شنبه ۹ دی ۱۳۹۶
۲۶ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۳۰ دسامبر ۲۰۱۷
شماره 4829

​ گفت و گوی گیلان امروز با سودابه ابراهیمی، بازیگر جوان سریال ملاحت دوست دارم محبوب باشم تا سوپراستار


گیلان امروز- با وجود ظهور قارچی شبکه‌های ماهواره‌ای و سریال‌های مختلف، هنوز هم شبکه باران تماشاچی‌های خاص خود را دارد. شاید ذائقه‌ی خیلی‌ها با برنامه‌های تلویزیونی شبکه باران در تعارض باشد اما سریال‌های این شبکه به خصوص سریال‌های طنز مشتری‌های ثابت خودش را دارد. سریال ملاحت، از جدیدترین تولیدات شبکه باران است که شب‌ها مخاطبان این شبکه را پای تلویزیون می‌نشاند. با سودابه ابراهیمی، بازیگر این سریال گفت و گو کردیم.

بازیگری را از کجا و چه سالی شروع کردید؟

کار هنری خود را از سال ۱۳۸۷ با گذراندن دوره های آموزشی بازیگری در ارشاد بندر انزلی آغاز کردم و بعد برای اتمام دوره خود به دوره های آموزشیبه رشت آمدم و وارد کار تئاتر شدم. و فعالیتهنری خود را به صورت حرفه ایاز سال ۸۹ با سریال مردی که زیاد نمی‌دانست به آغاز کردم و توانستم جزو بانک بازیگران صدای و سیمای مرکز گیلان شوم.در تئاتر نیز عروسی خون، ملودی شهر بارانی، خانه‌ای کنار ساحل، دیگ جادو، صنم، ماه در آب، آهسته و پیوسته،منظریه کوچه فرشته پلاک ۷ را در کارنامه کاری خود دارم که با نمایش ملودی شهر بارانی در بخش مرور جشنواره فجر سال ۹۵ در تهران در سالن سنگلج به روی صحنه رفتم.

در زمینه سریال‌های تلویزیونی چطور؟

سریال ملاحت سومین سریالی است که در آن نقش اصلی را ایفا می‌کنم. نویسنده و کارگردان این سریال آقای فرهاد پاک سرشت است و تهیه کننده آن فرهاد ورزلدوست که 60 قسمت است. اولین سریالی که کار کردم «مردی که زیاد نمی‌دانست» به کارگردانی فریدون قدیمی در سال 89 بود که نقش محبوبه دختر خانواده را ایفا کردم. سال 91 در سریال «آنسوی شالیزار» بازی کردم که به نویسندگی بهزار عشقی و کارگردانی قدیمی بود.

هنوز در عرصه تئاتر فعالیت دارید؟

بله. آهسته با گل سرخ آقای اکبر رادی با کارگردانی آقای پارسی را اگر خدا بخواهد بهمن ماه اجرا خواهیم کرد. سال گذشته با «ملودی شهر بارانی» به جشنواره فجر رفتیم که بسیار خوب بود. نقدهایی که منتقدین تهرانی بر روی این کار نوشته بودند خوشبختانه مثبت بود.

چه اصراری دارید فقط متن‌های اکبر رادی آن هم فقط با آقای پارسی کار کنید؟

حقیقت این است که طی این یکی دو سال ایخر کارهای دیگری از سوی کارگردانان گیلانی به من پیشنهاد شد اما متاسفانه یا نقش را دوست نداشتم یا با متن ارتباط برقرار نمی‌کردم؛ در نتیجه این پیشنهادات را رد کردم. ولی کارهای اکبر رادی را دوست دارم. چون کار آقای رادی روایت دارد و قصه‌محور است، مخاطب با آن ارتباط برقرار می‌کند. از سوی دیگر تکنیک نوشتاری آقای رادی، کار بازیگر را راحت می‌کند. همه چیز در متن اشاره شده، مثلاً میزانسن چیست، حس بازیگر چیست یا چه لباسی پوشیده است. من برای همین متن‌های آقای رادی را خیلی دوست دارم و به همین دلیل چشم بسته قبول می‌کنم. فضای کار رادی، حس و حال عجیبی به من می‌دهد.

