آسمان ابری لیگ
بخش ورزش- پس از عبور از روزهای پر و فراز و نشیب به نیمه راه لیگ رسیدیم. لیگی که از همان ابتدا در حرکتش با تاخیر روبرو شد تا با خود بگوییم لیگی که نکوست! نیمفصل پشت سر گذاشته را اگر یک نگاه اجمالی بیندازیم میبینیم که با انتظاراتمان خیلی فاصله دارد.نه اینکه ما پرتوقع باشیم و خدای نکرده انتظاراتمان بالا رفته باشد یا نخواهیم نیمه پر لیوان را نگاه کنیم، ولی هر چقدر که با خود کلنجار میرویم، میبینیم این لیگ چیزی نبود که انتظارش را داشتیم و دریک کلام، نیمفصل اول لیگ نوزدهم اصلا چنگی به دل نزد و با تک مانده میشود برایش نمره قبولی در نظر گرفت.
حواشی در کنار متن جذاب است. ولی ما اینقدر از متن فاصله گرفتیم که دیگر حواشی هم جذابیتش را از دست داده و اگر یک زمانی همین جار و جنجالها باعث مزه این لیگ فکسنی میشد، حالا دیگر شورش در آمده است. حالا که مردم به اصل مطلب چسبیدهاند لطفا سعی نکنید با ایجاد حواشی من در آوردی سرشان را گرم کنید. مثل رفت و آمد مربیان که در همهی لیگها بخشی از جریان فوتبال است ولی در این جا به موضوع اصلی فوتبال تبدیل شده است.
در تمام این سالها که همگان از مشکل مدیریت در این فوتبال حرف میزدند، ترس از امروز داشتند. مدیران به خواستهی خود رسیدند و در این زمینه موفق ظاهر شدند. نرفتن مردم و هواداران فوتبال به استادیومها چیزی بود که سالها به دنبالش بودند. در این نیمفصل در اکثر ورزشگاهها با استقبال کم هواداران از بازیها روبرو بودیم. حتی دیدار تیمهای پرطرفدار کشور هم بدین گونه بوده و در روزهایتعطیل هم شاهد حضور پرشور هواداران به نسبت گذشته نبودیم. حضور پررنگ هواداران در این سالها تنها نقطه برتری ما نسبت به سایر لیگهای منطقه بوده که این را هم قدر ندانستیم تا جایی که باعث دلزدگی همه هواداران از قدرت فوتبال در کانالیزه کردن نیروی جوانان به سمت ورزش به خصوص فوتبال شدیم، که یکی از نتایج آن را این روزها در بی سر و سامانی فوتبال ملی شاهد هستیم.
آن زمان که مربی بالای سر تیم ملی بود برای ایجاد انگیزه که هم شده نتوانست نشان دهد بر روی این لیگ نظارت دارد چه برسد به الان که هیچکس مسئولیت فنی تیم ملی را هم برعهده ندارد. نظارت کادر فنی تیم ملی و رصد بازیهای لیگ باعث انگیزه مضاعف و رقابت بین بازیکنان شاغل در لیگ میشد که در نیمفصل اول، لیگ از آن محروم بود.
نیمی از تعداد تیمهای لیگ برتر در پرداخت هزینههای جاری فصلشان ماندهاند و کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته و اموراتشان را این گونه میگذرانند. همان تعداد تیم صنعتی هم که در گذشته مشکل مالی نداشتند حالا این معضل گریبان آنها را هم گرفته است. کفگیرها بدجور به ته دیگ خورده است.
استراماچونی و دنیزلی رفتند، کالدرون و اسکوچیچ هم تهدید به جدایی کردند. تاثیرمربی خارجی باکیفیت در لیگ غیرقابل انکار است. ارتقا سطح فوتبال و لیگ به تداوم و افزایش حضور مربیان خارجی نیاز مبرم دارد. خوب است تا این مشکلات پرداخت دستمزد مربیان خارجی بهانهای شد تا پای آنها را فعلا از فوتبالمان قطع کنیم. همین بغل گوشمان آن سوی آبهای خلیج فارس در لیگ امارات در همین فصل پیش رو، روی نیمکت همهی تیمها مربی خارجی حضور داشت. اوضاع طوری پیش میرود که حتی مربیان ایرانی هم حاضر به ادامه کار با باشگاههای تحت قراردادشان نمیشوند. نیمکت چندین هم تیم فعلا تکلیف مشخصی ندارد.
اگر بخواهیم بررسی آسیبشناسانه و بالینی از حال و روز فوتبال خود بکنیم که چه طور شد فوتبالی که امتیاز آن بر کشورهای همجوار، جوانان این کشور بود حال به این وضع زار و نزار رسیده، به یک وارسی دقیق نیازمندیم که از حوصله این مقال خارج است و به قولی میشود مثنوی هفتاد من که اگر واگویه کنیم دهان سوزد و اگر دهان بربندیم مغز استخوان سوزد. به ناچار برای توصیف وضع و حال فوتبال خود که روزی متکی به دریای عظیم نیروی جوان این مملکت بود، چه آمد که اکنون تبدیل به فوتبالی گلخانهای حتی در سطح باشگاهها شده است فقط میتوانم اشاره کنم که این لیگ به این محتوا میآید. کافی است نگاهی آماری بیاندازید که چند نفر پدیده این فوتبال به جامعه عرضه داشته است!
