گفتوگوی گیلان امروز با مصطفی نوده عکاس گیلانی موفقیت عکس «خانه رویایی» مدیون خلاقیت دخترم است
رشت رویایی، محمد غلامیپور- هنر عکاسی ایران سالهاست که چهره بینالمللی به خود گرفته و با موفقیتهای پیدرپی عکاسان ما در جشنوارههای خارجی همراه بوده است. موفقیتهایی که به نسبت هنرهای دیگر کمتر در رسانهها بازتاب پیدا میکند. در سالهای اخیر سهم عکاسان گیلانی هم در جشنوارههای خارجی پررنگ بوده و به نظر میرسد نسل تازهای از عکاسان خلاق و تأثیرگذار در استان گیلان در حال ظهور است. هفته گذشته اثر مصطفی نوده عکاس گیلانی موفق به اخذ ۲ مدال طلا و پذیرش ۳ اثر از جشنواره نوردیک شد. سه اثر این عکاس گیلانی در سوئد، یک اثر در فنلاند و یک اثر در دانمارک پذیرش شد که توانست دو مدال طلا برای او به ارمغان بیاورد. مصطفی نوده متولد ۱۳۵۹ در بخش عمارلوی شهرستان رودبار است. او عکاسی را از نوجوانی آغاز کرد و این هنر را به صورت کاملاً تجربی آموخته است. او عضو انجمن عکاسان ایران و عضو فدراسیون بینالمللی فیاپ است و در کارنامه حرفهای او مدال طلا از جشنواره بوسنی، روبان افتخار جشنواره هند و مدال طلا جشنواره دانمارک و غیره دیده میشود. با مصطفی نوده درباره آثار او و موفقیت اخیرش در جشنواره نوردیک هم صحبت شدیم که در ادامه میخوانید.
یکی از ویژگی آثار شما تنوع سبکی است. برخی از آثارتان در زمره فاین آرت است و برخی هم آثار اجتماعی. در مورد سبک کاری خودتان توضیح دهید؟بله همانطور که اشاره کردید تنوع سبک در آثار من زیاد است. غالباً به سبک خاصی پایبند نیستم. به نظر من عکاسی مثل زندگی است و از دید عکاس ناشی میشود. آنچه که از دید من میگذرد ثبت میکنم. درواقع وقتی با صحنهای روبرو میشوم، سعی میکنم آنچه که با دیدن این تصویر از ذهنم گذشته و آن حسی که در من به وجود آمده است را به مخاطب منتقل کنم. در کل من عقیده دارم که عکاسی را نباید با یک خط کش و یک پیشفرض مورد قضاوت قرار داد. زیرا عکاسی مدرن تا حدودی با عکاسی خبری یا مستند اجتماعی متمایز است. من بیشتر به عکاسی مینیمال و فاینآرت و در کل عکس مفهومی علاقهمند هستم؛ نوعی از عکاسی که نسبت به انعکاس واقعیت به شکل واقعیت اسنادی وفادار نیست و خود را از قید و بند نگاه واقعگرایانه رها میکند. در واقع هدف عکاس نشان دادن نگاه شخصی و انتقال دید خود و ایده ذهنیاش عکاس است. او از طریق عکس حسش را نسبت به پیرامون نشان میدهد و سعی میکند مفهومی را منتقل کند. اما همانطور که گفتم خودم بیشتر به سمت عکاسی مینیمال گرایش دارم.
هنر مینیمالیستی طی سالهای اخیر رواج پیدا کرده است. مینیمال در ایران غالباً در ادبیات تجربه شد و در عکاسی به اندازه ادبیات فراگیر نشد. در حالیکه عکاسی مینیمالیستی در غرب جایگاه ویژهای دارد. در مورد این سبک و ویژگیهایی که برای شما در عکاسی مورد توجه است، توضیح دهید؟عکاسی مینیمال به سادگی توجه دارد. به عبارتی گفته میشود: هرچه سادهتر، قابلفهمتر. غالباً در این سبک کادربندی از پیچیدگی به دور است و تمرکز بر روی سوژه بسیار بالاست. یعنی هرگونه جزئیات و المانهای اضافی از تصویر حذف میشود و سعی میکند با تاکید بر یک عنصر محتوای اثر را برساند. ویژگیهای عکس مینیمال را میتوان به سادگی در تصویر، استفاده از اشکال هندسی، تکرار یک عنصر، پرهیز از پیچیده گویی و بیانکنندگی و احساسات شخصی و غیره است. ویژگیهایی که من را نسبت به عکس مینیمالیستی علاقهمند میکند بازی با رنگ و نظمپذیری خاص آن است. ضمن اینکه فضا باز است و مخاطب احساس راحتی و انس با آن میکند. به مخاطب فرصت و اعتماد به نفس میدهد تا وارد دنیای عکس شود و به شکل مستقیم با محتوا و نکته قابل تأکید عکس روبرو شود و فکر کند. زیرا دارای عناصر اضافه و مفاهیم پیچیده نیست که مخاطب را گیج کند.