شما هم از آن دسته بازیگرانی هستید که با اجرای گروه‌های تهرانی در اینجا مخالفند؟

نه اصلاً. اتفاقاً با حواشی‌هایی که اخیراً پیش آمد و اظهاراتی که آقای میرمعنوی داشت کاملاً مخالف هستم. به نظر من حضور گروه‌های تهرانی و بازیگران چهره به تئاتر گیلان جنب و جوش خاصی بخشیده و رونق را دوباره به تئاتر گیلان برگردانده است. حضور چهره‌های سرشناس، فرهنگ تماشای تئاتر را به مردم یادآور شده‌اند و همین که این گروه‌ها باعث شدند مردم گیلان دوباره به سالن‌ها بیایند و تئاتر تماشا کنند، اتفاق فرخنده‌ای است و باید به فال نیک گرفته شود. اجرای گروه‌های بومی با اجرای گروه‌های تهران دو مقوله متفاوت است و ما نباید خلط مبحث کنیم و بگذاریم هرکدام سرِ جای خود باشد و به تماشاگر اجازه دهیم خودش انتخاب کند. اتفاقاً تماشای کارهای حرفه‌ای باعث می‌شود سطح سواد و ذائقه هنری مردم ارتقاء پیدا کند. اما من با این مسئله مشکل دارم که سالن در اختیار تئاتری‌های گیلان قرار نمی‌گیرد اما وقتی گروهی از تهران می‌آید، همه امکانات را برای آنها فراهم می‌کنند. به طور مثال ما یک هفته در سالن رادی تمرین کردیم اما الان جای تمرین نداریم و سالن در اختیار آقای پارسی قرار نمی‌دهند.مسائل دیگری هم وجود دارد که به فرهنگ تماشاچی برمی‌گردد. مثلاً وقتی گروه‌های بومی به روی صحنه می‌روند، تماشاچی برای بلیط ۱۲ تومانی غر می‌زند و اعتراض می‌کند اما وقتی یک گروه از تهران می‌آید، سالن با بلیط ۵۰ تومانی هم پر می‌شود.

فکر نمی‌کنید حضور همین بازیگران تهرانی باعث شده که شرایط برای اجرای تئاترهای بومی فراهم شود. در سال‌های گذشته معمولاً تئاترهای ما خالی از تماشاگر بود؟

بله حق با شما است. عرض کردم که حضور بازیگران سرشناس و گروه‌های حرفه‌ای تاثیر زیادی بر روی فضای تئاتر گیلان و همچنین فرهنگ تماشاچی ما داشت. الان کم و بیش می‌شود گفت که سینما و تئاتر به سبد کالای خانواده‌های گیلانی راه پیدا کرده است. پیش از این گروه‌های گیلانی انگیزه و رغبتی برای کار نداشت چون تماشاچی نداشت. فوقش گروه‌ها هر سال برای جشنواره یک کار می‌بستند تا به فجر راه پیدا کنند. اما همین جشنواره‌ی دو سال گذشته به لحاظ تعدد آثار و تنوع آثار و تعداد تماشاچی نشان داد که چقدر فضا نسبت به گذشته فرق کرده است. خیلی از جوانان ما یا خانواده‌ها پیش از این به سالن تئاتر پا نگذاشته بودند اما بواسطه‌ی حضور بازیگران چهره به سالن‌های تئاتر آمدند و یاد گرفتند. خیلی‌ها با تئاتر فاخر و کار متعهد آشنا شدند درحالیکه پیش‌تر خیلی‌ها تصوری که از تئاتر داشتند چیزی در حد جنگ شادی بود. بنابراین بدیهی است که حضور گروه‌های حرفه‌ای برای ما یک نعمت است و باید از این فرصت استفاده کرد به شرط آنکه گروه‌های گیلانی و استعدادهای بومی به حاشیه رانده نشوند. این نکته را هم در نظر بگیرید که ممکن است منِ بازیگر یا منِ تماشاچی فرصت نداشته باشم به تهران بروم و در جریان کارهای روز قرار بگیرم اما حالا این موقعیت برایم فراهم شده تا در شهر خودم این آثار را تماشا کنم که جای شکر دارد.

بازیگرها در تهران معمولاً کارشان را از تئاتر شروع می‌کنند و به تلویزیون می‌روند اما در گیلان این چرخه برعکس بود و بچه‌ها غالباً کارشان را از تلویزیون شروع می‌کردند و بعد به تئاتر می‌رفتند. اخیراً به نظر می‌رسد تئاتری‌ها دارند به سمت تلویزیون می‌روند. تلویزیون گیلان این پذیرندگی را دارد؟

کم و بیش این اتفاق می‌افتد. مثلاً تهیه‌کنندگانی مثل آقای ورزلدوست به استعداد بازیگر و توانایی‌های افراد نگاه می‌کند و از او دعوت به همکاری می‌کند. اگر بداند کسی دارای استعداد و خلاقیت است سعی می‌کند این فرصت را در اختیارش قرار دهد اما چنین افرادی در تلویزیون ما کم هستند. معدود افرادی هستند که دست به این ریسک بزنند به سمت چهره‌های جدید و استعدادهای جوان بروند. اکثراً تیمی کار می‌کنند. به هرحال هرکس تیم خود و دایره‌ی محدود ارتباطات خود را دارد و در هر پروژه از همان تیم بهره می‌برد.

