دکتر اشرفی، مشاور شهردار تهران در نشست توسعه سازمان مدیریت گیلان: تورم دو رقمی، در اکثر سالها
توسعه بینوا ساز، چهل سال در حال گذار
گیلان امروز، رقیه ابراهیم زاده اصلی- یک دولت برنامه مینویسد و دولت دیگر میخواهد اجرا کند...
پنجاهمین نشست ماهانه توسعه با عنوان «رابطه سه وجهی فقر، نابرابری و رشد در ایران طیبرنامههای توسعه» با سخنرانی خانم دکتر سکینه اشرفی مشاور شهردار تهران صبح پنجشنبه درسازمان مدیریت و برنامهریزی استان گیلان برگزار شد. در این نشست که خانم تنهایی معاون توسعه مدیریت ومنابع استانداری گیلان، خانم کاووسی مشاور استاندار و دبیر ستاد هماهنگی طرحهای توسعه راهبردی استان گیلان و جمعی از معاونین و مدیران دستگاه های اجرایی حضور داشتند مباحثی در خصوص کارکردهای چند برنامه توسعه کشور مطالبی ارایه شد.
به گفته دکتر اشرفی از آنجا که تورم عامل اصلی انتفاع برای لایههای بالایی است، بنابراین تورم عامل تبعیض است و اثر تخصیصی و توزیعی متفاوت دارد. یعنی تورم در اقتصاد ایران هم توزیع درآمد و هم تخصیص درآمد را به نفع لایههای بالا رقه زده و هم و به زیان عوامل مولد عمل میکند.
وی اعتقاد دارد برنامههای حمایتی و سیاستهای فقرزدایی که در کشور دنبال میکنیم (مانند اشتغالزایی،پرداخت یارانه) همه به صورت پروژه درمانی بوده طی چهل سال پس از انقلاب. یعنی هیچوقت بهصورت درونی و متنی کار نکردیم. در پروژههای یک ساله صرفا به تخصیص منابع فکر میکنیم و به بحث توزیع درآمد نمیپردازیم. و در واقع به سمت توسعه بینوا ساز پیش می رویم...گزارشی از این نشست را در ادامه بخوانید:
فقر و نابرابری یک دغدغه همیشگی
خانم دکتر اشرفی، مشاور شهردار تهران با بیان این که دغدغه فقر و نابرابری در کشور یک دغدغه همیشگی است گفت: در برنامههای توسعه،اولین هدفگذاری، هدفگذاری رشد است. حال باید دید آیا این هدفگذاری طی پنج برنامه توسعه، مساله فقر و نابرابری را کاهش داده و اثرگذاری مثبتی داشته یا نه؟ تحقیقی انجام شد، چون فقر یکی از ناخوشایندترین پدیدههای اجتماعی و دغدغه بشری و نظامهای اقتصادی استکه معضلات زیادی را پدید آورده و درمان نشده. و مهمترین هدف توسعه، از همان ابتدا،کاهش فقر و افزایش رفاه بوده است. البته کاهش فقر میتواند با رشد اقتصادی یا توزیعدرآمد تحقق پیدا کند.
سیاست توزیعی درست همراه با رشد
وی ادامه داد: از دهه 1990 این موضوعات مطرح شد که رشد به تنهایی
نمیتواند یک ابزار برای کاهش فقر باشد بنابراین سیاستهای توزیعی نیز باید نقش ایفا کنند
با مروری از پیشینه شصت ساله درخصوص رشد اقتصادی و نابرابری و فقر،
موازنه این سه مولفه در شصت سال گذشته همواره ناخوشایند بوده، اما نابرابری در دهه اخیر بهطور نسبی ناخوشایند بوده و رشد هرگز ناخوشایند نبوده است.
نابرابری خودش میتواند رشد اقتصادی ایجاد بکند. ثروتمندان ثروتهای خودشان را باید
در راستای منافع اقتصادی اجرایی کنند تا رشد حاصل شود. اما از دهه 1990 نابرابری نیز
تاحدودی ناخوشایند عنوان شد.و این فرض مکانیکی را که رشد میتواند به طور خودکار منجر به کاهش فقر بشود پایانمیدهد.
رشد حامی فقرا
وی افزود: در اواخر دهه 1990 دیدگاه «رشد هم چیز هست» رد میشود و یک مفهوم جدید به عنوانرشد حامی فقرا مطرح میشود.
سرعت کاهش فقر به نرخ سطح درآمد و تغیرات سطوح نابرابری بستگی دارد.
