چهارشنبه, 29 اردیبهشت 1400
چهارشنبه, 29 اردیبهشت 1400
Wednesday, 19 May 2021
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۵۷۴۵ ]

 

افشین جعفری خواه

گویا همین دیروز بود سال 66 , سی و چهار سال قبل با شخصی آشنا بشوی که در زندگی امروزتو نقش داشته باشد, همیشه می گویند که اولین معلم بسیار موثر است می تواند شاگرد را علاقمند و عاشق کند و یا تنفر بوجود بیاورد,اولین بار به عنوان تماشاگر تئاتری از او دیدم که هم بازی می کرد و هم کارگردان بود" سی زوئه بانسی مرده است" نمایشنامه ای از آثول فوگارد که درباره آپارتاید و رژیم آفریقای جنوبی بود , می شود گفت اولین تصویری که از سیاه پوستان در ذهن من نقش بست همین بود, من با همین تصویر وقتی به آفریقای جنوبی رفتم  و با آنها زندگی کردم برایم بیگانه نبودند و چقدر این تصویر به واقعیت نزدیک بود, و این یعنی نبوغ حسی و شهودی یک بازیگر و کارگردان که چگونه بتواند انسانهایی را باور پذیر کند که دم دست ما نیستند.این اولین برخورد من بود با مرد بزرگ اما به غایت متواضع, خجالتی اما پرشور و خلاق , همیشه در جوانی نسبت به ذهن خلاقش غبطه می خوردم که برای هر صحنه ای در تئاتر با خلاقیت زیبایی می ساخت.

امیر ثابت کارگردان و بازیگری که تاتر رشت مدیون اوست تئاتر شغلش نبود و نیست بلکه زندگیش بوده و هست او با تئاتر چنان زندگی می کرد که زمان و مکان را گم می کردیم,سال 67 جنگ تمام شده بود و ما در اولین دوره های آموزش تئاتری که او برگزار کرده بود شرکت کردیم از میان همان دوره نمایشنامه عروسک های بهرام بیضایی بیرون آمد که امیر ثابت کارگردانی کرد و حدود شش ماه برای آن کار وقت گذاشت , بماند که آنقدر تواضع داشت که به جای نام خودش نام جوانی را به عنوان کارگردان مطرح کند, کاری که شاید کمتر کسی انجام بدهد آنهم در جامعه و فضای هنری و این درس عجیبی بود که من بعد از حدود یک دهه عینا انجام دادم , امیر ثابت در بازیگری چنان غرق نقش می شد و چنان با انرژی بازی می کرد که می توانستی به راحتی او را فراموش کنی و شخصیت آن تئاتر را ببینی و با وی هم ذات پنداری کنی, اگرچه بعدها شرایط تئاتر در کل کشور به سوی نمایشهای جشنواره ای و مناسبتی رفت و یا تلویزیون با وسوسه هایش همه را جذب کرد اما همه ی این وقایع چیزی از ارزش های این هنرمند برای من کم نکرد.

خوب به خاطر دارم که آخرین شب اجرای نمایشنامه عروسکها سالن بیش از ظرفیت خودش تماشاگر داشت و او معتقد بود باید در اوج نمایش را به پایان برد, از فردای همان روز ما مدام به او اصرار می کردیم که نمایش دیگری را دست بگیرد, امیر ثابت در انتخاب نمایشنامه بسیار دقت می کند و جوانب را می سنجد, در نهایت در سال 68 نمایشنامه "سیزیف و مرگ" نوشته روبر مرل نهایی شد و تمرین ها شروع شد و اجرا هم داشت, برای او مهم نبود که به عنوان کارگردان و یا استاد راهنما با کارگردان جوانی کار می کرد او عاشق تئاتر بود و می خواست چراغ تئاتر روشن بماند اما در سال 69 همه ی اعضای گروه از او خواستند که این بار خودش نمایشنامه ای را انتخاب کند.

امیر ثابت هرگز به کنسرواتوار نرفت و در هیچ آکادمی تا آن زمان تحصیلات نکرده بود اما نمایش " ترس و نکبت رایش سوم" نوشته برتولت برشت را به روش کارگاهی و کنسرواتواری و کاملا آکادمیک کارگردانی می کرد و ما چه لذت ها که نبردیم بماند که آن مجموعه نمایشنامه هرگز مجوز اجرا نگرفت. وقتی در مصاحبه ورودی برای رشته تئاتر در دانشگاه بخشی از نمایشنامه "ترس و نکبت رایش سوم اپیزود صلیب گچی " را اجرا کردم که از استادم  امیر ثابت آموخته بودم سه تن از استادان به نام تئاتر که مصاحبه کننده بودنداز جایشان برخاستند و برای یک جوان داوطلب و دانشجوی تازه وارد کف زدند در آن لحظه شاید به خود بالیدم که خوب از پس نقش بر آمدم اما بعد ها فهمیدم که آن سه استاد مرحوم دکتررکن الدین خسروی , مرحوم دکتر پروانه مژده و استاد لاله تقیان برای امیر ثابت کف زدند که او توانسته بود جوانی را تربیت کند و برای ورود به دانشگاه آماده کند که البته از آن گروه تعداد زیادی وارد دانشگاه شدند و همه ی اینها حاصل کار درست و دقیق این هنرمند بود که امروز شاید خیلی جوانها ندانند که امیر ثابت قبل از اینکه کارگردان و نویسنده برای تلویزیون باشد یک استاد حرفه ای تئاتر است, با راهنمایی او بود که در دوران دانشگاه وقتی استادی کتابی معرفی می کرد شاید برای خیلی از هم کلاس هایم نا آشنا بود اما من آنها را خوانده بودم چون معلم من امیر ثابت بود.

وقتی به منزل اکبر رادی نمایشنامه نویس و استاد دانشگاه رفتم و درباره کارهایش توانستم با اعتماد به نفس با ایشان گفتگو کنم همه را مدیون امیر ثابت هستم که مدام همه را توصیه به مطالعه می کرد, کمتر کسی از اساتید تئاتر در ایران بود که من در کلاسش حاضر نبودم اساتیدی چون حمید سمندریان, اسماعیل شنگله,اکبر زنجانپور,بهزاد فراهانی,احمد دامود, و ....اغلب مباحثی که مطرح می کردند برایم آشنا بود چون قبلا از امیر ثابت شنیده بودم.

امیر ثابت نه تنها هنرمندی خلاق و قابل احترام است بلکه قبل از آن انسانی شریف است که حتی دشمنانش را دوست دارد , حتی نمی تواند با آنهایی که به عمد و حسادت راه را بر او بستند دشمنی کند و یا تلافی کند, امیر ثابت چه برخی بخواهند و چه نخواهند بخش مهمی از تئاتر گیلان و به ویژه تئاتر رشت است تئاتر به معنای حرفه ای و نه جشنواره ای و مناسبتی,حتی اگر سال های زیادیست که روی صحنه نرفته باشد باز هم صاحب سبک و روش خاص خودش هست و در تئاتر رشت اگر نگویم بیشتر,دست کم یک سر و گردن از خیلی ها بالاتر است .به امید روزی که دوباره او را روی صحنه ببینیم که چگونه جادو می کند.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان