محمد بلبلی پس از طی دوران محرومیت: من مدیون سپیدرود هستم
بخش ورزش- در عین جوانی اما یکی از جنجالی ترین خریدهای لیگ برتری در ابتدای فصل نوزدهم بود. بلبلی که یک فصل خیلی خوب را با سپیدرود رشت در لیگ هجدهم گذراند ابتدا با فولاد قرارداد بست و بعد یکباره سر میز مذاکره با استقلال نشست و به جمع آبیها پیوست. اتفاقی که با شکایت باشگاه سپیدرود این بازیکن محروم شد تا همه امیدهایش برای یک درخشش در جمع شاگردان استراماچونی ناامید شود. حالا اما با تعلیق چهار ماه از محرومیت این بازیکن، حالا محمد بلبلی این شانس را دارد که تواناییهای خودش را نشان بدهد و خود او هم چنین اعتقادی دارد و گویا حرف برای گفتن زیاد داشته و اهداف بزرگی را در سر میپروراند.
بالاخره محرومیت ات پایان یافت؟
بله خدا را شکر و با تعلیق 4 ماه آن شرایطم طوری است که بتوانم بازی کنم. واقعا شرایط بدی را این مدت تجربه کردم و خیلی به من سخت گذشت چون اصلا این اتفاق تا به حال برایم نیفتاده بود. اتفاق تلخی بود و حالا که تمام شده این فرصت را دارم که خودم را نشان دهم. خیلی سخت بود که امکان تمرین بود اما نمیتوانستم بازی کنم و این شرایط من را خیلی اذیت کرد.
به هرحال خودت باعث شده بودی و با اشتباهت این شرایط رقم خورد؟
به این اشتباهی بود که خودم انجام دادم که از روی بی تجربگی بود اما با این حال در ابتدای مسیر برایم یک تجربه شد.
در این مدت هم استراماچونی خیلی پشت تو بود؟
واقعا همین طور است ودر مدتی که من محروم شده بودم خیلی به من کمک کرد. خیلی صحبت میکردیم و در تمرینات هم بهای زیادی به من میداد. با تمرینات و صحبت هایی که استراماچونی با من انجام داد خیلی کمک کرد تا بتوانم از لحاظ ذهنی و فنی پیشرفت کنم.
با این شرایط حالا که حرف از رفتن استراماچونی و احتمال برنگشتنش هست، تو خیلی ناراحت میشوی؟
دقیقا همین طور است و صددرصد ناراحت کننده است.
بازیهای خوب استقلال این هفتههای آخر را هم که میدیدی بیشتر از نبودنت ناراحت میشدی؟
بعد از شروع نه چندان خوب تیم نتایج به یکباره آنقدر خوب شد که همه از بازی کردن استقلال لذت میبردند. به هرحال ابتدای کار که محروم بودم خیلی اذیت شدم و خیلی دوست داشتم آن موقع میتوانستم به تیم کمک کنم. این مساله خیلی از لحاظ روحی من را بهم ریخته بود.
حتما یکی از مسابقات هم دربی بود که استقلال باخت؟
همه بازیها برای یک بازیکن همین شکل را دارد و اینکه تمرین کنی و نتوانی بازی کنی خیلی اذیت کننده است. وقتی که با تیم تمرین کنی و نتوانم به تیم کمک کنم خیلی اذیت کننده بود.
با این اوصاف محمد بلبلی میتواند یک مهدی قائدی برای استقلال باشد که این روزها در صدر جدول گلزنان لیگ هم قرار دارد؟
خدا را شکر محرومیت من تمام شده و از این به بعد همه چیز دست خود من است اگر میخواهم حرفی برای گفتن داشته باشم.من تمام تلاش خودم را به کار میبندم تا بتوانم در راستای موفقیت استقلال کار را جلو ببرم و هدفهای فردی من در اولویت دوم یعنی بعد از موفق بودن تیم قرار دارد.
در این مدت کسانی بودند که تو از دست آنها و حرف هایی که زدند ناراحت باشی؟
بله چند نفری بودند که نمیتوانم اسمی بیاورم با این حال بیشتر از خودم ناراحت هستم که چرا اینقدر بی تجربگی و خامی کردم و این موضوع برای من تجربه شد.
به جز استراماچونی خیلی از بازیکنان تیم هم به تو کمک کردند؟
بله دقیقا همین طور است و همه بازیکنان استقلال به من کمک کردند. به جز آقا وریا بقیه بازیکنان استقلال و بزرگترهای تیم هم با من صحبت میکردند و به من روحیه میدادند. الان خدا را شکر در تمرینات شرایط خوبی دارم و سعی میکنم این زمان از دست رفته را جبران کنم.
فکر میکنی این استقلال قهرمان شود؟
تمام تلاش ما این است که این اتفاق بیفتد و کاری به هیچ چیز دیگری نداریم. وظیفه ما این است که بجنگیم و ما همه میخواهیم این اتفاق بیفتد. البته ما نیم فصل نخست هم کمی بابت مصدومیتها و مباحث داوری لطمه خوردیم اما فوتبال همین است و بخشی از آن به حساب میآید.
محمد بلبلی اگر این اتفاق برایش نمیافتاد میتوانست در تیم امید باشد و شاید در المپیک حضور پیدا کند؟
به هرحال اتفاقی است که افتاده اما اشکال ندارد و قطعا اینقدر خوب کار میکنم تا دوباره به تیم امید دعوت شوم.
امسال هم مثل پارسال حالا که برگشتی میتوانی پدیده بشوی؟
تمام سعی خودم را میکنم چون اهداف بزرگی دارم.
بازی استقلال با سپاهان در جام حذفی را چطور میبینی که یک شانس قهرمانی و حضور در آسیا برای شما به حساب میآید؟
تمام سعی استقلال قهرمانی در لیگ و جام حذفی است و امیدوارم در این بازی سخت و مهم هم بتوانیم برنده باشیم و به قهرمانی نزدیک شویم.
اوضاع سپیدرود پیگیری میکنی؟
بله و متاسفانه وضعیت خوبی ندارد. امیدوارم مسئولان دست بجنبانند و به این تیم پرطرفدار کمک کنند. واقعا حیف است که این تیم به این شکل نابود شود. من مدیون سپیدرود هستم و ان شاء ا... که اوضاع این تیم درست شود.
آسمان ابری لیگ
بخش ورزش- پس از عبور از روزهای پر و فراز و نشیب به نیمه راه لیگ رسیدیم. لیگی که از همان ابتدا در حرکتش با تاخیر روبرو شد تا با خود بگوییم لیگی که نکوست! نیمفصل پشت سر گذاشته را اگر یک نگاه اجمالی بیندازیم میبینیم که با انتظاراتمان خیلی فاصله دارد.نه اینکه ما پرتوقع باشیم و خدای نکرده انتظاراتمان بالا رفته باشد یا نخواهیم نیمه پر لیوان را نگاه کنیم، ولی هر چقدر که با خود کلنجار میرویم، میبینیم این لیگ چیزی نبود که انتظارش را داشتیم و دریک کلام، نیمفصل اول لیگ نوزدهم اصلا چنگی به دل نزد و با تک مانده میشود برایش نمره قبولی در نظر گرفت.
حواشی در کنار متن جذاب است. ولی ما اینقدر از متن فاصله گرفتیم که دیگر حواشی هم جذابیتش را از دست داده و اگر یک زمانی همین جار و جنجالها باعث مزه این لیگ فکسنی میشد، حالا دیگر شورش در آمده است. حالا که مردم به اصل مطلب چسبیدهاند لطفا سعی نکنید با ایجاد حواشی من در آوردی سرشان را گرم کنید. مثل رفت و آمد مربیان که در همهی لیگها بخشی از جریان فوتبال است ولی در این جا به موضوع اصلی فوتبال تبدیل شده است.
در تمام این سالها که همگان از مشکل مدیریت در این فوتبال حرف میزدند، ترس از امروز داشتند. مدیران به خواستهی خود رسیدند و در این زمینه موفق ظاهر شدند. نرفتن مردم و هواداران فوتبال به استادیومها چیزی بود که سالها به دنبالش بودند. در این نیمفصل در اکثر ورزشگاهها با استقبال کم هواداران از بازیها روبرو بودیم. حتی دیدار تیمهای پرطرفدار کشور هم بدین گونه بوده و در روزهایتعطیل هم شاهد حضور پرشور هواداران به نسبت گذشته نبودیم. حضور پررنگ هواداران در این سالها تنها نقطه برتری ما نسبت به سایر لیگهای منطقه بوده که این را هم قدر ندانستیم تا جایی که باعث دلزدگی همه هواداران از قدرت فوتبال در کانالیزه کردن نیروی جوانان به سمت ورزش به خصوص فوتبال شدیم، که یکی از نتایج آن را این روزها در بی سر و سامانی فوتبال ملی شاهد هستیم.
آن زمان که مربی بالای سر تیم ملی بود برای ایجاد انگیزه که هم شده نتوانست نشان دهد بر روی این لیگ نظارت دارد چه برسد به الان که هیچکس مسئولیت فنی تیم ملی را هم برعهده ندارد. نظارت کادر فنی تیم ملی و رصد بازیهای لیگ باعث انگیزه مضاعف و رقابت بین بازیکنان شاغل در لیگ میشد که در نیمفصل اول، لیگ از آن محروم بود.
نیمی از تعداد تیمهای لیگ برتر در پرداخت هزینههای جاری فصلشان ماندهاند و کاسه چه کنم چه کنم در دست گرفته و اموراتشان را این گونه میگذرانند. همان تعداد تیم صنعتی هم که در گذشته مشکل مالی نداشتند حالا این معضل گریبان آنها را هم گرفته است. کفگیرها بدجور به ته دیگ خورده است.
استراماچونی و دنیزلی رفتند، کالدرون و اسکوچیچ هم تهدید به جدایی کردند. تاثیرمربی خارجی باکیفیت در لیگ غیرقابل انکار است. ارتقا سطح فوتبال و لیگ به تداوم و افزایش حضور مربیان خارجی نیاز مبرم دارد. خوب است تا این مشکلات پرداخت دستمزد مربیان خارجی بهانهای شد تا پای آنها را فعلا از فوتبالمان قطع کنیم. همین بغل گوشمان آن سوی آبهای خلیج فارس در لیگ امارات در همین فصل پیش رو، روی نیمکت همهی تیمها مربی خارجی حضور داشت. اوضاع طوری پیش میرود که حتی مربیان ایرانی هم حاضر به ادامه کار با باشگاههای تحت قراردادشان نمیشوند. نیمکت چندین هم تیم فعلا تکلیف مشخصی ندارد.
اگر بخواهیم بررسی آسیبشناسانه و بالینی از حال و روز فوتبال خود بکنیم که چه طور شد فوتبالی که امتیاز آن بر کشورهای همجوار، جوانان این کشور بود حال به این وضع زار و نزار رسیده، به یک وارسی دقیق نیازمندیم که از حوصله این مقال خارج است و به قولی میشود مثنوی هفتاد من که اگر واگویه کنیم دهان سوزد و اگر دهان بربندیم مغز استخوان سوزد. به ناچار برای توصیف وضع و حال فوتبال خود که روزی متکی به دریای عظیم نیروی جوان این مملکت بود، چه آمد که اکنون تبدیل به فوتبالی گلخانهای حتی در سطح باشگاهها شده است فقط میتوانم اشاره کنم که این لیگ به این محتوا میآید. کافی است نگاهی آماری بیاندازید که چند نفر پدیده این فوتبال به جامعه عرضه داشته است!
