پنجشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۸
۳۰ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۱۲ دسامبر ۲۰۱۹
شماره 5367

ماجراهای نیمکت‌های بزرگ فوتبال ایران، صندلی‌بازی

بخش ورزش- گمانه‌زنی در خصوص تغییر روی نیمکت‌های بزرگ فوتبال ایران تا همین یکی - دو هفته پیش به آرایشی نسبتا قطعی رسیده بود. سناریو نزدیک به واقع این بود که کالدرون به‌واسطه نتایج ضعیفش پرسپولیس را ترک می‌کند و یحیی گل‌محمدی که زمزمه اختلافاتش با مالک شهر خودرو شکلی علنی به خود گرفته بود، روانه پرسپولیس خواهد شد و البته برانکوی محبوب قرمزها هم جای ویلموتس را روی نیمکت تیم ملی می‌گرفت. اما اتفاقات دو هفته اخیر فوتبال ایران که به یک بمباران خبری می‌ماند تمام این معادلات را بر هم زد.

ابتدا دنیزلی از روی نیمکت تراکتور بلند شد و بعد از آن، استقلال اوج گرفته که کسی باور نمی‌کرد نیمکتش دستخوش تغییر شود و جایگاه استراماچونی در آن به‌ شدت محکم و دست‌نیافتنی به‌ نظر می‌رسید، به یکی دیگر از نیمکت‌های بدون سرنشین تبدیل شد. حالا تقریبا تمام صندلی‌های فوتبال ایران بی‌صاحب است و تنها کالدرون است که توانسته تا حدودی جای پای خود را سفت کند. اگر چه بر کسی پوشیده نیست مسئولان باشگاه پرسپولیس اعتقاد و اعتماد صد درصدی به سرمربی خود ندارند. این را می‌شد در مصاحبه اخیر مدیرعامل باشگاه هم احساس کرد اما حالا نتایج به‌گونه‌ای رقم خورده که تغییر کالدرون در نیم‌فصل چندان منطقی به‌ نظر نمی‌رسد. این درست است که او گاهی برده و گاهی باخته و روی یک نوار سینوسی گام برمی‌دارد اما گویی تمام لیگ هم دست به دست هم داده تا او را در اردوگاه قرمز نگه دارند. این گونه است که ماشین‌سازی تیم دوم زنوزی تیم اولش را می‌برد، سپاهان و شهرخودرو با هم مساوی می‌کنند و استراماچونی قهر می‌کند تا استقلال شوک‌زده مقابل پیکان تن به تساوی دهد. هفته قبل از این هم اوضاع تقریبا بر همین منوال بود تا پرسپولیس این شانس را داشته باشد که نیم‌فصل را در جمع سه تیم بالای جدول به پایان ببرد. خب در چنین شرایطی چگونه می‌توان روی نام سرمربی قلم قرمز کشید؟

فدراسیون سمت یحیی پیچید

اگر مبنا را بر ماندگاری کالدرون روی نیمکت پرسپولیس بگذاریم سرنوشت یحیی گل‌محمدی و البته تیم ملی هم از آن متاثر خواهد بود. چند صباحی هست که زمزمه حضور یک ایرانی روی نیمکت تیم ملی شروع شده است و گفته می‌شود ضرر و زیان حاصل از قرار داد با ویلموتس و کی‌روش مسئولان ورزش کشور و حتی نهادهای نظارتی را به ستوه آورده است. در چنین شرایطی باید مشکلاتی مثل جابه‌جایی پول برای مربیان خارجی را هم به معضلات اضافه کرد. در این اوضاع و احوال فرمول استفاده از یک ایرانی نسخه بی‌دردسرتری هم به‌ نظر می‌رسد. شنیده‌ها حکایت از کاندیدا شدن یحیی برای تیم ملی هم دارد. پیشنهادهای مقدماتی هم داده شده و مالک شهرخودرو هم پیش از این بارها اعلام کرده که یحیی را فقط به تیم ملی خواهد داد؛ چراکه این تیم متعلق به تمام ایران است. البته این حرف او زمانی زده شد که جنبه بازدارنده برای رفتن یحیی به پرسپولیس داشت اما حالا سند رهایی یحیی گل‌محمدی از مشهد حضور او روی نیمکت تیم ملی است. می‌ماند برانکو که سایه‌اش همچنان بر فوتبال ایران سنگینی خواهد کرد. در مورد او هم فرضیه‌های متفاوتی وجود دارد. برانکو بازار ایران را خواهد داشت حتی اگر فدراسیون به سمت گل‌محمدی بپیچد. فراموش نکنید که اواخر همین فصل قبل خبر رسید او تا دفتر زنوزی مالک تراکتور هم رفته است. اتفاقی شگفت‌انگیز که نشان می‌داد او به‌ عنوان یک مربی حرفه‌ای از هیچ پیشنهادی به‌راحتی عبور نمی‌کند. جالب این که این روزهازنوزی هم دنبال مربی می‌گردد. شما چه فکر می‌کنید؟

استراماچونی شعار تبلیغاتی شد

این وسط می‌ماند استقلال که تازه وارد معادلات صندلی‌بازی مربیان شده است. در مورد استقلال هنوز کسی بعد از سیلی رفتن استراماچونی به هوش نیامده است. او در همین مدت کوتاه آن قدر توانسته بود جای خود را در قلب آبی‌ها باز کند که بعد از رفتنش واکنش آنها مثل اردوگاه قرمز بعد از رفتن برانکو بود. آبی‌ها استرا را در قامت یک ناجی دیدند. کسی که از پس این سال‌های ناموفق با قلعه‌نویی و مظلومی و شفر با نیروی جوانی و دانش ایتالیایی آمده تا فوتبالی متفاوت را از خود نشان دهد. حالا نشستن جای او به این راحتی‌ها هم نیست تا آنجا که وقتی هیات مدیره سراغ نام فرهاد مجیدی محبوب رفت هواداران به ۷ محبوب‌شان هم هشدار دادند فکر نشستن جای او را از سر بیرون کند.»

حال فوتبال خوب نیست

در سال‌های نه چندان دور که اینترنت نبود و دسترسی به اخبار و فضای مجازی در هر مکانی برای مردم میسر نبود، در دنیای فوتبال هر حرف و حدیثی که به وجود می‌آمد رسانه‌ها متهم می‌شدند به حاشیه سازی اما شرایط فوتبال ما به شکلی شده که نیاز نیست رسانه‌ای حاشیه‌سازی کند. مدیران فوتبالی ما با تصمیمات و نوع مدیریت‌شان به اندازه کافی تیم‌شان را با چالش روبه‌رو می‌کنند.

کی‌روش: نیازی نیست که خیلی به گذشته برویم. از کارلوس کی‌روش شروع کنیم. مربی سابق تیم ملی که در زمان حضورش هر زمان که خواست لیگ را تعطیل کرد، با هر تیمی خواست بازی تدارکاتی گذاشت و در هر کشوری که دوست داشت، اردوی تیم ملی را برگزار کرد. وقتی هم پیشنهاد کلمبیا را قبل از بازی‌های تیم ملی در جام جهانی دریافت کرد پاسخ مثبت داد و برای دریافت مطالباتش تهدید به شکایت کرد. در نهایت هم با کلی حرف و حدیث پولش را قسطی پرداخت کردند.

ویلموتس: مارک ویلموتس انتخاب بعدی مهدی تاج بود. این مربی در روزهای ابتدایی کارش طوری حرف می‌زد که خیال هواداران از تکرار اتفاقات کی‌روش را راحت کرد. اما بعد از دو باخت متوالی به بحرین و عراق به بهانه دریافت نکردن مطالباتش به ایران برنگشت. در هیاهوی چرایی رفتار ویلموتس هم هیچ کس از او نپرسید که چرا در این مدت پروازی بوده است. تاج هم برای حل کردن مشکلی که تا امروز برطرف نشده راهی اروپا شد تا قراردادش را فسخ کند. در این میان از تاج هم کسی نپرسید که کدام رئیس فدراسیون در دنیا برای مذاکره با سرمربی تیم ملی‌اش به کشور دیگری می‌رود؟ آیا شأن و جایگاه رئیس فدراسیون این است که برای چنین کاری راهی کشورهای دیگر شود. یعنی در فدراسیون هیچ شخصی نیست که این کار را انجام دهد.

تغییر هر هفته ساعت بازی‌ها: یک سؤال از سازمان لیگ داریم و آن اینکه چرا در بیشتر هفته‌های لیگ برتر ساعت بازی‌ها تغییر می‌کند؟ مگر آنهایی که بازی‌ها را برنامه‌ریزی می‌کنند به ساعت آن توجه ندارند؟ اصلاً مگر می‌شود که این اتفاق در بیشتر هفته‌ها تکرار شود. آیا حق نداریم از آنهایی که مسئول این کار هستند بخواهیم که یک مرتبه برای همیشه این مشکل را حل کنند. آنها که ساعت بازی‌ها را تغییر می‌دهند به ساعت پرواز تیم‌های میهمان چقدر توجه دارند؟

اشتباهات تکراری داوری: می‌گویند اشتباه داوری جزئی از داوری است. اما اشتباهات عجیب و تکراری آن در هر هفته از لیگ را هم باید جزئی از داوری دانست. وقتی اعتراضی هم می‌شود در پاسخ می‌گویند این اشتباهات برای تمام تیم‌ها است. یعنی اگر تعداد اشتباهات تأثیرگذار داوری زیاد اما برای همه تیم‌ها باشد و آنها به لحاظ مالی متضرر شوند ایرادی ندارد.

خارجی‌های بی‌کیفیت: تا وقتی که برای تیمداری دست در جیب خودمان نکنیم نگرانی بابت جذب بازیکنان خارجی نداریم؛ چرا که در نهایت جدا می‌شوند و اگر به فیفا هم شکایت‌شان را ببرند مدیر آن باشگاه از جیبش پول نمی‌دهد. در نهایت هم اخراج می‌شود اما تاوان مدیریت ضعیفش را باید هواداران آن تیم بدهند. نمونه بارز آن جونیور مهاجم پرسپولیس. در همین تیم استقلال که از 24 ساعت گذشته بیشتر اخبار فوتبال را به خودش اختصاص داده این سؤال مطرح است که اگر مطالبات استراماچونی را به موقع داده بودند آیا او جرأت رها کردن تیمش را داشت؟ گابریل کالدرون هم دیروز تاریخ پنجم دی ماه را به‌عنوان آخرین فرصت باشگاه پرسپولیس برای دریافت مطالباتش اعلام کرد.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.