مسالهای که در اقتصاد ایران داریم و منجر به بررسی این رابطه شد. این است که ما
برنامههای حمایتی و سیاستیهای فقرزدایی که در کشور دنبال میکنیم (مانند اشتغالزایی،
پرداخت یارانه) همه به صورت پروژه درمانی بوده طی چهل سال پس از انقلاب. یعنی
هیچوقت بهصورت درونی و متنی کار نکردیم. در پروژههای یک ساله صرفا به تخصیص
منابع فکر میکنیم و به بحث توزیع درآمد نمیپردازیم. به عبارت دیگر پیگیری سیاستهای افزایش رفاه ما صرفا براساس سازوکار بازار بوده است. فکرمیکردیم اگر رشد اقتصادی اتفاق بیافتد منافع آن بدست همه افراد خواهد رسید. و به فقر بهصورتمجزا و منفک از رشد توجه داشتیم. یعنی ارتباطی بین حوزههای خرد و کلان اقتصادوجود نداشته است.
بی توجه به اثربخشی رشد اقتصادی در جامعه
خانم کشوری با اشاره به این که مباحث خرد و مباحث کلان در دو حوزه مختلف در سازمان مدیریت بررسی میشد تصریح کرد:یعنی ما در مباحث توسعهای دانستههای اندکی داریم. درخصوص مباحث خرد اثرگذار رشد،بهرهمندی رشد را از جهت بنگاهها و خانوارها مورد دقت قرار نمیدهیم. یعنی اثربخشیرشد اقتصادی در جامعه مورد توجه قرار نمیگیرند.
یعنی فاقد یک استراتژی خردمندانه، که بتواند رشد اقتصادی را با سرمایهگذاریهایی که
متضمن اثرات رشد به همهی افراد باشد هستیم.
وی با یادآوری این که این تحقیق قبل از برنامه ششم انجام شد اظهار داشت:
بههرحال تجربیات برنامههای توسعه اقتصادی برخورد طراحی شده با مساله فقر در کشور
نداشته است. و پدیده فقر و توسعه نیافتگی را در کشور داریم.
ناتوانی در برآورده کردن نیازهای اساسی زندگی
معاون اسبق برنامه ریزی، توسعه شهری و امور شورای شهردار تهران با طرح این سوال که اثربخشی رشد اقتصادی و متغیرهای کلان بر توزیع درآمد و فقر چگونه است؟ در خصوص فقر گفت: ناتوانی در برآورده کردن نیازهای اساسی زندگی و محرومیت از دیگر ضروریات اولیهمتعارف زندگی نظیر آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی نشانه های فقر است. و حال سوال این است که طی پنج برنامه توسعه روند متغیرهای مدنظر قرار گرفته چگونه بوده است؟ به عنوان مثال در سال 68در مناطق شهری 40 درصد جمعیت زیر خطر فقر مطلق بودند.
افزایش فقر درآمدی در سال های اخیر
وی با تاکید بر این که فقر درآمدی طی سالهای اخیر افزایش پیدا کرده علیرغم اینکه در حوزه روستایی در بحثزیرساختی نیز کارهای خوبی در کشور انجام شد ولی نشان داد که این سرمایهگذاریاشتغالزا نبوده و درآمدزا هم نبوده برای مردم.
موضوع دیگر تحولات توزیع درآمد است که نسبت هزینه دهک ثروتمند به دهک فقیرتر در
نقاط شهری و روستایی است که روند کاهش را طی سالهای اول تا پنجم توسعه در این
شاخص داشتیم.
افزایش ضریب جینی
کشوری ادامه داد: یعنی ضریب جینی نیز بهعنوان یکی از شاخصهای توزیع درآمد که نشان میدهد ضریبجینی در مناطق شهری در پی برنامههای توسعه هم افزایشی شده و هم مقدار مطلق آنافزایش یافته.یعنی نابرابری در مناطق شهری ما افزایش یافته استو طی برنامه ششم توسعه نیز این افزایش ضریب جینی مشهود است.
بر اساس این تحقیق شکاف هزینه خانوار شهری و اثرات تورم در مناطق شهری در برنامه پنجم بیشتر شدهاست.
رشد اقتصادی در دام رشد پایین و محدود
وی همچنین در بخشی دیگر از صحبت های خود با بیان این که اثر متغیرهای کلان بر متغیرهای خرد چه بوده است؟نرخ بیکاری را در بحث کاهش و افزایش بیکاری داریم.