با ظهور دوربینهای کامپکت و دوربینموبایلها، عکاسی تا حدودی دچار تحول شد و همین پیشرفت تکنولوژی قالبهای جدیدی را بهوجود آورد. به نظر شما عکاسی طی این سالها چه تغییراتی داشت و به چه سمت و سویی رفتهاست؟ببینید نکته اساسی این است که تحولات تکنولوژی به نوعی فراگیری فرهنگ تصویری را به همراه داشت. با تبدیل عکاسی آنالوگ به دیجیتال، به نوعی دوربین به ابزار روزمره مردم تبدیل شد و این موضوع ابعاد زیادی به همراه داشت که یک جنبه آن تبدیل شدن هنر به تخصص و همچنین فراگیری آماتوریسم بود. به عبارتی در یک چشم به هم زدن جمعیت زیادی با خرید دوربین و تجربه کردن عکاسی تبدیل به عکاس شدند و تولید انبوه بهوجود آمد. از یک جنبه به این دلیل و از جنبه دیگر امکانات و قابلیتهایی که تکنولوژی در اختیار انسان قرار داد باعث شد هنر عکاسی همگام با دیگر هنرها همچون نقاشی، سینما و ادبیات یک سیر تحولی و تفکری را پشت سر بگذارد و صرفاً از عکاسی خبری و واقعگرایانه فاصله بگیرد و زیباییشناسی بصری تازهای تعریف کند ضمن اینکه به جای ابزاری برای ارائه گزارش یا ثبت یک واقعیت به مدیومی برای تفکر و تعمق بیشتر تبدیل شود؛ به عبارت دیگر عکاسی امروزه به سمت مفهومی شدن پیش رفت.
به نظر میرسد دنیای معاصر نسبت به گذشته کمی تصویریتر شده است. نقش شبکههای مجازی را چطور ارزیابی میکنید و به نظر شما تاثیر آن بر روی هنر عکاسی چطور است؟در گذشته فرهنگ تصویری به شکل امروز وجود نداشت و بیشترین ارتباط آدمها با دنیا از طریق ادبیات بود. اما امروزه دنیا تصویریتر شده و زبان تصویر به نوعی ارتباط بصری افراد با پیرامون را به همراه دارد. شما از درِ خانه بیرون میآیید با این ارتباط بصری مواجه هستید مثل بیلبوردهای تبلیغاتی، علایم راهنمایی و غیره تا وقتی به خانه برمیگردید و تلویزیون را روشن میکنید، وارد اینستاگرام میشوید و فتونیوزها را میبینید و غیره. شبکههای مجازی هم به نظر من نقش بسیار مهمی در فراگیری این فرهنگ تصویری داشتند و به نظر من سطح سواد و سلیقه بصری مردم را بالا بردند. شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام باعث شد عکاسی با موبایل به یک قالب هنری تبدیل شود و از شکل ثبت عکسهای صرفاً یادگاری به گرفتن عکسهای هنری تغییر رویکرد داشته باشد. همین روش اشتراکگذاری ساده و دسترسی آسان باعث شد آثار هنرمندان دیده شود و بسیاری از افرادی که امکان حضور در گالریها و نمایشگاهها را نداشتند با یک نمایشگاه خانگی روبرو شوند که قابلیت بازدید از حجم زیادی از آثار با کیفیت و دارای ارزش هنری را به همراه دارد. این قابلیت امکان کمی نیست بلکه میتواند همچون بهترین کلاسهای آموزشی برای مخاطب با کسب دانش و تجربه همراه باشد. در مورد تجربه خودم در این رابطه باید بگویم که یکی از عکسهای من (زن نانوا) در یکی از کانالهای تلگرام به نام «ژووان» به اشتراک گذاشته شد که بیش از ۴۵ هزار بار دیده شد.
یکی از سوژههای مورد علاقه شما «کودکان» است. اما کودکان آثار شما غالباً موجودات شادی و از دنیای رنگارنگی برخوردار نیستند. چرا؟همانطور که اشاره کردید «دنیای کودکان» یکی از سوژهها و محتوای غالب آثار من است. این دسته از کارهای من، عکسهای مفهومی است که سوژه مورد نظر آن کودک است. دو عنصر حس و مفهوم در این دست از کارها در الویت است. به عبارتی حسِ عکس خود حاوی مفهوم است و به نوعی بار انتقال مفهوم را حس تصویر به دوش میکشد. کاری که شما اشاره کردید که اتفاقاً در همین جشنواره نوردیک موفق به کسب مدال طلا شد «دنیای کودکان» و «رویای کودکان» را مورد توجه قرار میدهد. دخترم با خلال دندان روی زمین تصاویری خلق میکرد، مثلاً خیابان میساخت، درخت میکشید و خانه درست میکرد. در آن عکس «خانه رویایی» شما میبینید که در حاشیه خیابان خانهای روی درخت وجود دارد. از او پرسیدم، چرا خانه را بالای درخت ساختی؟ گفت: چون بالای درخت از روی زمین امنیتش بیشتر است. همانطور که به درستی اشاره کردید، غالباً این آثار دارای تنوع رنگ نیستند، سیاه و سفید هستند و شاید شاد هم نباشند چون از یک سمت من خودم به شخصه آدم شاد و امیدواری نیستم و از سوی دیگر فکر میکنم دنیای امروز ما دنیای شادی نیست و شرایط حاضر کمی آرامش را از دنیا سلب کرده است. اما یک عنصر متضاد در این آثار وجود دارد و آن هم عنصر کودک و رویای شیرین کودک است. رویای معصومانهای که میخواهد زندگیاش را روی زمین تاریک بسازد؛ به عبارتی اگر دنیا را به دست کودکان میدادیم میتوانستند دنیای قشنگتری بسازند.
در مورد شیوه کار خودتان و فرآیند خلق یک عکس توضیح دهید؟ آیا از قبل یک پلان در ذهن میسازید و طراحی صحنه میکنید یا با نرمافزار تغییرات میدهید؟نه اصلاً این شکلی نیست. ببینید مثلاً در مورد عکس «خانه رویایی» باید توضیح دهم که دخترم با خلال دندان روی فرش در حال بازی بود و تصاویری را با خلال دندان روی زمین میکشید. من وقتی با این صحنه روبرو شدم ایدههای زیادی در ذهنم جرقه زد و از او درخواست کردم که هنگام بازی از او عکس بگیرم که نتیجهاش این شد. من نه صحنهآرایی میکنم نه با نرمافزار کار میکنم. هرچند موفقیت این عکس مدیون خلاقیت دخترم است اما دید عکاس هم بیتاثیر نیست. دنیا پر از اتفاقات ساده و کوچک است که در لحظه میافتد و میگذرد. نگاه کردن و لحظهها را دریافت کردن بسیار مهم است. خلاقیت عکاس نحوه دیدش به دنیای پیرامون است.
درباره جشنواره نوردیک توضیح مختصری بدهید؟اولین جشنواره بین المللی عکاسی انجمن نوردیک (مشتمل بر چهار کشور شمال اروپا شامل دانمارک، نروژ، سوئد و فنلاند) در مهرماه امسال با موضوع آزاد رنگی و آزاد تک رنگ برگزار شد. به عبارتی این مجموعه جشنواره شامل ۴ جشنواره مختلف است. یعنی با یکبار پرداخت هزینه ثبت نام و ارسال آثار، عکس های شما در ۴ جشنواره شرکت داده می شود. این جشنواره زیر نظر انجمن های فدراسیون بین المللی هنر عکاسی، فیاپ، انجمن عکاسی امریکا پی اس ای و بخشهای دیگر برگزار شد. در این جشنواره از ۴۸ کشور شرکت کننده داشت و در کل ۳۰۰ جایزه در ۴ سالن اهدا شد.
به نظر شما عکستان چه ویژگیهایی داشت که موفق شد در این جشنواره مدال طلا را دریافت کند؟به نظر خودم محتوای این عکس بیش از دیگر ویژگیها مورد توجه است. این عکس یک اثر مفهومی و تاویلپذیر است. بسیار مهم است که یک عکس قابلیت تاویلپذیری داشته باشد و مخاطب بتواند درک و دریافت خود را از نگاه خاص خود داشته باشد. از سوی دیگر شاید شرایط جهان و منطقه هم بیتاثیر در دیده شدن این عکس نبود. با توجه به موضوع مهاجرتها و به خصوص کودکان آواره ناشی از جنگ فکر میکنم این عکس به نوعی داستان و سوژه روز بود.
