پنجشنبه ۵ دی ۱۳۹۸
۲۵ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۲۶ دسامبر ۲۰۱۹
شماره 5379

رشت چگونه رشت شد؟

قسمت چهارم*


پایان کار جمهوری شوروی ایران در رشت


حکومت وحشت انقلابیون سرخ دررشت دیری نپایید.اختلاف بین فرماندهان جنگل ودرگیری های نظامی انان با هم، باعث تضعیف همه جناحها شده ونیروهای دولتی حکومت مرکزی را به صرافت حمله به انان انداخت.درسی ام مرداد ماه ۱۲۹۹ قوای دولتی حکومت ایران،با حمله به رشت، حاکمان انقلابی وسربازان روسی را تا خمام و انزلی فراری داده و مردم شهررشت وروستاهای اطراف که از دست حکومت انقلابی به تنگ امده بودند،با هلهله و شادی ازنیروهای دولتی استقبال کرده وبعضی ها لباس عید برتن نمودند.شعار زنده باد قزاقخانه،زنده باد احمد شاه در دهان همه مردم بود.این ماجرا،تقریبا سه ماه بعد ازان بود که شعار زنده باد میرزا توسط همین مردم برسر زبانها بود وفریاد می کشیدند وازاو استقبال نموده بودند. مردم به سربازان دولتی غذا میدادند.مجروحان انان را درمان میکردند،راهها را به انان نشان میدادند وهر جوری بود میخواستند ازشرحکومت شوروی ایران رها شوند. جنگ در اطراف رشت پنج روز طول کشید.اما پس ازان ورق به نفع انقلابیون بلشویک برگشت و نیروهای انقلابی با حمایت توپ ها و طیاره های روسی، نیروهای دولتی را عقب نشاندند و دوباره به رشت مسلط شدند. بعد ازظهر پنجم شهریور،مردم رشت وروستاهای اطراف ازهر طرف شهررا ترک کرده و از ترس انتقام حکومت انقلابی،به شهرهای مجاوربه ویژه قزوین و زنجان و تهران فرار کردند.عده ای در راه بر اثر گرسنگی و تشنگی و گرما تلف شدند. وضع زندگان فراری هم در قزوین و تهران بسیار تاسف آور بود. بیست و پنج روزبعد، دراول مهر ۱۲۹۹ قوای دولتی دوباره به رشت حمله نموده و جنگ شدیدی با فرارانقلابیون دراطراف خمام و حسن رود درگرفت.این بار نیز نیروهای دولتی تحت فشاروحمایت افسران روسی که ازحکومت انقلابی حمایت میکردند ناچار به عقب نشینی شدند و کمونیستها دوباره به رشت مسلط شدند.در این کشمکشها بازار رشت سوخت و ویرانی های زیادی ببارامد.مردم رشت بیمناک و بلا تکلیف بودند.تا یکسال تمام ، کسی جرات تعرض به حکومت انقلابی را نداشته و احسان الله خان نخست وزیر حکومت شوروی ایران و خالو قربان حاکمیت خود را بررشت و گیلان ادامه میدادند.
با انجام کودتای سوم اسفند،سید ضیا طباطبایی با همکاری رضا خان میر پنج و قدرت گرفتن انان در تهران و از سویی دیگر زدو بند انگلستان با روسیه درقطع حمایت ارتش سرخ روسیه از حکومت انقلابی گیلان وهمچنین برسمیت شناخته شدن نظام روسیه شوروی کمونیستی در ۵ اردیبهشت ۱۳۰۰ توسط حکومت مرکزی ایران و ایجاد روابط حسنه و بازگشایی سفارت انان در تهران،درمهر ماه سال ۱۳۰۰ رضا خان به همراه وابسته نظامی ارتش سرخ شوروی به سمت رشت برای پایان دادن به حکومت شوروی ایران لشکرکشی کرد.با استقراراردوی سپاه رضا خان در امامزاده هاشم ، خالو قربان نماینده حاکم انقلابی گیلان که فهمیده بود با قطع دست حمایت ارتش سرخ شوروی از انان،یارای مقاومت در برابررضا خان را ندارند،با عزیمت به امامزاده هاشم،تسلیم رضا خان شده و به مقام سرهنگی درسپاه اومفتخرشد.رضا خان سردارسپه نیز با هیمنه وشکوه نظامی در بیستم مهر ماه سال۱۳۰۰ وارد رشت شده و به حکومت انقلابیون کمونیست دررشت بدون هر گونه درگیری نظامی پایان داد.او بلافاصله با صدور اعلامیه ای، خود را منجی مردم دانسته و با وعده ارامش،تصریح کرد « اهالی گیلان باید بدانند که قسمت اعظم مصیبتهای وارده به انها در نتیجه دو رویی بعضی ازاهالی خود گیلان بوده است»
رضا خان بر اساس زد وبندهای قبلی انگلیس و شوروی به سمت انزلی رفت و در حرکتی نمایشی انقلابیون را فراری داد.۲۵۰ نفراز انقلابیون کمونیست از جمله احسان الله خان با دوفروند کشتی جنگی روسی،قبل از رسیدن رضا خان،انزلی را ترک نموده وسردار سپه برای نمایش اقتدارخود چند تیر بسوی کشتی دورشده ازبندرانزلی شلیک نمود.

انقلابیون فراری وارد باکو شدند و حدود ۱۳ سال با فلاکت و بدبختی درانجا زندگی کردند.در سال ۱۳۱۳ با تصفیه استالینی بازماندگان حاکمان انقلابی رشت درروسیه،زندانی و برخی اعدام شدند و احسان الله خان حاکم کمونیست گیلان نیز به سیبری تبعید شده وپس از شش سال کاردراردوگاههای کار اجباری در سرمای سیبری جان سپرد.

میرزا کوچک خان درایام کوتاه مانده تا پایان عمرخود،بیشتردرحال مکاتبه با رهبران کمونیست شوروی و دیگر مقامات و انقلابیون ایران وانتقاد و پیشنهاد به انان بوده و از این منازعات پرهیز میکرد،در عین حال بیشتر یارانش دردرگیری ها کشته، زندانی و یا از او جدا شده بودند.میرزا ورضا خان در پاییزسال ۱۳۰۰ خورشیدی مکاتباتی با یکدیگرداشتند که گویای حسن نظر و وجود تفاهم بین انان بوده و رضا خان حتی اقدامات میرزا و جنگلی های تحت رهبری اورا تایید نیز کرده و لیکن از میرزا خواسته بود ادامه اقدامات برای عمران و ابادانی و سواد اموزی و از این قبیل فعالیت ها را به او واگذار نماید و خود نیز با عزت و احترام به رشت برگردد و با او همکاری کند.میرزا نیز این امر را پذیرفته بود. ولی براثر سوء تفاهمی دراخرین روزها ،سازش میرزا کوچک خان با رضا خان سردارسپه بهم خورد و انان ناخواسته با هم درگیر شده و میرزا بناچار،به همراه گائوک آلمانی به سمت کوههای خلخال حرکت کرد و دران مسیر پر سوز و سرما ،هر دو جان به جان افرین تسلیم نمودند.سر میرزا را رضا اسکستانی از پیکر یخ زده و بیجانش جدا کرد و به تهران فرستاد.

ابراهیم فخرایی صاحب کتاب سردار جنگل

از آن پس ، بسیاری از جنگلی های بجا مانده، با حکومت رضا خان نیزهمکاری نموده واز آنان درامورحکومتی پهلوی استفاده شد.جنگلی ها در هر پستی که میگرفتند با رعایت صداقت و امانت، منشا خدمات زیادی میشدند.از جمله ابراهیم فخرایی صاحب کتاب سردار جنگل و ریاست فرهنگ جنگل در دوره میرزا کوچک خان،بعدها درس حقوق خوانده و به ریاست دادگستری شهرهای دراردبیل واراک و بروجرد و ملایر و ابادان و گیلان به خدمت پرداخت.

بلدیه رشت در حکومت رضا خان
رضا خان بعد از سرکوب نهضت جنگل به تقویت نیروهای نظامی در رشت پرداخت و تیپ مستقل شمال را به فرماندهی سرهنگ فضل الله زاهدی و سرلشکر آیرم تشکیل داد.از ابان سال ۱۳۰۰ خورشیدی تا نهم ابان ماه ۱۳۰۴ خورشیدی که رضا خان به سلطنت قاجار بطور رسمی پایان داد،یا فرمانده سپاه کشوربود و یا نخست وزیر.لذا عملا همه امور زیر نظر او انجام میگرفت. با این همه ،حاکم نظامی گیلان ،میرزا خلیل رفیع،اولین ریاست بلدیه رشت را همچنان تحمل نمود تا در سال ۱۳۰۳ که او بیمار شد و از دنیا رفت.

از آن پس حاکم نظامی گماشته رضا خان، بلدیه رشت را به نظامیان سپرد و دومین رئیس بلدیه رشت را در سال ۱۳۰۲ خورشیدی بنام یاور محمود غفاری منصوب نمود .ازاین تاریخ تا مرداد ماه سال ۱۳۰۵ ، روسای بلدیه رشت (شهرداران) یاور اسماعیل سهراب زاده ، یاور موسی شاهقلی همه نظامی و تحت فرمان فرمانده نظامی تیپ مستقل گیلان بودند. این حاکمان نظامی با دیکتاتوری و بدون ملاحظات معمول و حرف و حدیث و پاسخگویی به مردم ، با قدرت نظامی و سرکوب پلیسی ،هر گونه مخالفتی را از بین برده و برنامه های بلدیه اعم ازعمرانی و خدماتی را با قاطعیت به پیش میبردند.

سرتیپ زاهدی حاکم نظامی رشت

امور مهم عمرانی حاکمان نظامی بلدیه رشت
ماژور محمود غفاری که کمی بعد به مقام نایب سرهنگی مفتخر شد، نصف روز،ریاست نظمیه (شهربانی)را به عهده داشت و نصف روز، ریاست بلدیه (شهرداری) را.او با روحیه نظامی گری اول به سراغ خواهر امام رفت و سکوها و دیوارهای اطرافش را تخریب و معابر را تعریض نمود تا عبور و مرور در ان منطقه راحت تر شود، سپس خیابان پشت گلدسته و ساغریسازان و خمیران زاهدان را سنگفرش کرد تا جلوی باتلاقی شدن ان را در روزهای بارندگی بگیرد.نظم مالی شهرداری و جلوگیری از رشوه و ایجاد پس انداز درامدی برای بلدیه نظارت شدید بر خدمات اصناف، تعطیلی جمعه های دکاکین،تعیین جا برای عرضه کالاهای چانچو داران و پیاده روسازی اوایل خیابان بیستون از دیگر اقدامات او بوده تا به شاه بیت اقدامات خود رسید .

آرامگاه خواهر امام رشت

او با خراب کردن بقعه ای که زیارتگاه بزرگ شهربود،شروع به ساختن عمارت بلدیه(ساختمان شهرداری) نمود و لعن ونفرین مردم ان زمان رشت را نصیب خود کرد. مردم در مقابل زور و قلدری حاکم نظامی چاره ای جز اطاعت نداشتند و دسته دسته برای انتقال بازمانده استخوان های اموات خود به نبش قبر پرداخته وآنچه ازاموات بجا مانده بود را به قبرستان های مدیریه و افخرا و چله خانه،منتقل ومجددا دفن می نمودند .محشر کبرایی دران گورستان وزیارتگاه بپا شده بود . حاکمان نظامی مجالی برای طول و تفسیرماجرا نگذاشته و بسرعت کار تسطیح میدان و تخریب بقعه و ایجاد بنای بلدیه را به پیش میبردند. انان تا جایی پیش رفتند که بنای مقبره اسید ابو جعفررا نیز تخریب کردند و روی ان باغچه ای درست کردند که اثری از آن زیارتگاه در کار نباشد.
سالیان بسیاری پس از این ماجرا ، در دوره شهرداری عبدالله شیرخانی (۱۳۵۵)،ان مقبره در باغچه ای، بازیابی شده و بصورت بسیار محقری با سنگ قبری مشخص بازسازی شد و هم اینک نیز در حیاط پشت ساختمان شهرداری رشت ، دارای سنگ گور مشخصی هست.

سنگ لحد اسید ابو جعفر

عمارت بلدیه رشت

عمارت بلدیه ۱۳۰۵

عمارت بلدیه(ساختمان شهرداری)ازروی اسلوب ساختمان های روسیه که طرح و اجرای ان به «آرتم سرادراف» مهندس ارمنی روسی الاصل مقیم رشت نسبت داده شده است ساخته شد .در ادامه توسط همین شخص ، ساختمان های هتل ایران و ساختمان سابق دادگستری در چله خانه رشت نیز برپا شد.مهندس سرداراف در سال ۱۳۰۶ با حقوق ماهیانه ۷۰ تومان به عنوان اولین مهندس در بلدیه رشت استخدام شد تا هفته ای سه روز به امور فنی شهر و شهرداری رسیدگی کند.

هتل ایران ۱۳۰۴

عمارت بلدیه با برج ساعت به ارتفاع ۲۴ متر که برای دیده بانی اتش سوزی ها در شهر طراحی و ساخته شده بود به عنوان نماد رشت معرفی شد. این بنای زیبا ، بالاخره در چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۵ خورشیدی همزمان با تاجگذاری رضا خان پهلوی افتتاح گردید. برای این افتتاحیه جشن با شکوهی با تزیین و چراغانی عمارت جدید البنای بلدیه برگزار و روسای ادارات و کارمندان عالی رتبه در این جشن حاضر شده و تا نصف شب به میهمانی و شادی گذشت.

تاجگذاری رضا شاه

در کنار این شادمانی ها، لعن و نفرین بخشی از مردم رشت، یکسره پشت سرسازندگان این بنای مجلل بود.چندانکه در سال ۱۳۱۱ احمد خجسته شهردار وقت رشت ، هنگامی که برای بازدید برج عمارت، به بالای ان رفته بود، ناگهان سرش به دوران افتاده و از بالای برج پرت شده و جان به جان افرین تسلیم نمود ،مردم ناراضی ، این حادثه را به نفرین امامزاده برای تخریب ارامگاه وی تلقی نمودند و شایعات زیادی در این زمینه ساختند و پراکندند.
ساختمان شهرداری چون بند نافش را به مقراض جشن بریده بودند و دارای سالن های بزرگ پذیرایی نیز بود،اکثر جشن های ملی و دولتی و مراسم استقبال و تودیع در ان برگزار میشد. چند سال بعد در کناراین عمارت،سن بلدیه که بعدها به سینما شرق تغییر نام یافت ،برای اجرای مراسم و نمایشات دولتی و غیره ساخته شد و دراوایل،نمایشات تئاتروسپس فیلم های روسی و بعدها فیلم های خارجی بدون ناطق دران نمایش داده میشد.این سالن نمایش در جریان برف معروف سال ۱۳۲۸ (پیله برف) فرو ریخت و بجای ان، ساختمان مخابرات گیلان در سال ۱۳۳۸ بنا گردید.
با سفارش بلدیه رشت برای زیبایی بیشتر، ساعت بزرگی برای برج شهرداری رشت به قیمت ۱۸۴ لیره از برلین در المان خریداری و در سال ۱۳۰۸ در محل بالای برج عمارت بلدیه نصب گردید .

اولین نفری باشید که نظر میدهید.