پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۸
۲۵ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۳ اکتبر ۲۰۱۹
شماره 5312

کوچ فوتبالیست سیاست‌مدار جعفر کاشانی درگذشت


بخش ورزش- جعفر کاشانی رییس هیات مدیره پرسپولیس صبح دیروز در سن 76 سالگی دار فانی را وداع گفت تا جامعه فوتبال یک بار دیگر داغ‌دار یکی از مفاخر خود باشد.

مرحوم کاشانی روز قبل از فوتش به دیدار پزشک قلب خود رفت و به او گفته شد که باید آزمایش هسته‌ای روی قلب خود انجام دهد و جواب این آزمایش دیروز به دکتر معالج برسد تا در خصوص وضعیت قلب او توضیحاتی به این مرحوم اعلام شود.

رئیس فقید هیات مدیره پرسپولیس شب گذشته آزمایش هسته‌ای را روی قلب خود انجام داد و صبح دیروز قرار بود راننده او به دنبالش برود تا بتواند با پزشک معالجش دیدار کند. راننده مرحوم کاشانی پس از اینکه به منزل رئیس هیات مدیره پرسپولیس می‌رسد، زنگ خانه را به صدا درآورده و مرحوم کاشانی در را برای او باز می‌کند، اما پس از اینکه دقایقی از منزل بیرون نمی‌آید، راننده او به داخل خانه می‌رود و می‌بیند مرحوم کاشانی روی پله‌ها افتاده است.

رئیس فقید هیات مدیره باشگاه پرسپولیس خیلی سریع به بیمارستان رسالت منتقل می‌شود، اما پزشکان معالج علت فوت او را آمبولی اعلام کردند و گویا یک لخته خون در قلب این مرحوم باعث ایست قلبی شده است.

همسر مرحوم کاشانی در سفر کربلا به سر می‌برد و پسر او هم در جزیره کیش است. از طرف دیگر دختر این مرحوم در کشور اسپانیا حضور دارد و قرار است به سرعت خود را به تهران برساند تا مراسم پیشکسوت فقید فوتبال ایران برگزار شود.

طبق هماهنگی‌ها، مراسم تشییع مرحوم کاشانی احتمالا روز شنبه برگزار خواهد شد تا خانواده او بتوانند خود را به تهران برسانند. همچنین از آنجایی که پرسپولیس روز جمعه در مشهد بازی دارد این احتمال وجود دارد که این مراسم در روز شنبه برگزار شود تا بازیکنان و مسئولان باشگاه هم بتوانند در روز وداع با مرحوم کاشانی حضور داشته باشند. مراسم تشییع در ابتدا در باشگاه شاهین در خیابان گلستان نارمک برگزار خواهد شد و سپس پیکر مرحوم کاشانی راهی ورزشگاه شهید شیرودی می‌شود. سپس برای مراسم خاکسپاری، پیکر مرحوم کاشانی روانه قطعه نام‌آوران بهشت زهرا خواهد شد.

برادر مرحوم کاشانی اعلام کرد که برنامه‌ریزی برای برگزاری مراسم این مرحوم توسط باشگاه پرسپولیس انجام خواهد شد. همچنین محمدحسن انصاری‌فرد مدیرعامل باشگاه پرسپولیس، محمد پنجعلی، حسین خبیری و ... تعدادی از پیشکسوتان پرسپولیس با حضور در بیمارستان پیگیر اقدامات انجام شده هستند.

آنقدر حرف دارم که...

فوتبالیست‌ها و ورزشکاران پیش از مرگ طبیعی یک بار هم وقتی که کفش‌هایشان را می‌آویزند، مرگ را مقابل دیدگان خود نظاره می‌کنند. کاشانی در آذرماه ۱۳۵۳ و زمانی که فقط ۳۱ سال داشت تصمیم به خداحافظی گرفت. برخی از کارشناسان و رسانه‌ها اعتقاد داشتند کم کم نوبت جوانترهاست که روی کار بیایند. همین مساله آقای شماره چهار را آزرد و خیلی زود عطای بازیگری را به لقایش بخشید و پس از بازی با تاج سابق، روی دوش بازیکنان از فوتبال خداحافظی کرد و چند سال بعد وارد دنیای سیاست و مدیریت شد.

