رویکرد انتخاباتی اصلاحطلبان، گره کور تصمیمگیری
بخش سیاسی- برخی از اصلاحطلبان بر این باورند که باید در رابطه با نظارت استصوابی شورای نگهبان و ردصلاحیتهای این نهاد، مذاکره کرد. این درخواست از سوی اصلاحطلبان برای ایجاد فضایی بازتر و اجازه دادن به حضور همه قشرها و دیدگاهها، حتی به رئیسجمهوری هم رسید و حسن روحانی در سخنرانی هفته گذشته خود در هیئت دولت از شورای نگهبان خواست تا اجازه دهد همه سلیقهها در انتخابات حضور داشته باشند و این مردم باشند که انتخاب کنند. البته سخنان او با واکنشهای زیادی از سوی جناح مقابل روبهرو شد. در مقابل این دیدگاه، برخی دیگر از اصلاحطلبان طرح مشارکت مشروط در انتخابات را راهکاری در مقابل ردصلاحیتها از سوی شورای نگهبان ارائه کردند. علاوه بر این دو رویکرد، هستند اصلاحطلبانی که نگاهشان متفاوت است و معتقدند که این جریان برای دوره کوتاهی هم که شده است بهتر است از قدرت کنارهگیری کند و سعی داشته باشد که قدرت واقعی خود، که همان حفظ سرمایه و بدنه اجتماعی است، را حفظ کند. چندماه دیگر تا انتخابات باقی نمانده است، اما هنوز راهکار و استراتژی این جریان سیاسی برای انتخابات اسفندماه مشخص نشده است.
منتقدان و در واقع شورای نگهبان بر این باور است که طرفداران مشارکت مشروط نوعی تهدید محسوب میشود. اما طرفداران مشارکت مشروط میگویند ما انتخابات را تهدید نکردیم، بلکه شرط گذاشتیم و شرط آن این است که ما باید به اندازه کافی کاندیدا داشته باشیم تا بتوانیم متناسب هر حوزه انتخابی یک کاندیدا معرفی کنیم و بتوانیم وارد رقابت شویم. اگر ما کاندیدا نداشته باشیم و نتوانیم در انتخابات شرکت کنیم، این به نظر آقایان شرط باطل یا تهدید است؟ با این وضعیت مردم هم بالطبع در انتخابشان محدود میشوند. این شرط غیرقانونی است یا تهدید محسوب میشود؟
با این حال، افراد دیگری هستند که میگویند شرط گذاشتن برای شورای نگهبان اشتباه است و باید با این نهاد وارد مذاکره شد. غلامرضا تاجگردون، نماینده اصلاحطلب مجلس شورای اسلامی از این دسته است. این گروه با اشاره به چنین تجربهای در گذشته، که یک فرد با استفاده از نفوذ و قدرت چانهزنی خود با شورای نگهبان مذاکره میکرد، میگوید: در حال حاضر این امکان با وجود برخی افراد از این جریان وجود دارد. آنها میگویند در دورهای آقای کروبی بسیار تاثیرگذار بود چراکه فقهای شورای نگهبان او را قبول داشتند و مشکل بسیاری از افراد را حلوفصل میکرد و به اصطلاح ریش گرو میگذاشت. ایشان روحانی معتبری بود و همیشه تلاش میکرد تا با مذاکره، برخی از مسائل را حل کند. اما اکنون اصلاحطلبها چنین فردی را ندارند. به نظرم به جای افتادن به جان یکدیگر، بهتر است در اندک فرصت باقیمانده چنین ظرفیتی را ایجاد کنیم. البته افرادی که مورد وثوق شورا نیز باشند.
در بین این دو گروه، برخی دیگر از اصلاحطلبان نه مذاکره با شورای نگهبان را کارساز میدانند و نه انتخابات مشروط را. این طیف معتقد است که اصلاحطلبان باید در شرایط فعلی کشور به فکر مشارکت بالای مردم در انتخابات باشند و شرط و شروط گذاشتن برای نهادهای حاکمیتی و شورای نگهبان را کنار بگذارند. محمد سلامتی، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با دفاع از این رویکرد میگوید: مذاکره را بد نمیدانم، اما کارساز نیست. هم به دلیل زاویه فکری و ذهنی که شورای نگهبان دارد و هم به این دلیل که خطی که از بیرون به آنها داده میشود مذاکرات را کمحاصل میکند. به نظر من گرچه محدودیتهای اشاره شده خیلی مهم است، ولی اصلاحطلبها از همین ظرفیت موجود هم نتوانستهاند به خوبی استفاده کنند، لذا شاید اغراق نباشد که بگویم ۵۰ درصد ضعف به خود آنها برمیگردد و ۵۰ درصد هم به مسائل دیگر. شرط و شروط را باید برای بعد بگذاریم، آن هم شرط و شروطی که بحثانگیز و اختلافبرانگیز است. شما میخواهید با کسی شرط بگذاری که کاملا با شما مخالف است و با حضور گسترده مردم هم در انتخابات میانه خوبی ندارد. بنابراین کنار نمیآید. از این رو اگر قرار باشد که این هدف تامین شود که باید تامین شود، بدون قید و شرط باید وارد کار شد.
چنین اختلافنظرهایی درون اصلاحطلبان در شرایطی شکل گرفته است که این جریان با موانع زیادی در انتخابات آینده روبهرو است، از جمله مشکلات معیشتی، نارضایتیها از عدم پاسخگویی به مطالبات مدنی و اجتماعی مردم. به گونهای که پیش از این رئیس دولت اصلاحات، حمایت مجدد از لیستهای انتخاباتی را سخت دانسته و گفته بود بعید به نظر میرسد دیگر مردم به حرف من و شما پای صندوقهای رای بیایند. با این حال همه این مواردی که در بالا مطرح شد نشان از آن دارد که اصلاحطلبان هنوز نتوانستهاند موضع دقیق و جامعی درباره انتخابات پیشرو اتخاذ کنند و تشتت آرا در میان نیروهای اصلاحطلب موج میزند. دسته نخست یا همان ارائهدهندگان مشارکت مشروط یعنی سعید حجاریان و همفکرانش باور دارند که در صورت نبودِ نامزدهای اصلی باید از انتخابات کنار کشید. درمقابل، دسته دوم که برای رفع این موضوع باور به رایزنی دارند، مشخص نکردهاند درصورتیکه مذاکرات بهطورکامل نتیجه موردنظر جریان اصلاحات را تامین نکرد، چه باید کرد. در واقع تا زمانی که اصلاحطلبان در اصل موضوع شرکت کردن و یا نکردن در انتخابات تصمیمگیری نکنند، این رفت وبرگشت و موضعگیریهای متفاوت ادامه خواهد داشت و آنها را برای رسیدن به یک راهکار و استراتژی در انتخابات آینده با مشکل جدی مواجه خواهد کرد.
منبع : ابتکار
