پنجشنبه, 02 اردیبهشت 1400
پنجشنبه, 02 اردیبهشت 1400
Thursday, 22 April 2021
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۵۷۲۴ ]

 

کاظم شکوهی

همه گیری و گسترش بیماری کووید 19 و مشکلاتی که ویروس کرونا در یک سال اخیر برای جامعه بشری ایجاد کرد، شرایط ویژه ای را پیش آورده که این دوره را دوره «کرونا» و بسیاری به ایجاد شرایط جدید پس از این بیماری خواهند بود که به دوران پس از کرونا شهرت یافته است.

سخن من اما در اینجا به دوران پس از کرونا مربوط نمی شود. بلکه مشخصا مقاله ناظر به پدیده توطئه و توهم توطئه در مورد این بیماری است.

ویروس کرونا و بیماری کووید 19 پدیدار شده از این ویروس یک پدیده جدید در جامعه بشری است و مانند هر پدیده جدید جامعه بشری در مناطق مختلف متناسب با زمینه های ذهنی، باورمندی ها و تفکرات و دانش خود با آن روبه رو شدند و به ارزیابی آن پرداختند پیش از اینکه به راه های درمان یا مقابله با آن فکر کنند به طرح نظریات و بلکه داستان هایی درباره آن پرداختند اما به هرحال این بیماری یک واقعیت عینی بود که جامعه بشری را درگیر کرد و تا پذیرش کامل با موانعی چون توطئه انگاری و انکار روبه رو شده است. «گوته» شاعر آلمانی معتقد است هر حقیقتی برای اینکه به اثبات برسد از سه مانع عبور می کند:

1 – تمسخر 2 – مقاومت 3 – سرکوب تا مرحله اثبات و پذیرش و بیماری کووید 19، اما از این مراحل گذشته و چه بخواهیم چه نخواهیم (که البته نمی خواهیم) همه ی جهان را درگیر کرده است اما چیزی که در این روند ملموس و محسوس است ارایه تئوری های گوناگون توطئه، تا جایی که این تئوری های توطئه نه از سوی افراد عادی و معمولی یا مجامع و محافل پایین دستی بلکه در مواقعی از سوی مجامع شبه علمی یا مراکز و چهره های شاخص سیاسی و بین المللی مطرح و تا چندی بر آن اصرارورزی گردید. از جمله این تئوری ها:

= این ویروس به عمد به وسیله شرکت های بزرگ دارویی ساخته شده تا بتوانند دارو یا واکسنی بسازند و به قیمت گزاف عرضه کنند!

= این ویروس اصولا وجود خارجی ندارد همه شایعه است برای اینکه مردم را به انگیزه های سیاسی بترسانند تا جمع نشوند و پراکنده بمانند.

= این پدیده اصولا شروع یک جنگ میکروبی است که به وسیله یکی از قدرت ها آزمایش می شود.

= این ویروس را آمریکایی ها ساخته اند تا چین را که در مسیر توسعه اقتصادی در حال رسیدن به جایگاه اول در جهان است دچار مشکل کرده به عقب برانند.

= این ویروس را غربی ها ساخته تا کشورهایی چون ایران و چین را درگیر و دچار مشکل کنند اصولا ویروس متناسب با ژن این کشورها ساخته شده است.

= این ویروس را چین یا روسیه ساخته اند تا جنگ پنهان علیه غرب آغاز و آنها را با بحران روبه رو کنند.

= این ویروس دست ساز بوده و در آزمایشگاهی (گاهی چین، گاهی آمریکا) ساخته شده و خواسته یا ناخواسته به بیرون نفوذ کرده است.

بعد که واکسن هایی برای این بیماری عرضه شد:

= این واکسن ها عوارض بسیار بدی مانند عقیم شدن، تغییر شکل دادن، تغییر جنسیت دادن در پی دارد.

= این واکسن ها در واقع برای این تزریق می شود که به همراه آن تراشه ای وارد بدن انسان ها شود تا از این طریق حکومت ها مردم را کنترل کنند!

= این واکسن ها ....... این واکسن ها ......

از جمله اظهارنظرهای توطئه محور اینکه اخیرا یک جزوه هشتاد صفحه ای به وسیله یکی از پزشکان منتشر شده که در آن شرح مبسوطی از جریانات و اعمال تجاوزکارانه آمریکا در جنگ کره و ویتنام و کودتاهای 28 مرداد و شیلی و امثالهم آورده و تمام این موارد را به عنوان سند یاد کرده و نتیجه گرفته است با این حساب این ویروس به وسیله آمریکا برای از بین بردن مردم ساخته شده است!!

در فضای بی در و پیکر مجازی هم مرتبا پست هایی می بینیم که تصاویر و تفسیرات عجیب و غریب از تزریق واکسن منتشر می شود که هیچ پشتوانه واقعی و منطقی و علمی ندارد که البته این نگاه و چنین برخوردی با یک پدیده جدید، چندان تازه و بی سابقه نیست.

تاریخ اخیر ما نشان می دهد زمانی که امیرکبیر برای مایه کوبی (واکسیناسیون) آبله دستور صادر کرد برخی مجامع مذهبی و محافل گوناگون شایع کرده بودند که این دسیسه است و انگلیسی ها قصد دارند با این کار مردم کشور را مریض کنند حتا پس از مرگ امیرکبیر مایه کوبی ممنوع شد تا سال های پس از 32 تا 40 که با امکانات اصل چهار ترومن مایه کوبی همگانی انجام گردید. در کشور مساله بیماریابی مالاریا مطرح و اکیپ های بهداشتی برای خون گیری در جهت شناسایی بیماران در سطح شهرها و روستاها تجهیز شدند مردم و برخی محافل مذهبی و اجتماعی شایع کرده بودند که این طرح صهیونیست هاست که می خواهند خون مردم را بگیرند و ...

