دست خالی فوتبال ایران در آسیا نشانه چیست
بخش ورزش- مراسم برترینهای فوتبال آسیا بدون دستاوردی برای فوتبال ایران برگزار شد و نمایندگان ایران دست خالی از این مراسم به خانه بازگشتند. برترینهای فوتبال آسیا در هنگکنگ برگزار و جوایز گوناگونی به نفرات برتر اهدا شد. کشورهای مختلفی از جمله ژاپن و به طور کلی کشورهای شرق آسیا که از چندین سال قبل گوی سبقت را از منطقه غرب ربودهاند، جوایز متعددی در این مسابقات کسب کردند اما جذابترین جایزه این مراسم (بازیکن سال آسیا) به اکرم عفیف از باشگاه السد و تیم ملی قطر رسید که در غیبت او ژاوی ارناندس، سرمربی السد جایزه را دریافت کرد.
با این که نمایندگان ایران در پنج بخش مختلف حضور داشتند، نامزدهای ایرانی در این مراسم جایزهای کسب نکردند. علیرضا بیرانوند (نامزد مرد سال فوتبال آسیا)، سردار آزمون (لژیونر سال آسیا)، مهدی جاوید (فوتسالیست سال آسیا)، کتایون خسرویار (مربی زن سال آسیا) و فدراسیون فوتبال ایران (بهترین فدراسیون الهامبخش) نمایندگان ایران در این مراسم بودند. البته یک روز قبل از مراسم، مهدی تاج و مدیر مرکز اطلاع رسانی وزارت ورزش فاش کرده بودند که دست بیرانوند از جایزه کوتاه مانده است!
با وجود دست خالی ماندن نمایندگان ایران، علیرضا فغانی چندی پیش به عنوان بهترین داور آسیا در سال ۲۰۱۹ برگزیده شد که این اتفاق تنها نقطه عطف فوتبال ایران بود؛ اتفاقی که رقم خوردن آن به نبوغ و استعداد فغانی بازمیگردد نه وجود سیستم و سازوکار مناسب برای پرورش داورانی مانند او. طبق گفته آنتوان دو سنت اگزوپری، نویسنده نامدار فرانسوی، "هدف بدون برنامهریزی، تنها یک آرزو است."
ناکامیهای اخیر فوتبال ملی و باشگاهی ایران از جمله شکست در انتخابی جام جهانی، ناکامی تیمهای باشگاهی در لیگ قهرمانان آسیا، ناکامی تیمهای باشگاهی در فوتسال، از دست رفتن صدر رنکینگ AFC و ... یادآور نبود برنامه و هدف از پیش تعیین شده در سیستم کنونی است. دستاورد سیستم و سازوکار موجود، ناکامی در کسب عناوین مرد و زن سال و همچنین مربی مرد و زن سال آسیا شده است که از حیث جوایز انفرادی، دارای اهمیت بالایی در فوتبال آسیاست اما سالهاست که یک ایرانی موفق به کسب این عنوان نشده است.
هر چند حضور علیرضا بیرانوند در جمع نامزدهای فوتبال آسیا و کتایون خسرویار در جمع نامزدهای برترین مربی زن آسیا و انتخاب علیرضا فغانی به عنوان بهترین داور آسیا موجب دلخوشی فوتبال است و فوتبال ایران به حضور چنین چهرههای افتخار میکند اما موفقیت آنها به علت استعداد ذاتی و تلاش شخصی آنها به دست آمده و برآمده از سیستم اجرایی فوتبال ایران نیست.
در کنار رشد و ارتقای فوتبال منطقه شرق آسیا، قطریها با موفقیتهای چشم گیر خود در بخش تیمی و انفرادی ثابت کردند که موفقیت صرفا حاصل نبوغ و استعداد نیست بلکه برنامهریزی و وجود مدیران شایسته و لایق میتواند منجر به تحقق برنامهها و اهداف شود.
اتفاقات اخیر و ناکامیهای متوالی یک هشدار مهم دیگر برای فوتبال ایران است که ثابت میکند دو بار صعود متوالی به جام جهانی در سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸، صعود به فینال لیگ قهرمانان آسیا در سال ۲۰۱۸ و حتی کسب عنوان بهترین مرد سال آسیا در سال ۲۰۰۴ به خاطر وجود مربیان و فوتبالیستهای بااستعداد و نابغه به دست آمده است و هیچ ارتباطی به مجموعههای مدیریتی ندارد.
بر کسی پوشیده نیست که در کنار لابی ضعیف فوتبال ایران در آسیا برای تقسیم جوایز، معضل کنونی برآمده از بیکفایتی مدیران نالایق و ناتوان در اجرای درست برنامههایی است که در کشورهای نه چندان بزرگ و با ریشه به طور عملی اجرا شده و اکنون به جای ایران، کشورهای دیگری مانند قطر و امارات با دستاوردهای انفرادی و تیمی پرچمدار غرب آسیا شدند.
آیا بیرانوند باید بازیکن سال آسیا میشد
کمتر کارشناسی در فوتبال آسیا انتخاب عفیف را زیر سوال برد اما چون دوست داشتیم جایزه به علیرضا بیرانوند برسد، طبیعی است که از این انتخاب ناراحت شویم؛ حتی اگر او شایسته ترین گزینه به شمار می رفت. اما این علاقه و تعصب ملی، دلیلی نیست که زمین و زمان را بهم بدوزیم و از نقش پر رنگ لابی ها، دلارهای نفتی کشور های عربی حوزه خلیج فارس و .... در این انتخاب، بگوییم که هر کارشناسی آن را غیرواقعی و فاقد عقلانیت می داند. گفتمانی که در 24 ساعت گذشته، با اهدافی خاص و رویکردی سیاسی ایجاد شد و سودای دیگری داشت.
خداداد عزیزی، علی دایی، مهدی مهدوی کیا و علی کریمی، بازیکنان ایرانی هستند که عنوان برترین بازیکن فوتبال آسیا را کسب کرده اند. آیا باید گفت در آن سال ها نیز لابی های غیر فنی و مسایل دیگر باعث این انتخاب شده است؟ آیا این سخنان، یک گل به خودی و بی ارزش کردن تلاش ها و جایگاه بیرانوند به شمار نمی رود؟ در پس این هیاهو، اهدافی خاص در جریان نیست که هیچ ربطی به فوتبال ندارد؟
بیان جملات غیر فنی و پیام های احساسی بعد از انتخاب نشدن علیرضا بیرانوند، فقط باعث ایجاد موجی هیجانی و زمینه ساز بدبینی غیرواقعی اهالی فوتبال نسبت به کنفدراسیون آسیا می شود. وقتی کسانی که بر مسند ریاست و مدیریت ارشد ورزش کشور تکیه زده اند، چنین رویکرد عوامانه ای دارند، می توان از هوادار نوجوان و جوان انتظار داشت که به تحلیلی واقع بینانه برسند؟
مکانیزم انتخاب برترین های فوتبال آسیا تفاوت های اساسی با فیفا و یوفا دارد. برای انتخاب برنده توپ طلا، از مربیان، کاپیتان ها و رسانه ها رای گیری می شود و در نهایت، این جایزه به فرد منتخب می رسد. با این حال، همواره بحث ها و چالش های کارشناسی جدی در این باره وجود داشته است. در همین زمینه، یورگن کلوپ سرمربی آلمانی تیم لیورپول انگلیس می گوید: "اگر بخواهید توپ طلا را به برترین بازیکن این نسل بدهید، قطعا مسی شایسته آن است اما اگر بخواهید به بهترین بازیکن فصل بدهید، باید آن را به فندایک مدافع هلندی لیورپول بدهید."
این صحبت کارشناسی کلوپ را که قبل از مراسم دوشنبه شب عنوان شد، با برخی اظهارات حیرت انگیز مسئولان ورزشی مقایسه کنید؛ "رای دهندگان و تصمیم گیران کنفدراسیون آسیا بدنبال بهانه جویی برای نادیده گرفتن تیم ها، فوتبال ملی و بازیکنان ایرانی هستند" ِیا "کنفدراسیون آسیا چشم خود را بسته است." این جملات نمونه ای کوچک برای نمایش سطح تحلیل های این روزهاست که موضوعات را نه فنی، که سیاسی و قبیله ای می بیند و اهدافی خارج از مستطیل سبز را دنبال می کند.
در آسیا برای انتخاب برترین های سال، کمیته فنی AFC تمامی فعالیت های فوتبالی قاره، از لیگ قهرمانان تا تیم های ملی را زیر نظر می گیرد و در نهایت برندگان را انتخاب می کند. اکثر کارشناسان معتقدند که اکرم عفیف در سطحی بالاتر از این قاره، در تیم السد قطر و تیم ملی این کشور، درخشید و نباید انتخاب او را زیر سوال برد.
در این بین، شاید بتوان سهمی اندک نیز برای لابی های قدرت از جمله حامیان مالی کنفدراسیون در نظر گرفت اما این به معنای نادیده گرفتن حقیقت و ترویج گفتمان ناسیونالیستی با رویکرد سیاسی است؟ فراموش نکنیم که علی دایی پیش از این گفته بود "حضور بیرانوند در جمع سه بازیکن برتر آسیا به تنهایی بسیار ارزشمند است." او می داند رقابت یک دروازه بان با بازیکنان پست های دیگر چقدر سخت است و واقعیت های فنی به چگونه ای است.
در فوتبال جهان فقط لو یاشین، دروازه بان افسانه ای روس ها تنها سنگربانی است که موفق به دریافت توپ طلا شده. این عنوان حتی به دروازه بان هایی مانند اولیور کان، پیتر اشمایکل، داسایف یا مانوئل نویر آلمانی هم نرسیده است، دروازه بانانی که فوتبال جهان آنها را تحسین کرد اما هیچ وقت دستشان به توپ طلا نرسید. به همین دلیل است که در مراسم برترین های توپ طلای دوشنبه شب، برای نخستین مرتبه یک جایزه ویژه برای دروازه بان ها به نام جایزه لو یاشین قرار دادند تا این بازیکنان نیز بیشتر دیده شوند.
اگر بگوییم وقتش است که در قاره آسیا نیز جایزه ای برای بهترین دروازه بان ها در نظر گرفته شود، سخن و موضعی قابل تامل و کارشناسی است که محتمل است در سال های نه چندان دور، اتفاق خواهد افتاد. البته، از آنهایی که اهدافی خاص و سیاسی را در مستطیل سبز دنبال می کنند، چنین انتظاری بیهوده و نارواست! باید ریشه این بیانیه ها و هیاهوها را در جای دیگر جستجو کرد.
