شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۷
۲ محرم ۱۴۴۸
۴ اوت ۲۰۱۸
شماره 4990

​کدام معامله‌گران دلار ضرر می‌کنند

بخش اقتصاد- در بازار ارزی که این روزها درگیر نوسان بسیاری شده و مخاطبان آن دیگر متقاضیان واقعی ارز نیستند و مردم عادی بخش زیادی از آن را تشکیل داده‌اند، در کنار سودی که ممکن است برای برخی ثبت شود، به طور حتم عده‌ای دچار زیان می‌شوند. تحلیلگران بازار می‌گویند خریداران غیرحرفه‌ای که عمده آن را افراد عادی و خانه‌دارها تشکیل می‌دهند، طعمه سودجویان شده و متضرران اصلی بازار ارز هستند.

به گزارش ایسنا، این روزها بازار ارز محلی برای خرید و فروش‌های غیرمنطقی و بدون دلیل اقتصادی شده است؛ به‌طوری که اغلب افرادی برای خرید به بازار می‌روند که نیاز آن‌ها برای واردات کالا و یا نیاز واقعی نیست و تحت تاثیر فضای روانی که وجود دارد، دست به تبدیل پول‌های خود به دلار می‌زنند. گزارش روزهای اخیر نشان می‌دهد که در میان افرادی که در بازار ارز در رفت و آمد هستند، حضور خانه‌دارها و مردم عادی بسیار پررنگ‌تر بوده و اغلب به طور غیرحرفه‌ای خرید می‌کنند، یعنی توجهی به نوسان تند بازار ندارند؛ هرچند که در بین آن‌ها افرادی هستند که زیر و بم بازار را یاد گرفته و حتی دست به نوسان‌گیری هم می‌زنند.

التهاب در بازار ارز در حالی ادامه دارد که در چند روز اخیر و به دنبال افزایش قیمت دلار تا مرز ۱۲ هزار تومان پیش رفت و همین رشد موجب تشدید هیجان برای خرید ارز بین افراد عادی شد؛ چرا که متصورند به زودی گران‌تر شده و می‌تواند سودآوری بالاتری داشته باشند تا جایی که حتی در اوج نرخ‌گذاری برای بازار دست به خرید می‌زنند. این در حالی است که در دو روز گذشته با سینگال‌های که در اظهارات رئیس جمهور آمریکا برای مذاکره با ایران وجود داشت، بازار روند خود را تا حدی تغییر داده و در مواردی کاهشی شده است؛ به گونه‌ای که قیمت‌ها تا مرز ۱۰ هزار تومان هم کاهش داشت و البته دوباره در نوسان قرار گرفته است.

گفت‌وگو با فعالان و تحلیلگران بازار ارز با بیان چند نکته در مورد معاملات ارزی و زیانی که ممکن است متوجه عده‌ای باشد، همراه بود. آن‌ها می‌گویند در شرایط موجود با توجه به اینکه در سیاست جدید ارزی دولت، ‌صرافی‌ها با منع معامله اسکنان ارز مواجهند و به طور شفاف نمی‌توانند معاملاتی را انجام دهند و قیمت‌گذاری واقعی نیست، در نتیجه اطلاعات دقیق و شفافی هم در این رابطه وجود ندارد؛ بنابراین خریدار و فروشنده اگر به طور حرفه‌ای عمل نکنند، به طور حتم ضرر خواهند کرد که یکی از ضررکنندگان بزرگ کسانی هستند که بازار را نمی‌شناسند و بر آن تسلطی نداشته و تحت تاثیر حرف دیگران برای خرید و فروش می‌آیند.

همچنین عنوان می‌شود از آنجا که اکنون از نگاه دولت بازار ارز یک بازار قاچاق برای معامله اسکناس بوده و صرافان ممنوع‌المعامله هستند، بنابراین آن‌ها مشتری را می‌پذیرند که آشنا بوده و یا معرفی شده باشند. حتی در بین این مشتریان نیز اگر افرادی باشند که تقاضای واقعی نداشته و یا مشتری با سابقه‌ای نباشند، ممکن است با قیمت‌های پرتی از سوی برخی صرافی‌ها و یا دلال‌ها مواجه شوند که با ضرر بسیاری برای آن‌ها همراه است.

به عنوان نمونه عنوان چهارشنبه قیمت دلار به ۱۰ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده و در حالت منطقی باید فاصله کمی بین قیمت خرید و فروش وجود داشته باشد، اما با توجه به اینکه اکنون نوسان در بازار زیاد است، اگر کسی که به بازار می‌آید تا ارز خود را بفروشد، فرد حرفه‌ای نبوده و به جریان آشنا نباشد، به طور حتم قیمت‌های پرتی به او اعلام می‌شود؛ به طوری که به جای اینکه دلار را از او ۱۰ هزار و ۶۰۰ یا ۱۰ هزار و ۵۰۰ بخرند، ممکن است اختلاف حدود ۷۰۰ تومانی به او اعلام شود و در این میان ضرر قابل توجهی متوجه فروشنده است.

