پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۸
۲ محرم ۱۴۴۸
۵ دسامبر ۲۰۱۹
شماره 5361

استاد یحیی‌زاده: گیلان هنوز موزۀ هنرهای معاصر ندارد


«گالری‌ پویا»، فضایی رایگان را برای اشاعۀ نقاشی مدرن فراهم کرده است

بخش فرهنگی- در خیابان لاکانی رشت، لابه‌لای فروشگاه‌های پر زرق‌وبرق موبایل و کامپیوتر و ازدحام رهگذران، یک در کوچک و چند پله ما را به طبقۀ اول ساختمانی هدایت می‌کند که با گذشته و حالِ بسیاری از هنرمندان، نقاشان جوان و هنردوستان گیلانی پیوند خورده است. «گالری پویا» یک مرکز هنری خصوصی است که با مدیریت استاد «سیاوش یحیی‌زاده» نقاش و مدرس گیلانی، به بسیاری از هنرمندان این سرزمین حیات هنری بخشیده است. وی بیشتر عمر خود را وقف آموزش نقاشی کرده و با برگزاری نمایشگاه‌های متعدد در طول 18 سال گالری‌داری به معنی واقعی کلمه «جریان‌ساز» بوده و به‌خوبی نقش مهم خود را در اشاعۀ هنر مدرن نقاشی در استان گیلان ایفا کرده است.

یحیی‌زاده که در سال 1329 در شهر رشت متولد شده است عشق به نقاشی را از دوران کودکی در خود کشف کرد و تا به‌امروز (در 68 سالگی) همچنان به این هنر و آموزش آن عشق می‌ورزد. وی دوران کودکی خود را با نقاشی سپری کرده و حتی در دورۀ ابتدایی یکی از نقاشی هایش با موضوع «بیجارکار (کشاورزی در شالیزار)» در جشنواره‌ای در کشور فرانسه مقام آورد و جوایز متعددی برایش ارسال شد؛ اتفاقی که تا آن زمان برای هیچ کودک گیلانی‌ای رخ نداده بود. البته کسب مقام‌های برتر نقاشی تا دوران جوانی وی ادامه یافت.

این نقاش گیلانی در پاسخ به سوال «از چه زمانی نقاشی را جدی دنبال کردید؟»، می‌گوید: «اواسط دهۀ چهل، اوج گرایش جدی من به نقاشی است؛ ابتدا نقاشی را تحت تاثیر برادر بزرگم (سیامک یحیی‌زاده) که با درک ادبی نقاشی می‌کشید، شروع کردم و سپس تحصیلاتم را در این رشته ادامه دادم. پس از فارغ‌التحصیلی با نمرۀ بسیار خوب در آزمون استخدامی معلمی پذیرفته شدم و علی‌رغم آنکه می توانستم در اطراف شهر رشت مشغول تدریس شوم اما روستاهای دورافتاده را انتخاب کردم. با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم به روستاهای دورافتادۀ گیلان برویم و به کودکان فقیر و محروم درس دهیم. نخستین انتخاب من، تدریس در «داماش» روستایی اطراف رودبار بود. در اواسط دهۀ پنجاه و همزمان با معلمی، آموزش نقاشی به کودکان روستایی را نیز جدی گرفتم و پس از چند سال توانستم مجموعۀ خوبی را از نقاشی‌های آنان جمع‌آوری کنم و پس از گذشت بیش از چهار دهه، آن نقاشی‌ها را در معرض نگاه هنردوستان قرار دهم».

در اوایل دهۀ شصت، رشتۀ گرافیک در هنرستان ولیعصر رشت راه‌اندازی شد و فرصت مناسبی را برای یحیی‌زاده و دوستان هنرمندش که هدفی جز ترویج هنر مدرن و تربیت نسل جدید هنرمندان گیلانی نداشتند، فراهم آورد؛ این نقاش گیلانی در این باره تعریف می‌کند: «در سال 1363 و با کمک جمعی از دبیران هنر، رشتۀ گرافیک را در هنرستان های رشت راه اندازی کردیم و از آن زمان تاکنون «معلم نقاشی» هستم. البته در سال 1381 از آموزش و پرورش بازنشسته شدم اما هرگز کار معلمی را کنار نگذاشتم».

همۀ آنانی که در عرصۀ هنر استان گیلان دستی بر آتش دارند به‌خوبی می‌دانند که شخص سیاوش یحیی زاده در دو دهۀ اخیر چه خدمات ارزنده‌ای را به هنر گیلان کرده است؛ وی دربارۀ فعالیت‌های خود پس از بازنشستگی می‌گوید: «با برپایی «گالری پویا» از ابتدای دهۀ هشتاد تاکنون دغدغۀ من ترویج فرهنگ تجسمی است و در طول 18 سال گالری‌داری، فضایی رایگان را برای اشاعۀ نقاشی مدرن فراهم آورده‌ام؛ در گالری پویا هنرمندان نقاش آثار خود را بدون پرداخت هیچگونه پولی به نمایش می گذارند». گالری پویا به همت یحیی‌زاده در سال 1381 با نمایش آثار استاد «حبیب محمدی» آغاز به‌کار کرد؛ وی تحصیلکردۀ مسکو بود و از پيشگامان نقاشی مدرن گيلان به شمار می رود. در واقع او بود که اندیشۀ مدرن نقاشی را در گیلان گسترش داد.

این هنرمند گیلانی دربارۀ تفاوت نقاشی مدرن با نقاشی سنتی، اینگونه توضیح می‌دهد: «نقاشی سنتی، جهانِ شهودی و غیرتجربی را در بستر فرهنگ و عرفان به ترسیم می کشد و دنباله روِ شعر کلاسیک ایران است در حالی که یکی از ویژگی های اصلی نقاشی مدرن «تشخص یافتگی» هنرمند است. در واقع نقاش مدرن از زاویۀ خودش جهان مادی و پیرامونش را نقاشی می کند و ذهن هنرمند عینیت را به شکل مادی انتقال می دهد».

یحیی‌زاده هنر را هم همچون مناسبات سیاسی، حقوقی، فرهنگی قائم به ذات نمی‌داند و شرح می‌دهد: «هنر، مجموعۀ باورهای فرهنگی، اجتماعی را با درک زیبایی شناسی بازتاب می دهد. به‌عنوان مثال شعر کلاسیک ایران در دوره ای به شکوفایی خود رسید که فرهنگ و اندیشۀ عرفانی را به زبان شعری مبدل کرد؛ حکمت عرفان آویزۀ ذهن شعرای نامداری همچون سعدی، حافظ و مولانا بود و اسطوره‌ها باور فکری فردوسی را شکل می‌دادند. در عرصه‌های موسیقی و نقاشی نیز این روال ادامه داشت. دورۀ قاجار، دورۀ سقوط شعر کلاسیک است؛ با آغاز عصر مدرن، ایران با گسست از جهان سنت، دورۀ گذار به مدرنیته را طی می‌کند و انقلاب بزرگ مشروطه برای نخستین بار، تاریخ 2500 ساله را به سوال می‌کشد و کشور صاحب مجلس می‌شود. پس از این تحول عظیم بود که لایۀ جدید اجتماعی شکل گرفت و شاعرانی همچون «عارف قزوینی» و «نسیم شمال» شکل جدیدی از شاعری را اشاعه دادند».

وی دورۀ پس از مشروطه را دوران مدرن شدن ایران می‌نامد و می‌گوید: «جهان سنت، هنر خاص خودش را دارد؛ اما در دل جهان مدرن است که «نیما یوشیج» گونه ای جدید از شعر به نام «شعر نو» را می سراید و کمال الملک شیوه ای جدید از نقاشی را مرسوم می کند. شعر «ری‌را» نیما در شکل، فرم، زبان و محتوا کاملا مادی، عینی و زمینی است. در واقع جهان شهودی، مُثُلی، عرفانی و عدالت طلب تبدیل به عینیت جامعه شناسانۀ مادی شده و هنرمند یک شهروند است. ادبیات داستانی، نمایشنامه نویسی، نقاشی و... پس از دوران مشروطه شکل جدید و نوتری به خود گرفت. البته چون هنر به‌شکل تجریدی وجود ندارد باید هنر را در حیات تاریخی اجتماعی آن مورد بررسی قرار داد».

سیاوش یحیی‌زاده حدود 50 سال از عمر 68 سالۀ خود را صرف تدریس نقاشی به نسل جوان گیلان کرده است؛ 30 سال در آموزش و پرورش و 20 سال نیز در بخش خصوصی. وی دربارۀ تدریس نقاشی در گیلان تعریف می‌کند: «در دهۀ چهل و پنجاه، دوران نوجوانی و جوانی من، معلم نقاشی کم بود اما بعد از انقلاب از نظر کمّی تعداد دانشکده های هنر و فارغ التحصیلان این رشته زیاد شد و به تعداد مدرسان نقاشی نیز افزوده شد. متاسفانه هنوز استان گیلان، موزۀ هنرهای معاصر ندارد و این معضل بزرگی است که باید مسئولان دولتی و مدیران شهری برای رفع آن چاره‌ای بیاندیشند. موزۀ هنرهای معاصر هر استانی، نمایشگر هویت آن منطقه است که متاسفانه تاکنون مردم گیلان از این موهبت محروم مانده‌اند».

در ذهن هنردوستان گیلانی، نام سیاوش یحیی‌زاده با هنر نقاشی گیلان گره‌ خورده است و همگان به دلسوزی و اثرگذاری وی در عرصۀ هنرهای تجسمی استان اذعان دارند؛ این هنرمند گیلانی به پرسش «چرا از بین هنرها به نقاشی روی آورده است؟»، اینگونه پاسخ می‌دهد: «قدمت هنر نقاشی به 32 هزار سال پیش می‌رسد و اثر این هنر قدیمی در جای‌جای تاریخ بشریت کاملا مشهود است. نقاشی نخستین هنری است که بشر شکارورز از دورۀ غارنشینی آن را کشف کرده و به وسیلۀ آن توانسته است با محیط خود ارتباط برقرار کند؛ در واقع هنر نقاشی نگاه زینتی ندارد. انسان به دو شیوۀ شناخت علمی و هنری عاطفی بر طبیعت غلبه پیدا می کند؛ هنر بیان رابطۀ انسان با خود، طبیعت و جامعه است و نقاشی برخلاف هنر نوشتاری مثل داستان و شعر، یک زبان جهانی دارد و بدون بار ترجمه، رابطه‌ای در سطح جهان پیدا می‌کند».

هم اکنون نمایشگاه نقاشی «بر موج» در گالری پویا دایر است؛ در این نمایشگاه آثار هشت هنرمند پیشکسوت و جدید گیلانی به نمایش درآمده است که نسل دوم استاد حبیب محمدی هستند و علاوه بر کار هنری، دستی بر آموزش نقاشی هم دارند.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.