یکشنبه, 22 شهریور 1405
یکشنبه, 22 شهریور 1405
Sunday, 13 September 2026
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۷۰۵۹ ]

 

 

یاسر عرب

این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده می‌شود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.

در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملت‌ها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستم‌شان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید. اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش می‌خواهیم یا برای خردش؟

▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد می‌آوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمی‌کند بلکه با خرد شروع می‌کند:

«به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد»

یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی می‌گوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم: "توانا بود هر که دانا بود"

▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحث‌هایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی می‌آید.

اما چرا امروز بیشتر رستم را می‌بینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظه‌های بحران، ما بیشتر دنبال قدرت می‌گردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد. اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد، بزرگ‌ترین شکست‌ها همیشه از کمبود قدرت نمی‌آیند بلکه از کمبود خرد می‌آیند!

رستم را ببینید. بزرگ‌ترین پهلوان ایران است. هیچ‌کس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگ‌ترین تراژدی زندگی‌اش زمانی رخ می‌دهد که حقیقت را نمی‌بیند و سهراب، فرزند خودش، را می‌کشد!

فردوسی اینجا یک حرف بزرگ می‌زند: ممکن است آن‌قدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیک‌ترین آدم زندگی‌ات را با همان قدرت نابود کنی!

کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیم‌های غلط است. اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفت‌وگو و خرد را می‌گیرد، پایانش تراژیک می‌شود.

انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر می‌شود!

جهان در قرن بیستم آرام‌آرام از دوره‌ای که ایدئولوژی‌ها حرف اول را می‌زدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظام‌هایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایسته‌سالاری تکیه کنند.

چون قدرت در جهان امروز فقط تعداد موشک و وسعت خاک نیست. قدرت یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدم‌های متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظه‌های حساس!

فردوسی اگر بود امروز از ما می‌پرسید: قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیده‌ایم یا به همان اندازه برای خرد سازمان‌یافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟

‌فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!

رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشته‌ایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملت‌ها فقط با بازوی قوی که زنده نمی‌مانند، بلکه با اراده‌ها و ذهن‌های قوی زنده می‌مانند.

 

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان