جلوههای نقیضی همراه با خلاقیت و نوآوری
* محمدتقی مرتاض هجری
انتخاب عنوان مناسب برای کتاب نیاز به وقت و اشراف به واژهها و جملاتی دارد که بتواند همه مفاهیم متن را در کوتاهترین جمله اما پربار به مخاطب القاء کند. رعایت اصول گرافیکی و بهکارگیری نوع حروف و اندازه و چگونگی جاسپاری آن روی جلد و دیگر الزامات صفحه آرایی از مواردی است که طراح آن را از ضرورتهای کار خودش میداند.
از محسن آریاپاد، شاعر و نویسنده گیلانی چندین کتاب در زمینه شعر چاپ شده است. اما دو کتاب با عنوان غیرمتعارف بهنام (اویتامن) و (در دو خط بیخط) بهگونهای است که مخاطب جستجوگر را به خود جلب میکند. عنوانهایی که از نظر محتوایی قابل بررسی است و میتواند مورد تامل قرار گیرد. واژه (اویتامن) گیلکی است یعنی همان معنای (من دیگر) فارسی را تداعی میکند. کاربرد چنین واژهای در فرهنگ ادبی ایران بیسابقه نیست. پیش از این شاعران و نویسندگان در شعر و نثر از آن استفاده کردهاند. ادبیات عرفانی و صوفیه سرشار از این واژههاست. انتخابی است مشکل و دشوارپسند و کمتر کسی غیر از مولانا توانسته است به خوبی از انجام آن برآید. بهویژه که ضمیر (اویتامن) در واقع سایهای است از خود شاعر که جای او سخن میگوید. سایهای که ضمن شناخت هستی شناسانه شخصیتها و آشنایی با جهانبینی عاطفی و انسانی با آنان به گفتگو میپردازد.
اویتامن سایهای است انسان وارانه و به عبارت دیگر انسانی است سایهوار که از جان و جهان میگذرد و قدم به عرصه ناپیدایی میگذارد تا حضور خود را در گستره وجودی اندیشه و در شناخت بیکرانگی هستی شناسی به نمایش بگذارد. شاعر با تخیل سایهگونهاش و با بیانی دور از الزامات روزمرگی قدم در راهی میگذارد تا جهان انسانی را در چشمانداز جلوههای حقیقت مطرح کند. اویتامن از چیزی میگوید که شاعر در خلوت و جلوت خود کمتر میتواند به چنان مفاهیمی از عواطف دست پیدا کند و در قلمرو احساس به نیازهای ذهنی خود پاسخ دهد. از این روی رها شدن در وادی اندیشه و باورها فارغ از حیطه تشخصها و نشانهها امری لازم و ضروری است. و این همه در واژه موردنظر جانمایی شده است.
اما در دو خط بیخط عنوان دیگر کتاب شاعر را باید در زمینه تناقض (نقیض) مورد بررسی قرار داد. انتخاب چنین واژههاییکه ظاهرا با اندیشه عقلی و باورهای عمومی در تضاد است، ضمن اینکه نوعی بازی زبانی و کلامی از آن نام برده میشود از ویژگیهای خلاقیت نیز محسوب میگردد. ابداع جملات و کلمات غیرمعمول و دور از ذهن چیز تازهای نیست که ریشه در گذشته ادب فارسی به ویژه شعر دارد. شاعران به کرات از آن در مناسبات کلامی و لفظی خود بهره بردهاند. و آن به شیوهای است که با آوردن دو واژه با دو معنی به ظاهر متضاد درصدد بیان مفهوم جدید بودهاند. طرح چنین مفاهیمی بیان موضوعی است بهصورت نامتعارف که ذهن مخاطب را به اندیشهورزی و پرسشگری میخواند. استفاده از واژهها و کلمات نقیضگونه را باید در آراء و نظرات شاعرانی جستجو کرد که اندیشه خود را ورای دیدگاه مرسوم زمان مطرح میکردند تا از آن معنای دیگر افاده گردد.
به باور این افراد اندیشه تناقضآمیز (پارادوکس) را باید در زندگی در جهان هستی که با آن روبهرو هستیم مشاهده کرد. یعنی تنوع و شکلگیری پدیدهها و تکرار آن بهگونههای دیگر را ناشی از تضادهایی میدانند که دوام و بقای هر چیزی را فراهم ساخته است. و این خود اصل و مبنای خلق کردن و آفریدن است که هنر خلاق با آن در ارتباط است و از آن نشات میگیرد. از این نگاه واژههای متضاد همچون (برگ بیبرگی، نوای بینوایی، نقش بی نقش، سوی بی سو، صورت ساز بیصورت، گویای بیزبان و مواردی از این نمونهها را میتوان در اشعار صائب تبریزی، بیدل دهلوی، سنایی، جلالالدین مولوی و سبک هندی به کرات مشاهده کرد. آنجا که مولانا بیان نقیضی را در شعر نوعی امتیاز میداند و از آن در راستای دستیابی به شناخت بیشتر و کشف نوآوری نام میبرد.
عنوان (دو خط بیخط)، بیانی است نقیضی که در آن دو سوی یک تناقض به یکدیگر گره خورده است، گرچه به ظاهر هریک آن دگر را نفی میکنند، اما در راستای شعر و هنر از جلوههای خلاقیت بهشمار میرود.