کاشانی به هر چه که می‌خواست رسید. آنقدر خوب بود که عباس اکرامی، مالک باشگاه شاهین او را بدون حضور در تیم‌های پایه، برای بزرگسالان انتخاب کرد. خیلی زود محبوب شد. قهرمان جام حذفی و باشگاه‌های تهران شد. سپس به پیکان ثروتمند رفت اما با اصرار عبده به پرسپولیس آمد و تا پایان فوتبالش در این تیم به کار خود ادامه داد. قهرمانی در جام تخت جمشید و جام منطقه‌ای از مهمترین عناوین مدافع مستحکم آن روزهای فوتبال ایران در لباس پرسپولیس بود. او در شهرآورد معروف سال ۵۲ هم در قلب خط دفاعی تیمش حضور داشت و اجازه خودنمایی به مهاجمان تاج سابق را نداد.

کاشانی در عرصه ملی هم روزهای خوبی را پشت سر گذاشت. سخت به ترکیب اصلی رسید اما وقتی که در جمع بازیکنان اصلی قرار گرفت سال‌ها با قدرت به کار خود ادامه داد و قهرمانی‌های مهمی را به دست آورد. قهرمانی در جام ملت های ۱۹۶۸ تهران و همچنین جام ملت های ۱۹۷۲ تایلند در حضور کاشانی به دست آمد. زوج او و حسن حبیبی، هم محله‌ایش در محله چهارصد دستگاه، خواب و خوراک را از مهاجمان آسیایی گرفته بود. کاشانی همراه با تیم ملی به المپیک ۱۹۷۲ آلمان هم رفت و در برد تاریخی مقابل برزیل یکی از نفرات تیم محمود بیاتی بود. او با قهرمانی در بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴، به بهترین و باشکوه‌ترین شکل ممکن از بازی‌های ملی کناره گیری کرد.

گلزن نبود اما همه فن حریف بود. از بچگی همینطور بود. پیش از اینکه فوتبالیست شود، هم کشتی می گرفت و هم والیبالش فوق العاده بود. ادامه تحصیل، اجازه پیشرفت به او در این رشته‌ها را نداد اما همان درس و تحصیل بود که کاشانی را به فوتبال رساند. وقتی در جام آموزشگاه‌ها با تیم چهارصد دستگاه خوش درخشید و نگاه‌ها را به سمت خود خیره کرد. کاشانی در ابتدا یک دروازه‌بان بود. آنقدر چابک بود و سریع که همه می‌‎پنداشتند روزی دروازه بانی بزرگ خواهد شد اما چند متر جلوتر رفت و به یک مدافع مستحکم تبدیل شد.

بعد از خداحافظی کاشانی از دنیای فوتبال مجله دنیای ورزش مطلبی راجع به او کار کرد که در نوع خود جالب توجه است: "اگر کنارش بنشینی و پنج ساعت صحبت کنی یک کلام از کسی بد نمی‌گوید. او نمی‌خواهد باعث دلخوری و رنجش کسی شود. روابط عمومی فوق العاده‌اش کلید و رمز خیلی از موفقیتهایش بوده است."

در سال ۱۳۵۰ و در آستانه اولین قهرمانی پرسپولیس در جام باشگاه های ایران در گفت و گو با خبرنگار دنیای ورزش و در پاسخ به آخرین سوالش که گفته بود اگر صحبتی دارد بگوید؛ حرفهای جالبی بر زبان آورد: جواب دادن به این یکی، شاید سخت‌ترین کار برای من باشد چون آنقدر حرف وجود دارد که انتخاب یکی برای گفتن واقعا دشوار است ولی به هر حال در این مورد بیشتر دوست دارم در مورد کسانی که در دوران زندگی‌ام به من محبت داشته‌اند و همچنین خانواده‌ام صحبت کنم. همیشه در زندگی هر کس انسان‌هایی وجود دارند که محبت و تلاش آنها را برای خدمت به دیگران هیچگاه نمی‌توان فراموش کرداما در مورد خانواده‌ام در حال حاضر خانه تنها مکانی است که من دردهایم را در آنجا به فراموشی می‌سپارم و با محبت و دوستی که در خانه ما حکم فرماست در کنار همسر و فرزندم دوران لذت بخشی را می‌گذرانم. آنچه که موجب گرمی محیط خانوادگی ما گردیده علاقه و دوستی است که ما در خانواده نسبت به یکدیگر داریم. من همسر و فرزندم را واقعا دوست دارم و خوشی انها بهترین ارمغان در زندگیست؛ ضمن آنکه در کنار آنها پدر و مادرم را نیز می‌پرستم. که البته چون اینجا صحبت از خانواده فعلی من است از آنها کمتر یاد کردم. نصیحت من به جوانان این است که اول به فکر تحصیل خود باشند و بعد به فکر ورزش. مطالعه زندگی قهرمانان ورزشی ما به خصوص فوتبالیست‌ها نمایشگر این است که قهرمان در زندگی کمتر موفق بوده است پس اگر کسی بخواهد در آینده موفق باشد ورزشِ تنها، به زندگی او کمک نخواهد کرد.

