شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶
۲۵ ذیحجهٔ ۱۴۴۷
۹ دسامبر ۲۰۱۷
شماره 4811

​در نشست علمی سبک زندگی گیلانیان در پژوهشکده گیلانشناسیعنوان شد:

گیلان امروز، سارا فرزانه – نشست علمی «سبک زندگی گیلانیان» با رویکرد واکاوی سبک زندگی گیلانیان صبح روز سه شنبه ۱۴آذر ماه به همت پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان در تالار اجتماعات این مجموعه برگزار شد.

ساده‌گرایی خودخواسته نه ساده‌گرایی اضطراری

دکتر سید هاشم موسوی، رییس پژوهشکده گیلانشناسی گفت: یک جامعه فضیلت‌مند و دارای آدم‌های معنوی با شاخص‌های امید و شادی جامعه‌ای غنی است.

وی ادامه داد: چگونه می‌شود آدمی رها باشد؟ رهایی از زندگی آدم را سبک می‌کند. اما نقش پررنگ پول در جامعه امروز بسیار خودنمایی می کند. در حالی که ثروت واقعی تجربه کردن همه‌جانبه زندگی و آگاهی است. آگاهی در همه چیز و آگاهانه مصرف کردن یکی از مقوله‌های مهم در سال های اخیر بوده که مورد توجه بسیاری از اندیشمندان قرار گرفته است. واقعا چرا کمتر، بیشتر است؟ چرا کمتر مصرف کردن و درست مصرف کردن، بیشتر فایده دارد؟

وی با تاکید بر ساده‌گرایی خودخواسته نه ساده‌گرایی اضطراری، این مقوله را ضرورتی در سبک زندگی امروز خواند و گفت: ساده گرایی خود خواسته از محبت انسان به مال می‌کاهد و زندگی را راحت‌تر و دلپذیرتر می‌کند. و سبک زندگی یکی از شایع‌ترین اصطلاحات جامعه‌شناسی امروزی است. هرساله صدها کتاب، یادداشت و سخنرانی درباره آن نوشته می‌شود؛ ولی علی‌رغم این همه تلاش، برونداد آن در سطح جامعه بسیار نازل و اندک است. بحث و بررسی درباره سبک زندگی خصوصا بین اهالی علوم اجتماعی بسیار ضروری است. در همین راستا نشست حاضر برای واکاوی سبک زندگی گیلانیان طراحی شده است تاسیاست‌گزاران با داده‌های تجربی و نظری به‌دست آمده و تحقیقات، آشنایی بیشتری پیدا کرده و از ذائقه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی اقشار مختلف درک مطلوب‌تری پیدا نمایند.

هویت مشروعیت بخش یا هویت های مقاومتی و برنامه دار

دکتر رضا علیزاده، عضو هیات علمی پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان نیز با بیان این‌که سبک زندگی مجموعه‌ای از رفتارهایی است که علاوه بر برآورد کردن نیازها به افراد این امکان را می‌دهد تا روایت خاصی را که از هویت خود دارند در برابر دیگران به نمایش بگذارند گفت: سوال اساسی در این باره این است که هویت برآمده از این سبک زندگی تا چه اندازه توسط نهادهای غالب و مسلط ایجاد می‌شود؛ آیا جوانان به هویت مشروعیت بخش، تن می‌دهند یا اینکه به سمت هویت های مقاومتی و برنامه دار گرایش دارند. داده های بدست آمده از تحقیقات متعدد حکایت از نضج گرفتن هویت های مقاومتی و برنامه‌دار بین جوانان استان گیلان است. هویتی که شکل گرفته از عناصر حاشیه‌ای و برساخته جهان وطنی است.

