شنبه, 29 خرداد 1400
شنبه, 29 خرداد 1400
Saturday, 19 June 2021
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۵۷۶۸ ]

 

کاظم شکوهی

رای دادن به عنوان «حق» برای هر فرد ایرانی اعم از زن و مرد و فارغ از قومیت و مذهب، که به حد سنی قانونی رسیده باشد، شناخته می‌شود. طبعا هر شهروند یعنی، فردی که تبعه قانونی این کشور است از این حق برای شرکت در انتخابات شوراها، مجلس و ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و ... برخوردار است و می‌تواند از این حق استفاده کند. وقتی رای دادن را «حق» قانونی شهروند بدانیم طبعا باید بپذیریم که شهروند مختار است (از نظر قانونی) از این حق بهره بگیرد، از این حق استفاده کند و در انتخابات‌ها شرکت کرده به کاندیداهایی که از مسیر قانونی واجد صلاحیت تشخیص داده شده‌اند رای بدهد! یا رای ندهد! یعنی همان‌طور که استفاده از این حق، از حقوق شهروند تلقی می‌شود طبعا اگر شهروندی هم نخواهد از این حق استفاده کند، مختار است که از این حق استفاده نکند و به هر دلیل از جمله از میان کاندیداها فردی را شایسته نداند، یا شایستگی همه‌ی کاندیداها را یکسان و برابر تلقی کند، یا از مسیر بی‌تفاوتی و بی‌اثر دانستن استفاده از این حق، به این نتیجه برسد که بهتر است یا منطقی است از این حق استفاده نکند و بالمآل کسی نمی‌تواند متعرض فردی که در انتخابات شرکت نکرده بشود همان‌طور که در کشور ما که تا به حال نزدیک به 40 دوره انتخابات از سال 1358 تاکنون داشته است (رفراندوم تعیین نظام، رای به قانون اساسی، رای به 13 دوره انتخاب ریاست جمهوری، 6 دوره شوراهای اسلامی، 5 دوره مجلس خبرگان، 11 دوره مجلس شورای اسلامی) در انتخابات گوناگون به‌جز رفراندوم نظام که اکثریت قاطع در آن حضور داشتند در سایر موارد از 20 تا 50 درصد واجدان شرایط به دلایل مختلف و در فضاهای سیاسی و اجتماعی متفاوت در انتخابات شرکت نکرده‌اند در اکثر کشورها با سابقه دموکراسی های‌ چند صدساله و دموکراسی‌های دیرپا نیز غالبا شرکت در انتخابات‌های راستین و واقعی کمتر یا به ندرت به 70 تا 80 درصد می‌رسد و نرخ حضور در انتخابات در حد 50 تا 60 درصد به عنوان انتخابات موفق شناخته می‌شود.

به نظر نگارنده در یک مقطع ممکن است حق قانونی و مشروع رای دادن برای فرد در شرایط معین از حد «حق» عبور کند و به عنوان «وظیفه» شناخته شود، یا حتی گاهی ممکن است عدم بهره‌گیری از این حق، وظیفه شناخته شود و آن زمانی است که منافع ملی و همگانی در میان باشد یعنی شرایطی پیش بیاید که عدم بهره‌گیری از «حق» رای دادن یا شرکت در یک رفراندوم سرنوشت عمومی و مسیرهای اساسی و راهبردی را برای مردم تعیین کند و عدم حضور و بی‌توجهی به استفاده از این حق منافع عمومی، امنیت و حیثیت کشور را در معرض خطر قرار دهد، در این صورت البته تشخیص این امر با خود رای دهنده است و رای دهنده اگر چنین ارزیابی داشته باشد، رای دادن وی به طور موردی به وظیفه تبدیل می‌شود. و آن هم یک وظیفه ملی، اخلاقی، اجتماعی. که این وظیفه باید عمل شود.

در این دوره انتخابات ریاست جمهوری متاسفانه در فضای مجازی دیده می‌شود که عده‌ای از کسانی که به هر دلیل نمی‌خواهند در انتخابات شرکت نموده، از حق خود استفاده کنند با توهین و تحقیر هموطنانی را که به دلایل مشخصی که دارند می‌خواهند از این حق استفاده کنند به نوعی تحقیر و گاهی مورد توهین قرار می‌دهند که این رویه‌ای مذموم و بسیار غیر فرهنگی است و برای یک شهروند مدنی که خود را صاحب فکر و اندیشه می‌داند بسیار زشت و قبیح است همان‌طور که اگر فردی بخواهد فردی را که به هر دلیل نمی‌خواهد از این حق استفاده کند مورد توهین و هتک حرمت قرار دهد کاری است خطا و باید چنین عملی از هر سو و به هر انگیزه تقبیح شود. بر فرض که من شهروند، شرکت در انتخابات را مهم بدانم، و به این نتیجه رسیده باشم که شرکت در انتخابات در شرایط فعلی در جهت منافع ملی است یا حامل منافع و مصالح جامعه است می‌توانم با شهروندان دیگر بحث اقناعی و کار تبلیغی انجام دهم اما مجاز نیستم از حق خود تجاوز کنم و به دیگری برای رای دادن یا ندادن، توهین کنم، رای دادن یک کنش مدنی، سیاسی است و باید در مسیر این کار، رفتار و کردار و عمل ما نیز مدنی و متمدنانه باشد.

سخنی هم با صدا و سیما که مرتبا شبکه‌های خود را متوجه دعوت مردم به انتخابات می‌کند، بله وظیفه صدا و سیما تشویق و ترغیب مردم به انتخابات است اما باید بیشتر توجه خود را معطوف به معرفی برنامه کاندیداها کند نه اینکه برنامه‌های شعاری خسته کننده و تکراری به خورد شنوندگان و بینندگان خود بدهد، طوری که موجب دلزدگی شود و محتملا برای بسیاری اثر عکس دارد.

خوب است صدا و سیما یک نظرسنجی داشته باشد که این‌گونه برنامه‌ها تا چه حد موجب تشویق مخاطب به رای دادن می‌شود.

مردم فکر می‌کنند این صدا و سیمایی که مدتها است همه‌ی برنامه‌های دولت (منتخب مردم) را یک طرفه نقد و همه‌ی تقصیر و گرفتاری‌ها را متوجه دولتی می‌کند که 24 میلیون رای داشته، چگونه با این پیشینه و عملکرد باز مردم را به رای دادن تشویق می‌کند، آیا این تناقض رفتار توجیه دارد؟ آیا می‌شود باز تقصیر را به گردن مردم انداخت که انتخاب شما مردم درست نبوده؟! واقعا جای حرف بسیار است!

 

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان