شمسی خانم سوریا کاجار(ثریا قاجار) ستاره درخشان گروه هنرمندان اذربایجان شوروی وارد رشت شده و در سالن جنب شهرداری که قبلا بنامهای سینما جهان نما و سینما هما و در اخر سینما شرق ، شناخته میشد ،به نمایش فیلم پرداخت.خانم کاجار بیشتر فیلمهای تبلیغاتی شوروی را نمایش میداد ومورد استقبال توده ای های رشت قرارمیگرفت. سینما شرق ،در برف سنگین سال ۱۳۲۸ (پیله برف) فرو ریخت و شهرداری مکان ان را به مخابرات فروخت و داستان این سینما پایان گرفت وخدمات ان به سالهای بعدی نرسید.
سینما سعدی سال ۱۳۳۵ در خیابان امام خمینی فعلی و سینما خیام ،سال ۱۳۳۶ با نامهای بعدی دیانا و قصرزرین در خیابان لاهیجان روبروی کوچه مهدیه و سینما اسیا در ابتدای خیابان شاه سابق با نام بعدی میرزا کوچک بین سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۴۰ ،کار خود را شروع کردند و با نمایش فیلمهای هندی مثل سنگام و یا فیلم فارسی گنج قارون با هنرمندی فردین و ظهوری و همایون ، استقبال تاریخی مردم رشت و روستاهای اطراف، را شاهد بودند.مردمان ان روزگار بارها به دیدن این فیلمها رفته و با قهرمانان ان میگریستند و شاد می شدند. سینمامولن رژ در سال ۱۳۴۲ در کوچه گاراژتی بی تی (ابتدای خیابان سعدی) با نمایش فیلم خاطره انگیز فراربزرگ با بازی استیو مک کوئین و جیمز گارنر و چارلز برونسون کار خودرا شروع کرد.
درمحل قبلی تماشاخانه گیلان ، سینما نیاگارا (آبشار) در دهه ۱۳۴۰ با نمایش فیلم خاطره انگیز، دسته سیسیلی ها با بازی آلن دلون و ژان گابن ، رونق سینما را دو چندان نمود.
سینمای بعدی درنوروز سال ۱۳۴۵ با نام سینما رادیو سیتی در سبزه میدان رشت برای حال و هوای روشنفکران افتتاح شد.این سینما یک سر و گردن از سینماهای دیگر بالاتر بود و فیلمهای با کیفیت بیشتری را نمایش می داد.بهترین فیلمهای وسترن مثل «خوب ،بد،زشت» سرجیولیونه با بازی کلینت ایستوود ولی وان کلیف یا فیلم «ریو براوو» کارهاوارد هاکس با بازی جان وین و دین مارتین در همان سالها مخاطبان زیادی را جلب نمود.نامهای بعدی این سینما ، شهر طلایی و نهایتا ۲۲ بهمن شد و هم اکنون نیزدر ساختمانی کهنه و مستعمل فعال است.
آخرین سینمای رشت در خیابان امام خمینی نزدیک دهنه میدان بزرگ ، بنام سینما سالار درسال ۱۳۵۰ افتتاح شد.
ازاولین فیلمهایی که با شکوه تمام در این سینما درهمان سال اول فعالیت به نمایش درامد ، فیلم بن هور، اثر ماندگارویلیام وایلر با هنرنمایی درخشان چارلتون هیستون بود. متاسفانه در کمتر از ده سال ، در سال ۱۳۵۹ سینما سالار تعطیل شده و به پاساژی با همین نام تبدیل گردید.
در دهه ۱۳۴۰ خورشیدی رونق سینما آنقدر زیاد بود که عموما برای خرید بلیط سینما ، صف های طولانی تشکیل میشد و بسیاری از جوانان با جمع آوری قطعات تک فریم پوزیتیو فیلمهای ۳۶ میلی متری در آلبوم های خانگی، کلکسیونرمیشدند و خاطرات خود را ماندگار میکردند.نمایش این فریمها که درقاب مخصوص مقوایی جا میگرفت وبا دستگاههای اسلاید استاندارد یا خود ساخته در اتاق تاریک خانه ها نمایش داده میشد،نیز حال و هوای خود را داشت.
رادیو ایران
پنجم اردیبهشت ماه سال ۱۳۱۹ فرستنده رادیو ایران با حضور محمد رضا پهلوی ولیعهد بیست و یکساله ایران افتتاح شد.به علت ظرفیت کم برق درشهرها امکان برق رسانی انچنانی ممکن نبود و مردم از نعمت برق برخوردار نبودند. از سویی دیگر قیمت دستگاههای گیرنده رادیوهای نفتی با برند آندریای امریکایی ویا رادیو های لامپی گروندیک آلمانی، خیلی گران و تقریبا معادل قیمت خرید یک باب خانه در آن دوران بود و ازعهده هرکسی بر نمی آمد.به همین علت ،شهرداری رشت برای خرید یکدستگاه رادیو ازپایتخت، بیست و پنج هزار ریال ،هزینه کرده و با نصب بلندگو در میدان شهرداری، همشهریان را در جریان برنامه های رادیو قرارمیداد. اولین سری رادیوهای وارد شده به کشوربا نفت کار میکرد.برای روشن کردن رادیو ابتدا می بایست ،شعله فیتیله را روشن میکردند تا با گرم شدن فلزمخصوص وایجاد اختلاف پتانسیل الکتریکی،ولتاژ برق مورد نیاز تولید میشد تا رادیو روشن شود.سپس رادیوهای لامپی که جدیدتر بودند،بصورت جعبه های با چوب گردوی روکش شده،بسیار زیبا، وارد بازار شدند .با روشن کردن این رادیوها باید دقایقی منتظر میماندید تا لامپ رادیو گرم شود و تدریجا صدای ان بیرون بیاید.بدین ترتیب ، صدای رادیو ایران با این گیرنده ها به گوش شنوندگان درهر قسمتی ازشهرو روستاها میرسید.
رادیوهای لامپی، بتدریج در همه خانه ها حضور پیدا کرد.صدای ادیب خوانساری اولین آوازی بود که از رادیو ایران پخش شد و سپس با پخش برنامه گلها ،صدای بنان وخوانندگان زن، به گوش مردم رسید وعلاقمندان زیادی پیدا کرد. برنامه نمایش رادیویی قصه شب با پیش درامد ابتدای قطعه کاپریچیو اسپانیول ریمسکی کورساکف ،شبهای مردم را با نمایش های پلیسی جانی دالرویا انواع نمایش های عاشقانه و اجتماعی ،غیر قابل تکرارمی کرد. پخش انواع موسیقی ایرانی و خارجی وکم کم صدای خوانندگان محلی با صدای عاشورپوربا ترانه،«ساز و نقاره جوما بازار…» وآن آهنگ والس بیاد ماندنی اش، صدای بانو شمس همسر حبیب الله بدیعی با آهنگ شاد ،«بهارای،بهارای،عزیز وقت قرارای ….» و جفرودی با ترانه خاطره انگیز و معروف «ای قدیمی رشتی ،…من تی ره سلام دارم ،من تی ره کلام دارم ،براران رشتی ،ای خاخوران رشتی ….» که نام محلات قدیمی رشت در این اثر، ماندگار شد و سپس ناصر مسعودی با آهنگ شاد «بنفشه گول بیرون بومو، بیاد باور تی عهده ……..»، فراموش ناشدنی است ودل هر گیلانی را با دوباره شنیدنش می لرزاند .این ترانه ها، خاطرات ماندگاری را ازفراسوی اذهان بازماندگان حدود ۱۲۱ هزار نفر ازجمعیت آن روزهای رشت که در شعاع شش کیلومتری مرکز شهر در سال ۱۳۱۹ ،زندگی میکردند ،بیرون میکشد.آنگاه ، لبخندی و آه و افسوسی از گذر روزگار بدون بازگشت چشمانشان را پر از اشک میکند. کهنسالان مانده از آن سالها با شنیدن گوشه ای از آواهای قدیمی رادیو رشت، با دریغانه های بسیاری ،شور و حال جوانی را به خاطر می آورند و ادامه ترانه ها را زمزمه میکنند.
پرورشگاه مژدهی
کاظم مژدهی نماینده مردم انزلی در مجلس شورای ملی و همسرش که از متمکنین منطقه بودند با تهیه چند خانه ، اراضی را در کوی بادی الله رشت در اختیار شهرداری قرارداده تا پرورشگاه کودکان یتیم در رشت را در سال ۱۳۱۷ ایجاد نمودند. ساختمان مجلل و ابرومند پرورشگاه پنجاه هزار تومان ، حدود ۲۵% بودجه سالانه شهرداری در ان سال هزینه برداشت. اداره این یتیم خانه از سال ۱۳۲۷ از دست شهرداری خارج شده وسپس بصورت هیات امنایی اداره شد. بعدها در حیاط این پرورشگاه ساختمان نوسازی را برای مدرسه ابتدایی به نام مژدهی ساختند. دانش اموزان این مدرسه ترکیبی از دانش آموزان یتیمی بودند که با زندگی در آن شبانه روزی ، با لباس فرم یکدست وارد کلاس ها شده و به آنان داخلی می گفتند و دانش آموزان خارجی که از بیرون شبانه روزی می آمدند و لباسهای آنان جور واجور بود. ساختمان دبستان مژدهی در سال ۱۳۴۹ دچار آتش سوزی مهیبی شد و دانش آموزان خارجی از جمله نگارنده این سطور را به مدارس دیگر مثل دبستان فاریابی منتقل نمودند.
گورستان تازه آباد
دفن مردگان ازسالهای طولانی درحیاط مساجد وتکایای داخل شهر رشت باعث بروز انواع مشکلات پزشکی و بیماری های مختلف شده بود. تخریب گورستان مرکزی اطراف حرم امامزاده سید ابوجعفر(میدان شهرداری کنونی) نیزمزید برعلت شده بود. نزدیکی چاههای آب به گورستانها و آلودگی آب شرب مردم و از سویی حمله حیوانات به جنازه های دفن شده نگرانی های زیادی را ایجاد می کرد که می بایست در مورد آن فکری شود.
با فراخوان شهرداری از متمکنین و تجار و خیرین ،روز ۱۱ فروردین ماه سال ۱۳۱۸ در سالن شهرداری مجلسی برگزار شده و آقای دادور، معاون فرماندار در مورد ضرورت ایجاد گورستان و تشویق خیرین برای مشارکت در این امر خداپسندانه سخنرانی کرد.
سپس دکتر آذرنوش شهردار رشت در مورد نیاز به دوازده هکتار زمین و هزینه محصور کردن و آماده سازی زمین گورستان توضیحاتی را ارایه نمود . پس از آن تبادل نظر و مذاکره بین حاضرین صورت گرفت و اعاناتی را تعهد نمودند. آقایان بهاالدین املشی و زین العابدین اخوان و حسن محسن زاده و محمد رضا آصف و زین العابدین داداش زاده برای جمع آوری اعانات و نظارت برهزینه ها تعیین شدند. دراین هنگام آقایان رحمت سمیعی نماینده مجلس شورای اسلامی و آقای اسماعیل رحمت سمیعی دوازده هکتار از زمین های خود را در روستای کردمحله برای ساختمان قبرستان عمومی اهدا کردند . و بدین ترتیب گورستان تازه آباد رشت از شهریور ماه سال ۱۳۱۸ محل جدید دفن مردگان رشت شد.این گورستان تا سال نگارش این نوشته ،علیرغم ایجاد آرامستان دیگری در ابتدای جاده تهران (دولت آباد) همچنان برای دفن اموات، درحال خدمت به مردم است.
