مصطفی مستور: داستاننویسی کاری ابلهانه است
بخش فرهنگی- مصطفی مستور میگوید: داستاننویسی یک نوع کار ابلهانه است.
به گزارش ایسنا بر اساس خبر رسیده، پنجمین جلسه از نشست «کوتاه با داستان» با حضور سیدمهدی شجاعی، مصطفی مستور، فرخنده حقشنو، نیما رئیسی و جمعی از هنرمندان و علاقهمندان ادبیات برگزار شد. در این نشست که به همت انتشارات نیستان و فرهنگسرای اندیشه برگزار میشود، نویسندگان داستانهای کوتاه خود را برای مخاطبان میخوانند.
این جلسه از نشست «کوتاه با داستان» با حال و هوایی متفاوت به مناسبت درگذشت ابوالفضل زرویی نصرآباد آغاز شد و پس از آن فرخنده حقشنو، مصطفی مستور و سیدمهدی شجاعی داستانهای کوتاه خود را خواندند و مصطفی مستور پاسخگوی سوالهای حاضران بود.
مصطفی مستور در صحبتهای خود گفت: یکی از کارگردانان معروف سینما میگوید که «سینما این نیست که زیر نور جشنوارهها جایزه بگیرید و برای شما هورا بکشند. سینما پشت صحنه بسیار ابلهانهای دارد که آن این است که همراه با فیلمبردارم باید مدتها در سرمای زمستان بنشینیم که بخواهیم یکی دو نما فیلم بگیریم. من در چنین حالتی احساس حقارت و کوچکی میکنم و با خود میگویم که این چه کاری است». به نظرم، داستاننویسی نیز یک نوع کار ابلهانه است که اگر کسی به معنای واقعی کلمه بخواهد داستان بنویسد دست به کار احمقانهای میزند و آن هم این است که هر داستان با یک عدم تعادل شروع میشود. در حقیقت، چیزی باید از نقطهای خارج شود تا داستان بتواند شروع شود. این عدم تعادل و از هم گسیختگی، اصلا وضعیت مطلوب و جذابی نیست و بسیار آزاردهنده است. برای مثال، فرض کنید که بخواهید راجع به مرگ یا طلاق، یک داستان بنویسید؛ تا چه اندازه زجرآور و تلخ است؟ اگر بخواهید یک داستان درخشان و خیرهکننده راجع به این موضوعات بنویسید باید به صحنهای زل بزنید که ما خیلی دوست نداریم آن صحنه را ببینیم اما نویسنده باید ساعتها و ماهها به آن فکر کند تا بتواند یافتههای جدیدی را در آن ببینید و بنویسد. بنابراین، هم جمعآوری اطلاعات برای این داستان سخت میشود و هم نوشتن آن زجرآور است. اتفاق بدتر زمانی است که شما این کار تلخ و سخت را انجام میدهید اما آن موفقیت حاصل نمیشود و هدفی که به دنبال آن بودید، ایجاد نمیشود. اگر شما با تمام آن رنجهایی که داشتید، نتوانید موفقیتی در این داستان کسب کنید و کتابتان تاثیری بر مخاطب نگذارد، بسیار ناراحتکننده میشود.
او ادامه داد: کتاب «زیر نور کم»، مشتمل بر شش داستان مجزای از هم است که در کنار یکدیگر جمعآوری شده است. هدف من از کنار هم قراردادن این آثار در کنار هم این بود که با یک مجموعه کامل روبهرو باشیم که خوانش آن نیز راحتتر است. در هر کتاب یک شخصیت اصلی و چند شخصیت فرعیتر وجود دارد که حتی گاهی آن شخصیت فرعی نقش مهمتری را نسبت به شخصیت اصلی پیدا میکند.
مستور با اشاره به اهمیت داستان صوتی در این روزها گفت: داستان صوتی و شنیدن کتابها از جمله اتفاقات بسیار خوبی است که در ایران نیز با استقبال مواجه شده و با توجه به فرصتهای کمتر مخاطبان و وضعیت اقتصادی آنان، میتواند نقش مهمی در کتابخوانی داشته باشد. انعطافی که در شنیدن وجود دارد و میتوان همزمان با آن، کارهای دیگر نیز انجام داد، کمک میکند تا داستان گویا بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.
نیما رئیسی، بازیگر و گوینده که این روزها با همکاری موسسه «نوین کتاب گویا»، تولید کتاب صوتی مصطفی مستور را بر عهده دارد، به عنوان مهمان ویژه به روی صحنه آمد تا یکی از داستانهای این نویسنده را بخواند. رئیسی قبل از خواندن این داستان در سخنانی کوتاه گفت: در مراحل ضبط کتاب صوتی آقای مستور، چیزهایی زیادی از ایشان یاد گرفتم و باید بابت این موضوع از ایشان تشکر کنم. خوشحال هستم که ما در این پروژه با زبان شیرین ادبیات ایشان بیشتر آشنا شدیم. در این جلسه میخواهم بخشهای انتهایی کتاب «تهران در بعد از ظهر» ایشان را با عنوان «چند مساله» بخوانم.
این نویسنده در بخش دیگری از صحبتهای خود در پاسخ به پرسشی درباره تبدیل آثارش به فیلمنامه سینمایی گفت: در سال ۱۳۸۵، به صورت جدی از من خواسته شد تا فیلمنامه بنویسم و حتی به عنوان یک مورد خاص، با آقای منوچهر محمدی برای فیلمنامه صحبت شد. آن کار، اولین تجربه سینمایی من بود اما شرایط به گونهای پیش رفت که نتوانستیم کار کنیم. علاوه بر این، فیلمنامه من برای مجوز به وزارت ارشاد رفت و بنیاد فارابی که خودش کتاب را خریده بود، از من خواست که دو داستان از کتاب حذف بشود. همین موضوع بهانهای شد تا آن را پس بگیرم. البته این بدین معنی نیست که نخواهم کار سینمایی انجام بدهم بلکه باید شرایط خاصی باشد و همه چیز جور باشد تا در آن شرکت کنم.