کاشانی بی تردید نامی ماندگار در تاریخ فوتبال ایران است. او از بیست سالگی در تیم شاهین و تیم ملی ایران بازی کرد و بازوبند کاپیتانی پرسپولیس و تیم ملی را به بازو بست. در پاییز سال 53 در حالی تنها 30 سال داشت فوتبال را کنار گذاشت. آن هم به خاطر زمزمه هایی که از سوی باشگاهی که دلش می خواست تنه به تنه تیم های اروپایی بزند شنیده بود که باید جا را برای جوانترها باز کرد. کاشانی در بازی برابر استقلال از فوتبال خداحافظی کرد و هرچند یک سال بعد باشگاه از او خواست که بازگردد اما دیگر به فوتبال بازنگشت.

او دو قهرمانی جام ملت های آسیا، یک قهرمانی بازی های آسیایی، یک دوره حضور در المپیک و فتح تورنمنت های داخلی و خارجی مختلفی را با تیم ملی و پرسپولیس را در کارنامه اش را دارد. او فوتبالش را از تیم طلایی شاهین و دوران دکتر اکرامی آغاز کرد اما بعد از سه سال حضورش در شاهین این تیم برای همیشه منحل شد تا او و همتیمی هایش به پرسپولیس کوچ کنند. او شماره 4 سرخ را به تن کرد و هیچگاه آن را درنیاورد.

بعد از خداحافظی از فوتبال از سوی وزارت خارجه در منچستر انگلستان و سپس به آلمان غربی می رود. در سوریه سرکنسول ایران می شود و سپس در وزارت خارجه ایران در کشور امارات کار می کند.

کاشانی یکی از نوادگان ملااحمدنراقی از عالمان بزرگ کاشان بود. او در آخرین روزهای زندگی اش همواره در گفت و گوهایش از دلبستگی اش به کاشان و روستاهای خوش آب و هوای اطرافش می گفت و دلش می خواست که فرصتی پیدا کند و زمانی را در این مکان ها بگذراند اما متاسفانه مرگ غافلگیرانه آمد.

در اینجا بخشی از گفت و گوی جعفرکاشانی که در سال 1350 در مجله دنیای ورزش منتشر شده را می خوانید:

اگر خودت حرفی داری بگو ؟

- جواب دادن به این یکی شاید سخت ترین کار برای من باشد چون آنقدر حرف وجود دارد که انتخاب یکی برای گفتن واقعا دشوار است ولی بهر حال در این مورد بیشتر دوست دارم در مورد کسانیکه در دوران زندگیم بمن محبت داشته اند و همچنین خانواده ام صحبت کنم همیشه در زندگی هر کس انسانهایی وجود دارند که محبت و تلاش آنها را برای خدمت به دیگران هیچگاه نمیتوان فراموش کرد .اما در مورد خانواده ام در حال حاضر خانه تنها مکانی است که من درد ها یم را در آنجا بفراموشی میسپارم و با محبت و دوستی که در خانه ما حکم فرماست در کنار همسر و فرزندم دوران لذت بخشی را میگذرانم آنچه که موجب گرمی محیط خانوادگی ما گردیده علاقه و دوستی است که ما در خانواده نسبت به یکدیگر داریم من همسر و فرزندم را واقعا دوست دارم و خوشی انها بهترین ارمغان در زندگیست ضمن انکه در کنار آنها پدر و مادرم را نیز میپرستم که البته چون اینجا صحبت از خانواده فعلی من است از آنها کمتر یاد کردم . نصیحت من به جوانان اینست که اول بفکر تحصیل خود باشند و بعد بفکر ورزش مطالعه زندگی قهرمانان ورزشی ما بخصوص فوتبالیستها نمایشگر اینست که قهرمان در زندگی کمتر موفق بوده است پس اگر کسی بخواهد در آینده موفق باشد ورزش تنها به زندگی او کمک نخواهد کرد

اولین نفری باشید که نظر میدهید.