و در واقع رشد تولید ناخالص داخلی ما یک رشد اقتصادی پایین، بی ثبات و محدودی را طیبرنامههای توسعه تجربه کرده است.. یعنی رشد اقتصادی ما در دام رشد پایین و محدود گرفتار بوده است.
تورم دورقمی در اکثر سالها
مشاور شهردار تهران در امور بودجه گفت: در مورد تورم، تورم دورقمی را در اکثر سالها داشتیم. و از آنجا که تورم عامل اصلی انتفاع برایلایههای بالایی است، بنابراین تورم عامل تبعیض است و اثر تخصیصی و توزیعی متفاوتدارد. یعنی تورم در اقتصاد ایران هم توزیع درآمد و هم تخصیص درآمد را به نفع لایههایبالا و به زیان عوامل مولد عمل میکند. از سوی دیگر اثرات رشد اقتصادی ما خیلی در ارتباط با رشد درآمدهای نفت بوده است.
معنی رشد فقر در مناطق شهری در برنامه دوم و سوم نشان میدهد که در برنامه سوم
توانستیم عایدات رشد بیشتر را به خانوادهها برسانیم و دهکهای اول که فقیرتر بودند
توانستند منافع بیشتری را جذب کنند.
برنامه سوم یکی از موفقترین برنامههای توسعه کشور
وی با بیان این که برنامه سوم یکی از موفقترین برنامههای توسعه کشور بوده گفت:
اما در برنامه چهارم و پنجم آنچه که نشان میدهد این است که در برنامه چهارم نسبت به برنامه پنجم رشد بالاتری داشتیم چوندهکهای کم درآمد هم مقدار ثابتی از رشد را جذب کردند ولی در برنامه پنجم کهاصطلاحا «رشد بینواساز» نامیده میشود سطح رشد اقتصادی پایین آمده و کم درآمدهامنافع کمتری نیز از رشد اقتصادی جذب کردند.
سهم رشد دهک اول منفی
معاون سابق استانداری سیستان و بلوچستان گفت: در مورد مناطق روستایی نیز طی برنامههای مختلف توسعهای وضع به همین صورت بوده حتی برنامه پنجم سهم رشد برای دهک اول درآمدی (فقیرترین) منهای 36/7 درصد بوده یعنی نه تنها چیزی به آنها اضافه نکرده بلکه چیزی هم از آن ها گرفته است.
وی در مورد اثربخشی رشد اقتصادی و متغیرهای کلان بر توزیع درآمد گفت:
نابرابریهای اقتصادی و تغییر ساختار بخش کشاورزی به ساختار کارخانهای و بعد به ساختار بخش خدماترا نشان میدهدمتاسفانه هنوز در مرحله گذار هستیم. یعنی پس از چهل سال هنوز در مرحله گذار هستیم. در واقع باید برای رسیدن به اهداف برنامههای توسعه خیلی موفقیتی نداشتیم.
رشد بینواساز
کشوری در مورد این که اثر رشد اقتصادی و سیاستهای توزیعی بر دهکهای خانوار چه روندی داشته است خاطر نشان کرد: این تحقیق نشان می دهد در سالهای برنامه پنجم مثبت شدن میانگین رشد اتفاق افتاده اما باگسترش نابرابری، ما شاهد رشد «بینواساز» بوده ایم.
اما و اگرهای برنامه ششم توسعه
به گفته وی در راهبرد «رشد با لحاظ الگوی توزیع درآمد» یعنی افراد چه تاثیری بر کاهش فقر خواهندگذاشت؟ارتقای استاندارد آحاد مردم هدف رشد اقتصادی است.و این تعریف رشد اقتصادی را تغییرداده و بر توزیع درآمد اثر بگذارد در این راهبرد باید اصلاحات مالی و مالیاتی، تجاریزیرساختی و ... را مورد توجه قرار بدهیم.
سند برنامه ششم شاید باعث تاسف باشد چون هنوز خیلی از موارد به سیاستهای
اجرایی نرسیده است. بحث رشد اقتصادی و سیاستهای کلان در مورد توانمندسازی فقرا و
سیاستهای باز توزیعی است کهزمینهساز توانمندسازی رشد حامی فقرا است.
البته بخشی از نرسیدن به کارکرد کامل برنامه های توسه ای شاید این باشد که یک دولت برنامه مینویسد و دولت دیگر میخواهد اجرا کند. احساس تعلق نسبت بهاجرای برنامه بسیار مهم است تنها برنامهای که توسط یک دولت نوشته و اجرا شد برنامهسوم بود که در دولت اصلاحات نوشته شد و در همان دولت اجرا شد.
