شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۷
۲۷ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۹ ژوئن ۲۰۱۸
شماره 4944

​سیاست‌گذاری منطقی می‌تواند کمر تحریم را بشکند

بخش اقتصاد-اگرچه سایه تحریم ها در ماههای آینده بر اقتصاد ایران سنگین تر خواهد شد،اما آنچه اقتصاد را از بیماری هایی که این روزها گرفتار آن است،رها خواهد کرد،سیاست گذاری هایی با در نظرگرفتن موقیعت کنونی اقتصاد ایران است.

یکی از این سیاست ها درس گرفتن از تجربه های گذشته است.شرایطی که به زودی اقتصاد ایران پیش رو خواهد داشت،به نوعی در ابتدای دهه 90 تجربه شد؛یعنی جهش نرخ ارز و به دنبال آن افزایش نرخ تورم.

اما آنچه در ماههای آینده می تواند،به تکرار تجربه گذشته منجر نشود،استفاده ازموقعیت افزایش نرخ ارز است.در ابتدای دهه 90 زمانی که نرخ ارز 300 درصد افزایش یافت یا به عبارتی ارزش پول ملی کاهش یافت، شکاف زیادی بین درآمد و هزینه مردم ایجاد شد. در سالهای بعد از آن اگرچه افزایش درآمدها تقریبا متناسب با نرخ تورم بود ،اما این شکاف پابرجا باقی ماند. اتفاقی که بنا به گفته کارشناسان پیش درآمد رکود بود.زیرا وقتی درآمدها پایین باشد، حتی اگر نرخ تورم صفر باشد باز هم مردم از مصرف خودداری می کنند چراکه درآمد کافی ندارند.

بررسی ها نشان داد، به دنبال جهش نرخ ارز، فاصله قیمت تمام شده کالا و قدرت خرید مردم افزایش یافت و پس از آن کاهش تقاضا که پیش درآمد رکود بود،رخ داد.

اقتصاددانان می گویند در شرایط رکود تنها راه برون رفت اصلاح نرخ برابری پول ملی است. چه آنکه تا زمانی که نرخ پول ملی به صورت مصنوعی پایین نگه داشته شود، واردات به صرفه است و در حقیقت درآمدهای کشور صرف اشتغال در دیگر کشورها می شود.حال آنکه اگر نرخ ارز در جایگاه واقعی خود قرار بگیرد، صادرات به صرفه خواهد شد .

در واقع با افزایش تولید و صادرات، درآمد مردم نیز افزایش پیدا می کند. در این شرایط رونق اقتصادی اتفاق خواهد افتاد.اما این پدیده،تورم را نیز به همراه خواهد آورد.

نسخه ای که اقتصاددانان برای این معما توصیه می کنند،تن دادن به تورمی است که با خود اشتغال و افزایش تولید را به همراه بیاورد.زیرا این تورم با تورمی که فقط به معنای افزایش قیمت کالا و خدمات باشد، بسیار متفاوت است. زیرا بهبود قدرت خرید مردم با درآمد آنها همراه شده و این موضوع، رونق اقتصادی نام دارد.رونقی که حتی با شرایط تحریم هم سازگار است.

افتادن از ترس تورم به دامان رکود؟

بررسی تجربه های تاریخی که اتفاقا نمونه آنها در اقتصاد ایران هم به کرات دیده می شود،سوق دادن سیاست های اقتصادی به سمت رکود است.گاهی سیاستگذاران اقتصادی از ترس تورم به گونه ای عمل می کنند که نتیجه تصمیم های آنها منجر به افتادن در دام رکود می شود. حال آنکه اگر رونق اقتصادی اتفاق بیفتد، اگرحتی نرخ تورم هم بالا برود، وضعیت اقتصادی کشور و درآمد سرانه بهبود خواهد یافت.در شرایط کنونی که نرخ ارز- خواسته یا ناخواسته بالا رفته- شاید بهترین زمان برای رشد اقتصادی باشد.

اما آیا می توان از تکرار تجربه 90 جلوگیری کرد؟ موسی غنی نژاد،اقتصاددان معتقد است:« بدترین تصمیم اقتصادی سرپوش گذاشتن بر نرخ واقعی ارز است.زیرا با این تصمیم این امکان به وجود می آید که در زمان دیگری، دوباره فنر تورم افزایش خواهد یافت.»

کارشناسان اقتصادی می گویند برای دستیابی به رشد اقتصادی 6 تا 7درصدی در سال جاری که هدف گذاری بودجه و برنامه ششم توسعه نیز هست، باید نرخ ارز واقعی شود.هرچند این اقدام تورم را افزایش خواهد داد، اما در عوض آتش تورم مانع از شکل گیری رکود خواهد شد.

استفاده از ظرفیت سرمایه‌گذاری بخش خصوصی

آن طور که در بودجه سال 97 پیش بینی شده،قرار است بخشی از پروژه های نیمه تمام با مشارکت بخش خصوصی تکمیل شود.این امر علاوه بر آنکه موجب تحرک بیشتر و نقش آفرینی بخش خصوصی در اقتصاد می شود،از دیگر سو سبب خواهد شد تا تحرک در سرمایه گذاری منجر به رشد اقتصادی و اشتغالزایی شود. چه آنکه در دوره رونق مردم درآمد بیشتری بدست خواهند آورد.

در واقع، رشد اقتصادی زمانی اتفاق می افتد که تولید ناخالص ملی افزایش یافته و درآمد سرانه بیشتر شود. اگرچه ممکن است تورم هزینه بیشتری بر مردم تحمیل کند، اما بنا به گفته کارشناسان اقتصادی به واسطه رونق، درآمد بیشتری ایجاد خواهد شد.

مسعود خوانساری رییس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران می گوید:«در شرایط رشد اقتصادی است که به دلیل افزایش تولید ناخالص داخلی رخ می دهد،جاماندن درآمد مردم از قدرت خریدجبران خواهد شد و عبور از شرایط کنونی تنها بستگی به کیفیت سیاست‌های مالی دولت دارد.»

علی دینی ترکمانی کارشناس اقتصادی هم می گوید:« دولت باید مالیات و عوارض اقشار آسیب پذیر را حذف کند و از گروه های دارای درآمد بالا مالیات بیشتری بگیرد تا اداره اقتصاد با پول پردرآمدها انجام شود. اگر این فرآیند به خوبی اجرا شود و رشد اقتصادی 5 تا 6 درصد در سال جاری تجربه شود،قابل پیش بینی است که می توان ظرف مدت پنج سال توازنی بین درآمد و هزینه مردم ایجاد کرد.»

تحریم‌ها چه تاثیری بر سفره مردم می‌گذارد؟

مهدی تقوی اقتصاددان و استاد دانشگاه علامه طباطبایی در گفتگو با خبرآنلاین گفت: مساله اقتصاد ایران ، تحریم نیست، حقیقت اینجاست که اگر اقتصاد ایران اقتصادی پویا و درونزا بود تحریم نمی توانست تمامی ابعاد اقتصاد و زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار دهد.

وی در توضیح این مطلب افزود: متاسفانه اقتصاد ایران از مشکلاتی رنج می برد که دهه هاست مقامات و مسئولان درباره آن صحبت می کنند اما هیچ گاه اقدامی عملی و علنی برای حل آنها صورت نگرفته است .

وی با اشاره به اینکه عمر برخی مشکلات به چندین دهه می رسد، اضافه کرد: از اواسط دهه چهل با افزایش وابستگی اقتصاد به نفت، بسیاری از کارشناسان نسبت به مضرات این وضعیت هشدار دادند اما در عمل این وابستگی هر سال بیش از سال گذشته شد و درآمدهای نفتی به عنوان یک فرصت در دست دولت ها، شرایط را برای شکل گیری یک بروکراسی بیمار فراهم کرد.

این کارشناس اقتصادی ادامه داد: از سوی دیگر تورم، نرخ بالای بیکاری، وابستگی تولید به واردات ، کم آبی و بی توجهی به بحران محیط زیست و مساله آب ، بحران صندوق های بازنشستگی ، رشد بالای نقدینگی و ... همگی سالیان طولانی است اقتصاد را تحت فشار قرار می دهد اما هیچ دولتی نتوانسته است این بحران ها را برطرف نماید.

او گفت: به صراحت می گویم تنها کاری که دولت ها انجام داده اند، تلاش برای تعویق بحران بوده و در نتیجه دائما نگرانی از تبعات آن افزایش می یابد . در چنین شرایطی اعمال تحریم های غرب علیه ایران فضا را به چه سمتی هدایت می کند؟

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: در حقیقت وقتی تحریمی علیه ایران اجرا می شود ، دستگاه بروکراسی تمام تلاش خود را به جای حل بحران های ساختاری پیش گفته معطوف به حل تبعات تحریم می کند و در بزنگاه های کوتاهی که در میانه این روند ایجاد می شود نیز ناتوان از درونزایی اقتصاد، باز به شرایط پیشین باز می گردد .

او در توضیح این مطلب ادامه داد: منظور من این است که وقتی در سال 91 ایران مشمول تحریم نفتی می شود، کشور در مضیقه ای جدی قرار می گیرد و کاهش درآمد نفت شرایطی بحرانی را رقم می زند اما با رفع این بحران، باز درآمدهای نفتی به اقتصاد تزریق می شود .

تقوی گفت: شاید اگر به جای تزریق درآمد نفتی ، برنامه ای 5 ساله برای تداوم روند پیشین تدارک می دیدیم امروز آسیب پذیری اقتصاد ما به شدت کاهش می یافت چرا که در شرایط کنونی باز هم آمریکا دست روی بخش نفت و انرژی ایران گذاشته است.

وی وضعیت اقتصاد ایران را به بیمار چاقی تشبیه کرد که به دلیل چربی و قند بالا بستری است و باید رژیم غذایی بگیرد و گفت: در این شرایط ممکن است بیمار به محض دریافت علائم اولیه کاهش قند و چربی، پرخوری را از سر بگیرد و طبیعی است که دوباره به وضعیت سابق باز می گردد و می تواند با کاهش قند و چربی، خود را از دریافت غذای چرب و شیرین باز دارد و با رژیم غذایی سخت اما سازنده درمانی واقعی برای خود ایجاد نماید.

او گفت: با اعمال تحریم های جدید، بی تردید وضعیت ارتباطات بانکی ما کمی سخت تر می شود چرا که حتی پس از برجام نیز گشایش چندانی در این حوزه ایجاد نشده بود اما بخش نفت و انرژی و البته پتروشیمی با مضیقه روبرو می شوند .

او افزود: با توجه به اینکه آمریکا صادرات مواد خوراکی و فرش را نیز هدف تحریم قرار داده، صادرات فرش و پسته ایران با کاهش مواجه می شود و از سوی دیگر صنعت هوایی ایران نیز قادر به ادامه روند نوسازی نخواهد بود.

او صنعت کشتیرانی و صنعت بیمه ایران را نیز اهداف دیگر تحریم خواند و اضافه کرد: طبیعی است در این دو بخش نیز مشکلاتی ایجاد می شود اما تاثیر عینی افزایش نرخ تورم، رشد بیکاری و افزایش هزینه های زندگی برای طبقه متوسط و فقیر است.

او گفت: در این شرایط بهترین اقدام رفتار عقلانی مانند همان بیماری است که مثال زدم.من به عنوان معلم اقتصاد می گویم باید راه را بر ایجاد فرصت های دوباره برای تحریم بست چرا که در این صوت مردم مدام با شرایط سخت و سخت تر روبرو می شوند و فرصت توسعه برای یک نسل از میان می رود.

وی با تاکید بر اینکه به جای من مسئولان باید درباره تبعات تحریم صحبت کنند، گفت: از اعلام واقعیت ها نترسید، سکوت درباره تبعات آن نمی تواند مشکلات را حل کند، بهتر است مقامات دولتی با صراحت درباره تاثیر تحریم و نکات قابل اداره آن با مردم صحبت کنند تا معلوم شود چه تدابیری را برای آینده در نظر گرفته اند.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.