سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۵
۲ محرم ۱۴۴۸
۱ نوامبر ۲۰۱۶
شماره 4504

​تاکسی سواران

(این راننده و دو مسافرش حالا حالاها در راه‌اند)

پیرمرد: آقای راننده! این رادیوتو بزن ببینم چه شد؟

راننده: چی؟

پیرمرد: جنبش وال استریت! خب قیمت دلار دیگه!

جوانک: شنیدم از انیشتین می‌پرسن «قیمت دلار چنده؟»

راننده: چرا از او می‌پرسن؟

جوانک: به هرحال لابد کاره‌ای بوده،‌ انیشتینه دیگه! مخترع فیزیک و نور بوده، حالا به هر حال بازار و کاسبی سرش می‌شده ...

پیرمرد: پسرجان! دو کلمه مطالعه کن! انیشتین مبدع تئوری نسبیت زمانه! بچه کف بازار که نیست.

راننده: اتفاقا این پسر همسایه‌ی ما لیسانس فیزیکه، بیکاره. می‌گه ای کاش این چهار سال به جای دانشگاه رفته بودم بازار.

جوانک: خلاصه از انیشتین می‌پرسن «دلار چنده؟» اونم می‌گه «الان؟ ... یا ... الان؟»

پیرمرد: این یعنی نسبیت زمان!

راننده: حالا باید از انیشتین می‌پرسیدن؟

پیرمرد: پَ نَ پَ می‌اومدن از رییس کل بانک مرکزی می‌پرسیدن!

حسام‌الدین مقامی کیا – کبریت کم‌خطر

اولین نفری باشید که نظر میدهید.