گیلان امروز- تبعات تورم دیگر تنها در آمار و قیمتها خلاصه نمیشود؛ بلکه عادتهای مصرفی شهروندان را نیز دستخوش تغییر کرده و الگوی جدیدی از خرید را شکل داده است.
فشار تورم روی شانههای همه اقشار یکسان احساس نمیشود. آمارهای رسمی نشان میدهد نرخ تورم برای دهک اول درآمدی از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده، در حالی که این رقم برای دهک دهم حدود ۸۶ درصد است. همین اختلاف معنادار میان دو دهک کف و سقف درآمدی، بهخوبی توضیح میدهد که چرا بسیاری از مردم، اقلام بدیهی و روزمره را از سبد خرید خود حذف کردهاند.
تورم در بخشهای غیرخوراکی نیز بیسابقه بوده است. در یک سال گذشته، تورم دخانیات به ۱۷۳.۸ درصد، هتل و رستوران به ۹۷.۴ درصد و تفریح و فرهنگ به ۹۰.۴ درصد رسیده است. روندی که مستقیماً به حذف یا کاهش شدید این هزینهها در سبد خانوار منجر شده است.
در یک سال گذشته، تورم دخانیات به ۱۷۳.۸ درصد، هتل و رستوران به ۹۷.۴ درصد و تفریح و فرهنگ به ۹۰.۴ درصد رسیده است. این روند در پاسخ مخاطبان فرارو نیز با حذف یا کاهش این دسته از هزینهها بازتاب پیدا کرده است.
در شرایطی که خریدهای ضروری با وسواس فراوان انجام میشود، اقلام غیرضروری تقریباً از لیست خرید بسیاری از پاسخدهندگان حذف شده است. مخاطبان بهکرات از کنار گذاشتن خرید لباس، کتاب، تنقلات، غذای رستوران، رفتن به کافه، لوازم آرایشی و کالاهای دیجیتال صحبت کردهاند.
برای برخی، قربانیان تورم کالاهای فرهنگی و تفریحی بودهاند؛ مانند کاربری که در پاسخ به حذفشدههای سبد خریدش تنها نوشته است: «کتاب» یا فردی که با حسرت به حذف «پیتزا» و «کافه رفتن» اشاره کرده است.
کاهش مصرف، تنها راهکار سازگاری با تورم نبوده و افت کیفیت سبد خرید، پیامد دیگر این شرایط است. کاربری نوشته است: «مدت زیادی است لباس جدیدی نخریدهام و فقط لباسهای قبلی را تعمیر میکنم.» هنرمندی نیز اشاره کرده که به دلیل گرانی ابزار کار، مجبور شده از مواد اولیه درجه یک به سمت متریال درجه دو کوچ کند.
عدهای دیگر از افت کیفیت مواد غذایی مصرفیشان به دلیل انتخاب برندهای ارزانتر خبر دادهاند. در این میان، گروهی نیز توان خرید نقدی را از دست دادهاند: «خریدهایم کمتر شده و همانها را هم قسطی میخرم؛ اقساطی که تا چند ماه بعد درگیر پرداختشان هستم.»
هرچند گرانی اصلیترین دلیل تغییر رفتار خریداران است، اما پاسخها نشان میدهد ریشه مشکل تنها در قیمتها نیست. بسیاری از افراد به «آینده نامعلوم» و بیثباتی اقتصادی اشاره کردهاند. گروهی دیگر نیز پای شرایط روانی را به میان کشیدهاند. استفاده از عباراتی نظیر «حسوحال خرید ندارم»، «افسردگی جمعی» یا «انگار روحم پیر شده»، زنگ خطری جدی برای سلامت روان جامعه است.
نرخ تورم نقطهبهنقطه ۸۸.۶ درصدی خردادماه 1405، اقتصاد ایران را به سطحی از افزایش قیمتها رسانده که برای یافتن نمونهای مشابه باید به سالهای ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲ و دوران جنگ جهانی دوم بازگشت. همان سالیانی که تورم سالانه به ترتیب ۹۶ و ۱۱۰.۵ درصد ثبت شده بود.
در کنار این موارد، کاهش قدرت خرید نیز پررنگ است. سربازی در این باره نوشته است: «کاهش درآمد برای من مهمترین عامل است و باید با همان حقوق سربازی روزگار بگذرانم.»
گروهی نیز به تغییر اولویتها و کاهش احساس نیاز به مصرفگرایی اشاره کردهاند. با این حال، تحلیل مجموع نظرات نشان میدهد آنچه امروز بهعنوان «تغییر سبک زندگی» مشاهده میشود، غالباً یک انتخاب آگاهانه نیست؛ بلکه سازگاری اجباری با تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی نسبت به آینده است.
وقتی حداقل هزینه تامین سبد غذایی یک خانوار سهنفره به بیش از ۲۲ میلیون تومان میرسد و بخش عمدهای از درآمد خانوارهای حداقلبگیر را میبلعد، دور از ذهن نیست که مخاطبان از حذف کتاب، لباس، تفریحات و حتی کاهش مصرف گوشت و میوه سخن بگویند.
پس اگر حداقل هزینه تامین سبد غذایی خانوار سهنفره به بیش از ۲۲ میلیون تومان رسیده و بخش عمده درآمد یک خانوار حداقلبگیر را شامل میشود، طبیعی است که بسیاری از مخاطبان فرارو از حذف کتاب، لباس، کافه، تنقلات و حتی کاهش مصرف میوه و گوشت حرف بزنند.