دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۸
۲۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۹
شماره 5254

پرونده جوانمرگ‌ها؛ این قسمت پیام صادقیان

بخش ورزش- تمام شد. یعنی خیلی پیش از این تمام شده بود. آن روزها که در لباس سرخ دلبری می‌کرد و با پاس‌های بیرون پا و دریبل‌های ریز یک استادیوم را نیم‌خیز می‌کرد، می‌شد پیش‌بینی کرد که سرنوشت شومی در انتظارش است. بچه ستاره هیجان‌انگیزی که در ذوب‌آهن نامی برای خود دست و پا کرد و هنوز غوره نشده، مویز شد و پیراهن پرسپولیس را پوشید. پیراهنی که برای این ستاره تازه به دوران رسیده خیلی زود بود و او را به باتلاق حاشیه‌ها برد.

در پرسپولیس زمخت و البته ناکام علی دایی با آن فوتبال نچسب و فیزیکی‌اش تنها ستاره‌ای فانتزیست همچون او می‌توانست هواداران تشنه، خسته و عاصی پرسپولیس را نجات دهد. همو که با آن نبوغ والایش یک تنه با شانه‌های نحیف و قامت کوتاهش بار تیم دایی را به دوش می‌کشید و خیلی زود بدل به نگین انگشتری سرخ‌ها شد. پیام اما هر اندازه که در فوتبال نابغه بود، در حاشیه نیز استعداد داشت و به موازات پیشرفت در فوتبال، در حاشیه‌ها نیز به سرعت نور می‌تاخت و پول بی‌حساب و کتاب نیز به این روند دامن می‌زد. آنجا که روزی در یک مصاحبه عجیب فاش کرد «هفته‌ای z۱۲ میلیون خرج لباس می‌کنم» مشخص بود که او برای کارهای دیگری به تهران آمده و در کنارش فوتبال هم بازی می‌کند! رقمی که با توجه به زمان خودش یک عدد افسانه‌ای بود و حتی با گذشت سال‌ها و این تورم افسارگسیخته هم عجیب و نجومی می‌نماید.

پیام در گرداب حاشیه‌ها غرق شد اما به جای اینکه دستش را بگیرند، بیشتر به او لگد زدند. او به جرم تابلو شدن با شدیدترین برخوردها روبه رو شد تا بلکه تادیب شده و به راه بیاید اما این رفتارها بیشتر و بیشتر او را طرد و منزوی کرد.

روزی که از پرسپولیس رفت، وعده داد که متنبه شده و با قدرت باز می‌گردد و همه چیز را پس می‌گیرد اما زهی خیال باطل. حاشیه‌ها دمار پسرک خوش‌تکنیک را جوری درآورده بود که او دیگر کمر راست نکرد و فوتبالیست نشد. ستاره سابقی که بسان یک آواره از تیمی به تیم دیگر کوچ کرد اما مسیر بازگشت برای او بن‌بست مطلق بود. صبا، نفت، سپیدرود، ماشین‌سازی و حتی عثمانلی اسپور هم درد صادقیان را دوا نکردند تا او آرام آرام فراموش شود. خاموشی یک ستاره. پایان یک نابغه. نابودی یک استعداد محشر. خودویرانگری محض. ستاره‌ای که در ۲۷ سالگی تمام شد. پایانی که البته از مدت‌ها پیش رقم خورده بود اما پیام بالاخره با آویختن کفش‌ها و ورود به دنیای مافیایی و وحشتناک شرطبندی آن را رسمی کرد.

ستاره‌ای که روزگاری او را آینده فوتبال ایران و جانشین علی کریمی می‌دانستند، حالا در فراموشی مطلق دست به یک اشتباه دیگر زده و وارد دنیایی شده که از شخصیت حاشیه دوستش نشات می‌گیرد. شرطبندی و قمار که مسیری رو به تباهی و نابودی است و هیچ برنده‌ای ندارد اما پیام با توجه به علاقه وافر و اعتیادگونه‌اش به این تفریح خطرناک، حالا خود وارد گود شده و تصمیم گرفته یک سایت شرطبندی راه‌اندازی کند.

افتتاح سـایت شرط‌بندی، اختتامیه تلخ پیام در فوتبال

صادقیان که در خارج از ایران به سر می‌برد در پیامی ویدئویی اعلام کرد که یک سایت پیش‌بینی به راه انداخته و هزینه سرسام‌آوری را هم برای تاسیس این سایت متحمل شده است. ورود صادقیان به این فضا یعنی خروج رسمی‌اش از دنیای بازیکنی، حتی اگر خودش به زبان نیاورد. چراکه طبق قانون هیچ بازیکنی نمی‌تواند خود یا نزدیکانش در سایت‌های شرط‌بندی حضور داشته باشند. حال داستان پیام که جدی‌تر است. او شخصا سایتی را با این سبک و سیاق به راه انداخته که فعالیتش خلاف قانون است.

مجاهد؛ از بارسلونا تا محرومیت 5 ساله

اما این بازیکن تبریزی اولین ستاره‌ای نیست که این‌گونه به نابودی کشیده می‌شود. قطعا اولین نامی که بعد از این مقدمه به ذهن فوتبال‌دوستان خطور می‌کند، مجاهد خذیراوی است؛ ستاره جنوبی که در استقلال چهره شد و آنقدر خوب بود که شایعه شد مورد توجه استعدادیاب‌های بارسلونا هم قرار گرفته است، اما انتشار فیلمی از او در سال 1379 منجر به محرومیت 5 ساله‌اش در فوتبال شد. مجاهد بعد از اتمام این محرومیت دیگر نتوانست همان مجاهد محبوب بلاژویچ بشود.

میناوند؛ از یوسی‌ال تا ویلای کذایی

به زحمت تا 30 سالگی بازی کرد. بازیکنی که روزی تنه‌ به‌ تنه دیوید بکهام می‌زد و در لیگ قهرمانان اروپا به میدان می‌رفت، به خاطر حضور در یک میهمانی همه‌چیز را طی چند روز از دست داد. فیلمی از آن میهمانی و ویلایی که میناوند در آن حضور داشت، دست به دست شد و زندگی خصوصی و حرفه‌ای این ستاره ملی‌پوش به یکباره به نابودی کشیده شد و خیلی‌زود دوران بازیکنی مهرداد به پایان رسید.

علی اکبریان؛ ستاره خوش‌چهره پای چوبه‌ دار

خوش‌چهره بود و خوش‌تکنیک. هم برای استقلال بازی کرد و هم برای رقیب سنتی‌اش. پیراهن تیم ملی را هم به تن کرد و ‌آینده درخشانی انتظارش را می‌کشید، اما اسیر اعتیاد شد. چندی بعد سر از زندان درآورد و تا پای چوبه دار رفت. علی اکبریان مدت‌هاست پشت میله‌های زندان حبس شده و رویاهای پرپرشده‌اش را مثل یک فیلم مرور می‌کند.

رضا حقیقی؛ جانشین جواد از تایلند دیپورت شد

تازه الان 30 ساله شده است. در فجرسپاسی چهره شد و به تیم ملی رسید. در جام‌جهانی 2014 هم به میدان رفت. او را جانشین خلف جواد نکونام می‌دانستند. به پرسپولیس پیوست و همه را به ظهور یک ستاره جدید امیدوار کرد ولی خیلی‌زود همه این امیدها، جای خود را به یأس داد. حقیقی که سودای لژیونر شدن داشت بعد از حاشیه‌های گاه و بیگاهش از پرسپولیس جدا شد. در پدیده، صبا و شهرداری ماهشهر بازی کرد و به دلایل نامعلوم از تایلند دیپورت شد و حالا مدت‌هاست تیمی ندارد. به نظر می‌رسد فوتبال رضا حقیقی در سکوت به اتمام رسیده است.

شیث؛ همه‌چیز از یک خوشحالی شروع شد

داستان شیث رضایی را هم که همه از بر هستند. بازیکن شمالی که از همان ابتدا سرش درد می‌کرد برای حاشیه؛ از درگیری با علی دایی تا ماجرایش با محمد نصرتی. استعداد بالایش بر هیچ‌کس پوشیده نبود. شیث تا بازوبند پرسپولیس هم پیش رفت، اما جنجال‌های بی‌پایانش در عملکرد داخل زمینش تاثیر گذاشته بود. جدایی‌اش از پرسپولیس در سال 91 مساوی بود با اتمام فوتبالش. حضور در شهرداری تبریز، مس کرمان و راه‌آهن هم دوای درد او نشد. شیث بعد از فوتبال سراغ خوانندگی رفت، اما بعد از چند ترک، در آنجا هم به بن‌بست رسید و حالا کسی از او خبری ندارد.

حاج‌محمد؛ پایان آقای ستاره در 25 سالگی

مهدی حاج‌محمد نمونه دیگری از ستاره‌های خاموش‌شده فوتبال ایران است. او در دهه 40 به فوتبال ایران معرفی شد. 17 ساله بود که بازیکن فیکس تاج سابق شد و سال بعد به عضویت تیم ملی درآمد. بازی‌های آسیایی 1970 نزدیک بود که او مصدوم شد. نمی‌توانست بازی کند، اما به اصرار مکری، رئیس وقت فدراسیون به مسابقات آسیایی رفت. رفت و در باخت 0-1 ایران به کره در زمین حضور داشت و اتفاقا، بازی دلچسبی هم به نمایش نگذاشت. آقای رئیس که آن زمان همه‌کاره بود انگ کم‌کاری به مهدی زد و او از تیم ملی کنار گذاشته شد. همان زمان با عباس خسروانی، رئیس باشگاه تاج هم به مشکل خورد و نتیجه‌اش، تبعید شدنش برای گذراندن سربازی در بیابان‌ها بود؛ جایی به دور از فوتبال. وقتی برگشت، دیگر آن مهدی حاج‌محمد که همه می‌شناختند، نبود. دیگر آن بازیکنی نبود که مرحوم ایرج دانایی‌فر را مجاب کرد تا پسرش، علی را به تیم دیگری بفرستد تا ذخیره او نشود. دیگر آنی نبود که بیوک جدی‌کار را نیمکت‌نشین خودش کرده بود. به عقاب رفت و سپس ماشین‌سازی و بعد هم در سن تقریبا 25 سالگی فوتبال را کنار گذاشت.

دیگر ستاره‌هایی که زود خاموش شدند

محمد برزگر، حمید شفیعی، رضا حاج‌قاسم، هادی مهدوی‌کیا، فرد ملکیان و... نام‌های دیگری هستند که مرگ فوتبالی، خیلی‌زود سراغ‌شان آمد و اجازه نداد توانایی‌شان در مستطیل سبز را آن‌گونه که شایسته بود به همگان نشان بدهند. بی‌شک در آینده نیز از این‌دست ستاره‌های سوخته خواهیم داشت. بازیکنانی که خواسته یا بعضا ناخواسته، مرگ فوتبالی‌شان از راه می‌رسد. فعلا آخرین جوانمرگ، پیام صادقیان است.

بی‌توجه به پیشنهاد فولاد و تیم ترک؛ پیام رفت که برنگردد؟

پیام صادقیان از فوتبال خداحافظی کرد و درحالی خودش این خبر را در لایو اینستاگرامش اعلام کرد که طبق خبری که به دست آمده، از سطح اول فوتبال ایران و حتی ترکیه پیشنهادهایی داشت. طبق شنیده‌ها صادقیان به‌تازگی از دو تیم لیگ برتری ازجمله فولاد خوزستان پیشنهاد داشت و حتی طبق اطلاعات موجود، این بازیکن سابق برای مذاکره با یک تیم ترکیه راهی این کشور شد که درنهایت تصمیم دیگری گرفت. از سوی دیگر طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و این موضوع که شرط‌بندی در کشورمان امری ممنوع محسوب می‌شود، به نظر می‌رسد صادقیان با علم این موضوع وارد کارزار شرط‌بندی شده و ظاهرا او دیگر راه برگشتی برای خود به کشورمان با این اقدام باقی نگذاشته است.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.