رادی, ابرمرد نمایشنامه نویسی ایران
دوازده سال قبل در صبحگاه پنجمین روز از فصل سرد با پیامکی خواب از سرم پرید. اکبر رادی نمایشنامه نویس پر رمز و راز, کسی که خالق شخصیت های چند لایه و پیچیده بود, کسی که تاریخ معاصر ایران را در قالب نمایشنامه هایش به خوبی تصویر کرده بود, کسی که جامعه ایران و ایرانی را تپیک و کلی نمی دید و همچون درام های اروپایی و آمریکایی از منظر روان شناسی , جامعه شناسی و شخصیت پردازی می نگریست و خلق می کرد برای همیشه درمه غلیظی رفته بود , در راهی بی بازگشت.آنچه در این گونه موارد دردناک تر است نه فقط مرگ یک فرد, بلکه مرگ اثر گذاری یک متفکر,یک جامعه شناس , یک معلم, یک استاد و .... است.این گونه شخصیت ها توان آن را دارند که همزمان جای چند ین انسان موثر نقش افرینی کنند , وقتی می میرند گویی چندین نفر ما را ترک کردند و هرگز نمی توان جای خالی شان را پر کرد.اکبر رادی نوعی زبان و دیالوگ را در نمایشنامه نویسی رایج کرد که تا قبل از آن وجود نداشت.زمانی او به نمایشنامه از منظر یک گونه جدی در ادبیات توجه می کرد که جامعه ما درگیر تاترهای سرگرم کننده و فیلم فارسی بود. اما اکبر آقا رادی هرگز نتوانست خود را در فضای عامیانه و عامه پسند تجسم کند. اگر چه شخصیت هایی خلق کردکه عامه بودند اما آنها هم خاص بودند. لایه دار بودن شخصیت های اکبر رادی از او نویسنده ای ساخت که به آنتوان چخوف, آرتور میلر, هنریک ایبسن,ماکس فریش و اگوست استریند برگ پهلو می زد.زمانی او اصرار بر نوشتن داشت که بازار ترجمه در ایران داغ بود و حتی مترجمین از نویسندگان مشهورتر بودند.اما آقای رادی با آن صلابت خاص در چشمانش و سکوت همیشه معنادار و کم گویی اش بلند ترین نمایشنامه ها را نوشت. او تاتر را شریف می دانست و پای این شرافت تا آخرین لحظه ی زندگیش ایستاد.فراموش نکنیم که اگر امروز سینمای ایران دارای فیلم نامه های ارزشمند شد, اگر درام ایرانی در حد و اندازه و توان خودمان از مسیر سینما به جهان معرفی شد, ما اکبر آقا رادی را داشتیم اما او چه کسی را داشت؟! جوانی کم حرف و به ظاهر کم رو اما پر صلابت و مطمئن به نفس , پای در مسیری گذاشت که در روزگار خودش باید دستی بر آتش محافل سیاسی به ویژه چپ می داشت, اما آقای رادی با آنان به شب نشینی می نشست اما راه خود را می رفت برای همین بود که در یک اتاق بسیار کوچک در منزلش که فقط برای یک نفر جا داشت روزها و شب ها می نوشت و می نوشت.اتاقی سحر آمیز , بدون هیچ پنجره ای.
در چند باری که توفیق داشتم حضوری ببینمشان آنقدر موضوع برای گفتگو و به ویژه اشتیاق برای شنیدن در من وجود داشت که هرگز نپرسیدم چرا آثار قبل از انقلاب شما واقعگرا و ملموس و بخشی از روزگار خودش است اما بعد از انقلاب به نوعی انتزاع و در پاره ای موارد ابزورد روی آوردید؟
آثار بعد از انقلاب اکبر رادی به زمانه خودش استناد ندارد اگر چه انسان های ایرانی که او خلق کرد امروز هم در جامعه پر رنگ حضور دارند اما با شکل و شمایل جدید.اکبر رادی خودش برخاسته از طبقه متوسطی بود که بعد از کودتای 28 مرداد 32 و انقلاب سفید در حال شکل گرفتن بود, اما هرگز نتوانست با فرصت طلبی ها و ریا کاری ها و جاه طلبی های تپیک این طبقه کنار بیاید. عبدالحسین خان دیلمی , پیله آقا پیر بازاری امروز هم هستند,اما نه در داد و ستد چای و ماهی بلکه در تب و تاب خرید ارز و سکه هستند.اگرچه اکبر رادی , خشونتی از جنس فیلم فارسی با صحنه هایی از قداره و چاقو ضامن دار و ...در اثارش نشان نداد اما به وضوح و درستی نشان داد که ما در جامعه ای خشن زندگی می کنیم و عده ای برای به دست آوردن پول و منافع به هر شقاوتی دست می زنند تا یک سر و گردن خود را از دیگری بالاتر نشان دهند, حتی به قیمت پایین کشیدن همان دیگری.آثار رادی هنوز به خوبی در ایران شناسایی نشده است. امیدوارم که بنیاد رادی بتواند در بازه ی زمانی مناسب این ابر مرد نمایشنامه نویسی ایران را به خوبی بشناساند.فراموش نکنیم آقای رادی زمانی پای تاتر ایستاد که خیلی از دانشجویان ایشان به تلویزیون رفتند و اتفاقا از آموزه های ایشان شهرت و پول خوبی به دست آوردند.شاید سهم رادی و رادی ها در ایران تاثیری باشد که در تاریخ می گذارند و ماندگار می مانند و هرگز در گناه جمعی فرو پاشی اخلاق, تشریک مساعی نکردند نمی کنند و نخواهند کرد که البته ماندن در این مسیر بسیار سخت است.
افشین جعفری خواه
کارگردان تاتر و مدرس