توصیه به مردم

فعالان بازار در شرایط موجود، ضمن اینکه به مردم توصیه می‌کند در شرایط موجود تحت تاثیر اخبار هیجانی قرار نگرفته و یا از سوی برخی فروشندگان تحریک به معامله نشوند، تاکید دارند که اگر خانوارها به خصوص در این فضا از ورود به بازار ارز خودداری کرده و در موج نوسان قیمت قرار نگیرند، ضمن اینکه می‌تواند به ممانعت از زیان احتمالی آن‌ها و سوءاستفاده برخی منجر شود، در عین حال کمک زیادی به آرامش بازار خواهد کرد.

تحلیلگران در رابطه با وضعیتی که در بازار وجود دارد، عنوان می‌کنند که متاسفانه فعلا بازار از شرایط اقتصادی خارج شده و تحت تاثیر جریان سیاسی قرار دارد، بنابراین بر اساس هیچ منطقی اداره نمی‌شود و تا وقتی که دولت و بانک مرکزی برنامه اقتصادی مشخص و درستی را اعلام و اجرایی نکند، هیچ اتفاق مثبتی در بازار نخواهد افتاد. بنابراین باید منتظر بود تا دید بسته ارزی که بانک مرکزی وعده آن را داده چه تاثیری در بازار خواهد داشت؟ در عین حال که در نتیجه بسته شدن صرافی‌ها برای معاملات اسکنان فضای بازار کاملا غیرشفاف و قیمت‌ها غیرمنطقی شده است، از این رو دولت باید در بسته ارزی خود شرایطی را برای معامله اسکناس به طور شفاف و قانونی برای صرافی‌ها ایجاد کرده و بازار ارز آزاد را به نحوی به رسمیت بشناسد. در غیر این صورت امیدی به شفاف‌سازی و تعدیل فضا وجود نخواهد داشت.

مدیریت بازار ارز چگونه ممکن است؟

اقتصاد ایران از ابتدای امسال اسیر دلار و حاشیه‌های آن بوده است. از همان روزهای آغازین سال 1397 شاهد رکوردشکنی‌های پیاپی دلار بودیم که با هیچ منطق اقتصادی همخوانی نداشت. دولت حتی با وجود به‌کارگیری سیاست سرکوب قیمت‌ها نیز موفق نشد افسار رشد قیمت‌ها را بکشد. همین چند روز پیش دلار وارد کانال 11 هزار تومانی شد و عددی تاریخ‌ساز را در کارنامه خود ثبت کرد.

درباره چرایی این اتفاق می‌توان گفت که افزایش قیمت دلار بیش از آن‌که منشا اقتصادی داشته باشد، منشا سیاسی دارد. از یک‌سو باید فشارهای خارجی به کشور و دولت را مدنظر قرار داده و از سوی دیگر، افزایش قیمت آن به ضعف مدیریت و تدبیر داخلی برمی‌گردد. سیاست‌های ارزی در ماه‌های گذشته اغلب به شکل کوتاه‌مدت اتخاذ شده و به نظر می‌رسد که در این تصمیمات، رد پایی از کار کارشناسی نبوده است. از سوی دیگر، اصرارهای بی‌حاصل باعث بدتر شدن شرایط ارزی شده است.

پبا یک نگاه اجمالی به سیاست‌های اخیر تیم اقتصادی دولت متوجه می‌شویم که مشکلات تغییری نکرده و همان مشکلات است. در عین حال، راه‌حل‌هایی که دولت به دنبال آن بوده نیز تغییری نکرده است. اگر 70 سال پیش تصمیم اشتباهی گرفته شد، نباید مرتبا تکرار می‌شد. اما نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که ما اشتباه‌ها را مرتبا تکرار کرده‌ایم. به نظر می‌رسد تکرار اشتباه‌ها نیز بیشتر به نگاه سیاستمداران برمی‌گردد. سیاسیون در هزینه فایده کردن یک سیاست‌گذاری بیشتر از آن‌که اهداف بلندمدت را مدنظر قرار دهند، به‌دنبال مطلوب‌هایی هستند که در کوتاه‌مدت و به سرعت جواب دهند.

پیروی از روش‌های آزمون و خطا؟

آزمون و خطا روشی قدیمی است برای دستیابی به راه‌حل یک مشکل که با این روش با تکرار آزمایش‌های گوناگون به موفقیت منتهی می‌شود. اما به نظر می‌رسد آزمون و فقط خطا، روشی است که برخی از سیاستمداران داخلی برای اتخاذ راه‌حل، برای چالش داخلی استفاده می‌کنند. در روش آزمون و فقط خطا، اصرار بر این است که از سیاست‌های شکست خورده قبلی حتما استفاده شود که شاید بتوان به نتیجه مورد نظر رسید.

به نظر می‌رسد که سیکل معیوب سیاست‌گذاری ارز و حتی سیاست‌گذاری در سایر حوزه‌ها نقطه پایانی ندارد. در نتیجه سیاست‌گذاران اقتصاد ایران در شرایط بحرانی به یک تصمیم مشخص روی می‌آورند و هر چقدر شرایط بحرانی‌تر می‌شود، علم خود را در تصمیم‌گیری نسبت به سایرین ارجح می‌دانند.

افزایش قیمت دلار که اخیرا شاهد آن بودیم، تا مقدار زیادی به اصطلاح بعد روانی دارد. یعنی به موضوع تحریم بازمی‌گردد. البته اگر در سال‌های گذشته در مقاطعی از زمان نرخ ارز سرکوب نمی‌شد و دولت اجازه می‌داد ارز متناسب با تورم داخل منهای خارج به قیمت فروش برسد و در واقع قیمت دلار افزایش پیدا می‌کرد، قطعا دیگر این شرایط پیش نمی‌آمد.

تاثیر ارز بر تورم

متاسفانه افزایش بی‌رویه قیمت دلار باعث شده قیمت سایر کالاهای وابسته به دلار نیز در بازار در فرصت‌های زمانی مناسبی بالا و پایین برود. دلار تنها به بازار فروش محدود باقی نمی‌ماند. افزایش نرخ ارز از طریق مختلفی بر سطح عمومی قیمت‌ها و در نتیجه تورم موثر است. طبق گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس، افزایش نرخ ارز قیمت کالاها و خدمات نهایی سبد مصرفی خانوار را افزایش می‌دهد. ضریب اهمیت مهم‌ترین کالاها و خدمات سبد خانوار که به طور مستقیم تحت‌تاثیر ارز قرار می‌گیرد، می‌تواند افزایش قیمت این محصولات را طی چند روز آنده نشان دهد. برای مثال، حدود یک درصد از هزینه‌های خانوار مربوط به برنج خارجی می‌شود که با افزایش 10 درصدی نرخ ارز، 0.1 درصد نرخ تورم مصرف‌کننده از این محل افزایش خواهد یافت. ضمن این‌که با توجه به این‌که تولید داخلی برخی کالاها مثل وسایل صوتی و تصویری، دارو و... سهم بالایی از مصرف داخلی این کالاها از محل واردات تامین می‌شود و بنابراین تحت‌تاثیر افزایش نرخ ارز قرار خواهند گرفت.

بر این اساس، از دلایل افزایش قیمت‌ها در ماه‌های اخیر، علاوه بر تاثیر نرخ ارز بر شاخص قیمت تولیدکننده، تاثیر مستقیم آن بر شاخص قیمت مصرف‌کننده نیز هست. به طور کلی انتظار بر آن است که به ازای افزایش 10 درصدی نرخ ارز، از محل افزایش کالاها با ضریب اهمیت بالا، تورم حدود یک درصد افزایش یابد.

تاثیر ارز بر قیمت کالاهای وارداتی

تاثیر افزایش قیمت دلار تنها به همین جا ختم نمی‌شود. از طریق افزایش قیمت کالاای وارداتی، واسطه‌ای و سرمایه‌ای، هزینه‌های تولید و در نتیجه قیمت کالاها و خدمات وابسته به واردات را افزایش می‌دهد. با توجه به این‌که دولت اقداماتی در این حوزه داشته، ارز صادراتی می‌دهد، قاچاق را کنترل کرده و سایر کالاها، تا این اندازه درخواست و تقاضا برای دلار اصلا منطقی نیست.

این‌که اعلام شده بالاخره کالاهای گروه دو هم به بازار ثانویه می‌رود و با ارز آزاد فروخته شود، به بازار فشار می‌آورد. تغییر مرتب سیاست‌های ارزی خود مساله‌ساز است. تند شدن فضای سیاسی کشور بسیار مهم است؛ وگرنه هیچ اتفاق اقتصادی خاصی در کشور رخ نداده که بگوییم ارز به خاطر آنها دو برابر و یا بیشتر شده است. بنابراین بخش اصلی ماجرا، به نگرانی‌هایی بازمی‌گردد که در جامعه وجود دارد. بخشی از ماجرا هم ناشی از دخالت‌هایی است که از بیرون در بازار ارز صورت می‌گیرد.

دولت برای این‌که التهاب بازار ارز را بخواباند، باید بخشی از ارز نفتی خود را به بازار تزریق کند. وقتی شرایط کشور ناآرام باشد، باید مجموعه‌ای از راهکارها را در نظر گرفت تا بازار کنترل شود، وگرنه با یک سیاست آزادسازی یا بازار ثانویه به تنهایی نمی‌توان شرایط را کنترل کرد.

از طرف دیگر، دولت باید با دیپلماسی درست به مردم نشان دهد که چشم‌انداز و اتفاقات بهتری را به چشم خود خواهند دید و به آینده اقتصاد ایران امیدوار شوند.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.