سبک زندگی نخبه پرور

دکتر مونا اسالم‌نژاد، عضو هیات علمی پژوهشکده گیلان‌شناسی دانشگاه گیلان مطلبی را با

عنوان «سبک زندگی نخبه پرور، بررسی تغییرات کیفی نگاه به تعلیم و تربیت» ارایه کرد و گفت:ساز و کار تغییرات اجتماعی از دیرباز مورد توجه جامعه‌شناسان بوده است. یکی از نگاه های موجود در این زمینه، سبک زندگی و تحولات آن است. تورشتاین وبلن منطق حاکم بر سبک مصرف طبقات فرادست جامعه و تقلید طبقات فرودست از ایشان و تلاش مداوم فرادستان جهت متمایز کردن خود را به خوبی نشان داده است. و یکی از آخرین مطالعات در این زمینه، متعلق به پیر بوردیو است که در اثر خود به نام «تمایز» سه تفاوت موجود میان طبقات، پاره طبقات و اقشار گوناگون را به تصویر کشیده است. وی مکانیسم حاکم بر آموزش و پرورش را با نگاه بوردیویی مورد توجه قرارداد و گفت: اینکه سرمایه‌گذاری در امر تحصیل چگونه به عنوان استراتژی یک پاره طبقه خاص جهت تحرک اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد و پس از فراگیرشدن یک استراتژی، چگونه فرآیند تمایزیابی مجدداً فعال می‌شود تا فاصله ایشان با طبقات فرودست را حفظ نماید.

جای خالی عقل در کارها

دکتر حسن چاووشیان، عضو هیات علمی گروه اجتماعی دانشگاه گیلاندر مورد بصری شدن نمادهای سبک زندگی صحبت کرد و با متفاوت خواندن سبک زندگی و روش زندگی گفت: مفهوم سبک زندگی به معنایی که در نظریه اجتماعی معاصر به کار می رود، برای تحلیل اوضاع فرهنگی و اجتماعی ایران مناسبت

ندارد و به نظر می رسد مفاهیمی همچون شخصیت اساسی ( Basic personality ) و منش ملی ( National character ) یا حتی روش زندگی ( Way of life ) کفایت بیشتری داشته باشند .

وی افزود: این مفاهیم می توانند نقطه شروع مناسبی برای برنامه‌ی پژوهشی نقد فرهنگ سنتی از دیدگاه جامعه شناسی را فراهم آورند. برنامه‌ای که از نظر من هویت و اصالت جامعه شناسی در ایران در گرو پا گرفتن آن است. در غیر این صورت جامعه شناسی در ایران هرگز از یک برنامه‌ی درسی دانشگاهی به یک علم به معنای واقعی آن تبدیل نخواهد شد.

وی ادامه داد: فهم صحیح نسبت میان سنت و مدرنیته کلید درک تاریخ فرهنگی و شرایط کنونی ما است. به نظر من فرهنگ سنتی ما نوعی تعارض یا ناهمخوانی با روح و جوهره مدرنیته‌ی اروپایی دارد و باعث می‌شود که همواره فقط مظاهر مدرنیته، ظواهر باقی بمانند. مدعایی که در اینجا می‌خواهم مطرح کنم این است که ویژگی فرهنگی بنیادینی که یکی از ریشه های اصلی این تعارض و ناهمخوانی است، غلبه‌ی نگرش روستایی بر فرهنگ عمومی ما است.بخشی از برنامه‌ریزی‌های ما که در انتها به بن‌بست می‌رسد نشان می‌دهد که انگار هیچ تصوری از آینده و چگونگی انجام درست کار نداریم.

وی با طرح این سوال کهچرا استفاده از عقل در کارهایمان این‌قدر کم‌رنگ است ؟ ادامه داد: البته این یک چیز شخصی نیست و گویا تبدیل به یک فرهنگ شده است. در جامعه ما، ما در دانشگاه رشته جامعه‌شناسی داریم ولی در جامعه واقعی ما هنوز چنین جامعه‌شناسی هم تشکیل نشده است. هر وقت نقد فرهنگ سنتی خودمان را شروع کنیم می‌توانیمادعا کنیم که جامعه‌شناسی علمی در جامعه ما در حال به‌وجود آمدن است. متاسفانه ما مدام پراکنده‌کاری می‌کنیم و کمتر براساس برنامه مدون آینده‌نگر کار می‌کنیم. به‌ نظر می‌رسد ما بیشتر نگرش روستایی داریم. یعنی به نوعی تابع فعل و انفعال طبیعت و محیط هستیم.

سه‌گانه مفاهیم، اشیاء و نشانه‌ها

دکتر علیرضا نیکویی، عضو هیات علمی ادبیات فارسی دانشگاه گیلان دیگر سخنران این نشست در مورد «هویت، سبک زندگی در قاب بازنمایی» مطالبی بیان کرد.

وی گفت: استوارت هال چهره برجسته مطالعات فرهنگی با بهره‌گیری از نظریه‌های کسانی چون «گرامشی، سوسور، فوکو» می‌کوشد که فرهنگ، زبان، معنا و هویت را در پرتو «نشریه‌های بازنمایی و بر ساختگرایی» بررسی کند. از نظر او بازنمایی دارای ویژگی‌های برساختی است و در این امر، زبان جایگاهی بنیادی در فرهنگ وشکل دادن به معنا دارد. زبان به عنوان میانجی بزرگ و به‌ مثابه یک نظام بازنمایی عمل می‌کند. در این نگاه، فرهنگ، نه مجموعه‌ای از چیزها و پدیده‌ها؛ که فرایند یا مجموعه‌ای از پراکتیس‌هاست. سه‌گانه «مفاهیم، اشیاء و نشانه‌ها» از رهگذر فرایندهای بازنمایی به یکدیگر می‌پیوندند. زبان و روایت در این میان نقش میانجی بزرگ را بازی می‌کنند. آنچه معنا را حمل می‌کند جهان مادی نیست بلکه نظام زبانی است و معنا نه به کیفیت مادی نشانه‌ها، بلکه به کارکردهای نمادین آن ها وابسته است.

وی ادامه داد: یکی از شکل‌های گسترده و پیچیده بازنمایی، بازنمایی هویت از رهگذر عطف توجه بدن است. از نظر فوکو نیز روابط قدرت، پیوند مستقیم با بدن دارند. بوردیو بدن را حامل نمادین هنجارهای اجتماعی و سرمایه بدنی را منبع فرهنگی سرمایه‌گذاری شده در بدن می‌داند. گیدنز معتقد است توجه به بدن، جستجویی برای «هویت» است. در طول تاریخ و در میان فرهنگ‌ها، ادیان، و اساطیر؛ بدن پیوسته محل ظهور و رقابت گفتما‌های مختلف و مخالف (از گفتمان طبی / پزشکی، دینی، عرفانی، اسطوره‌ای، سیاسی و ...) بوده است. انحاء رفتار با بدن در فرهنگ‌ها، جوامع و نهادهای اجتماعی حاکی از جایگاه و نقش بدن در نظام ارزشی و ایدئولوژیک آنهاست تا آنجا که برخی بر مبنای نوعی انتقال / نگاشت استعماری بدن را عالمی مینیاتوری از جامعه می‌دانند مفهوم «ساختن اجتماعی بدن حاکی از

نقش جامعه، در ساخت و پردازش بدن است. یعنی نهادها، گروه‌ها و نظام ارزش‌های اجتماعی، به تدریج و غالبا خاموش و در لباس مبدل؛ انتظارات و توقعاتی را شکل می‌دهند که افراد برای هماهنگی با آن ها یا برآوردن آن ها و به قصد دستیابی به شاخص‌های مقبولیت و موفقیت یا هویت، به آن ها تن می‌دهند. با استفاده از «نظریه بازنمایی» می‌توان به بدن به مثابه متنی برای تامل در شناخت نظام‌های اجتماعی و سیاسی و ایدئولوژیک نگریست.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.