شما با آقای پاک‌سرشت کار می‌کنید. گفته می‌شود آقای پاک‌سرشت به بازیگرها خیلی بها می‌دهد. درست است؟

دقیقاً همینطور است. من پیش‌تر با ایشان کار نکرده بودم و وقتی رفتم سر کار ایشان، برایم جالب بود که در بسیاری از مواقع حتی به بازیگرها میزان می‌دادند. حتی گاهی لحن را به بازیگر پیشنهاد می‌دهد. کلاً خیلی اکتیو است و استراحتشان سر کار خیلی کم است. در کل به بازیگر کمک زیادی می‌کند تا بهترین کیفیت را ارائه دهد.

این دخالت‌ها از سوی کارگردان، خلاقیت بازیگر را کور نمی‌کند؟

نه اتفاقاً بازیگرها ارتباط خوبی با او دارند. همین ارتباط خوب باعث می‌شود به راحتی بتوانید با او مشورت کنید. اگر بازیگر ایده‌ای دارد به ایشان پیشنهاد می‌دهد و اگر خوب باشد، قبول می‌کند.

پیش می‌آید نقشی در تلویزیون به شما پیشنهاد بدهند اما قبول نکنید؟

متاسفانه تولیدات در گیلان خیلی کم است. و همانطور که گفتم همان مسئله‌ی باندبازی و ارتباطات هم وجود دارد. اما فارغ از این‌ها باید عرض کنم که من روی این مسئله خیلی حساس هستم. اولویت اول من این است که نقشم خوب باشد. اگر نتوانم با نقش ارتباط برقرار کنم، کار را نخواهم پذیرفت. اولویت دوم این است که شرایط مالی‌اش خوب باشد. خیلی‌ از بازیگران ما می‌روند مجانی بازی می‌کنند تا صرفاً دیده شوند.

پیش می‌آید برای اینکه به نقش نزدیک شوید، بروید دنبالش و درباره‌اش مطالعه کنید؟

قطعاً همینطور است. هیچ نقشی بدون مطالعه نمی‌شود. بازیگر باید بتواند با جهان داستان و جهان‌بینی کارکتر آشنا شود و ارتباط برقرار کند. هر شخصیت دارای یک سری خصوصیات بیرونی و درونی است که بازیگر باید آنها را به خوبی بشناسد و بداند. اما در کار تصویر و تولیدات تلویزیونی ما متاسفانه شخصیت‌ها از آن عمق لازم برخوردار نیستند تا نیاز به مطالعه‌ی زیادی داشته باشد. اما در تئاتر بدون شک همینطور است. مثلاً در سریال «آنسوی شالیزار» کارکتر من یک شخصیت مظلوم و مهربان بود که زیاد جای بازی نداشت و خیلی یکدست و مستقیم بود. ولی نقشم در ملاحت، خصوصیت‌های مختلفی دارد؛ هم بدجنس می‌شود، هم مهربان است، هم گریه می‌کند، هم می‌خندد و غیره. به نوعی این نقش بالا و پائین زیادی دارد وبازیگر را به چالش می‌کشد. برای همین این نقش را خیلی دوست دارم.

سقف آرزوهای شما کجاست؟

واقعیتش این است که هیچ وقت دوست ندارم یک سوپراستار شوم؛ چون آن هم مشکلات خاص خودش را دارد. البته شکی نیست که همه به شهرت و پول زیاد و توجه علاقه دارند. اما من بیشتر دوست دارم محبوب باشم تا سوپراستار. و اینکه دلم می‌خواهد کیفیت کارهایم بالا برود و در آثار فاخر ایفای نقش کنم. آرزوی قلبی من این است که این حسادت‌های متداول در عرصه هنر و زیرپا خالی‌کردن‌ها به خصوص در گیلان کم شود.

شما خودتان این حس حسادت را نسبت به همکارانتان ندارید؟

هرگز. من همیشه از موفقیت و پیشرفت دوستان با استعدادم خوشحال می‌شوم. چون معتقدم که هیچکس نمی‌تواند جای کسی را بگیرد. اما اینکه برخی با رابطه بالا می‌آیند و برای آن موقعیت هیچ تلاشی نکردند، حقیقتاً گاهی دلگیر می‌شوم.

اهل مد هستید؟

اهل مد هستم اما بیشتر به شیک‌پوشی اهمیت می‌دهم تا برندبازی. اتفاقاً همیشه مورد انتقاد قرار می‌گیرم که چرا اینقدر تیپ می‌زنم و هر بار لباسم را تغییر می‌دهم.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.