تجویز مدیران کلان!
ملانصرالدین روزی گرسنه و تشنه و درمانده وارد شهری شد، جمعی را آشفته و پریشان دید، پرسید چه شده؟ گفتند بیماری داریم که احوالش بسیار بد است گفت من علم طب میدانم و حتما او را از مرگ نجات میدهم. فیالحال مقداری کره و عسل و کباب و دوغ بیاورید تا بخورم. وقتی مردم مشغول پذیرایی از ملا بودند بیمارشان مرد. به ملا اعتراض کردند که چرا بیمار را نجات ندادی؟ ملا گفت: «ببینید دو نفر در حال مرگ بودند؛ یکی بیمار شما و یکی هم خود من که از گرسنگی در حال مرگ بودم. بحمدالله من توانستم نجات پیدا کنم، پس حرف من پُر بیراه نبود!»
حالا حکایت مدیران با فیش حقوقی نجومی است که میدانند حقوقهای ناچیز امروزی در سیستم دولتی و وابسته کسی را نجات نمیدهد و عاقبت چنین حقوقهایی بدبختی و فقر و زبانم لال مرگ است! و مدیران کار ملا را کردند و دیدند وقتی نمیتوانند حقوق مناسب به بقیه بدهند، دست بهکار شدند و گفتند یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و کل وجوه را یک دست به حساب مبارک خود واریز کردند.