به هرحال این نوع برخورد با پدیده های بدیع و تازه چه مثبت و چه منفی خاص جامعه ما نیست و در تمام دنیا وجود دارد با این تفاوت که با توجه به پیشینه تاریخی و حافظه تاریخی ملت ما که همیشه درگیر فتنه ها و دخالت ها و اعمال نفوذ بیگانگان بوده است تئوری توطئه و انتساب این تئوری ها به عناصر و دولت های خارجی (از جمله انگلیسی، روسی و آمریکایی) مقبولیت بیشتری دارد.

تئوری های توطئه ماسون ها، محفل های روشنفکری و سیاسی و حزبی خارجی بصورت اغراق شده در ذهن مردم ما جای دارد به طوری که در غالب گفتگوها نشانه های این تفکر غالب مشهود است.

ناگفته نماند که شایعات زیادی هم در جهان وجود دارد که صورت واقعی دارد، شرکت ها، نهادهای مذهبی و احزاب و دولت ها دائما جهت اعمال نفوذ در حوادث و اتفاقات دیگر کشورها برنامه دارند که طبعا همین امور کنترل و پیش بینی امور را در جوامع دچار مشکل می کنند.

در سال های پس از انقلاب بلشویکی شوروی برنامه ها و طرح ها و بهتر است بگوییم دسیسه های گوناگون برای شعله ور کردن آتش انقلاب کمونیستی در جهان به کار گرفته شد  و در بسیاری موارد هم توفیق داشت غالب اوقات این دسیسه ها محرمانه و پنهان بود و در برخی اوقات هم مانند دخالت در شبه جزیره کره یا ویتنام و آخری افغانستان آشکار و عریان می نمود.

این سابقه ذهنی را اضافه کنیم بر تفکر و تخیلات غیرعلمی ، نتیجه آن می شود که بسیاری از پدیده های اطراف خود را به جای تحلیل و تعلیل صحیح و علمی یا استناد به منابع علمی به راحتی با تئوری توطئه (داخلی یا خارجی) معرفی می کنیم و این نیست جز اینکه  به تفکر علمی و روش درست اندیشیدن و بررسی انتقادی و طرح سوال در قبال پدیده ها عادت نکرده ایم، در حالی که ممیزه انسان که تعقل است حکم می کند در مورد هر پدیده ای با ابزار و امکانات و روش های علمی علت واقعی و درست مسایل را درک کند و نظرات خود را براساس یافته های علمی بیان کند. این البته برای مسایل طبیعی و فیزیک و شیمی و ... راحت تر است اما درباره مسایل انسانی و حوادث و پدیده های اجتماعی چون موضوعیت انسان به عنوان پیچیده ترین موجود طبیعی مطرح است و عوامل گوناگون طبیعی و انسانی با پیچیدگی های زیاد در آن دخالت می کند بنابراین بسیاری اوقات ما را از پیگیری جدی و مستمر و پی جویی علمی باز می دارد و حوادث و پدیده های اجتماعی را به توطئه پیوند می زنیم.

بیماری ها و علل و عوامل آن هم پیوسته زمینه ای بوده که ما را در بسیاری اوقات به مسیر و کانال خیال پردازی و توطئه انگاری بکشاند.

در مورد علت بیماری ها نظریه های گوناگون و متناقض در طول زندگی بشر جاری بوده است. علت ساده ترین بیماری ها مانند سرماخوردگی، آنفلوانزا تا سردردهای معمولی عمدتا مبهم و نامعلوم تلقی شده تا روش های جادویی و مبهم مورد پذیرش قرار گیرد به طوری که در دوره های گذشته (حتی تاکنون) بیماری ها را به طور مبهم و ناشناخته و پیچیده در الفاظ جادویی معرفی می کنند تا بتوانند روش های جادویی درمان را با مغلطه و کتمان حقیقت بیان کنند که در سطوح پایین جامعه به صورت غیرعمد و در سطوح بالا و کسانی که این موارد را تحت نام کتاب های پزشکی و گروه هایی که در این مسیر کاسبی می کرده اند به طور عمدی و به منظور کسب درآمد علت بیماری ها را طوری بیان می کنند که غیرقابل تشخیص باشد سپس با سخنان جادویی راه درمان را با اوراد و ادعیه و برخی خوراکی ها و داروهای گوناگون پیوند زده اند.

راه درمان بیماری ها از جادو و جنبل، دعا و نیایش مذهبی، داروهای گیاهی، حیوانی و شیمیایی، به درمان های مدرن به نوعی به جادوگری علمی متوسل شده و درمان های بیوشیمی، اشعه درمانی، عصر آنتی بیوتیک ها، عصر ژنتیک و ... را طی کرده است اما در هر حال و تا حال حاضر تخیل، توهم و جادوگری نوین و اعمال شبه علم به عنوان راه حل درمان بیماری ها پیشنهاد و حتی از رسانه های رسمی تبلیغ می شود.

به هرحال در شناخت پدیده ها چه بیماری ها و چه سایر امور هرچه مساله پیچیده تر، مبهم تر و توطئه آمیزتر و توهم زاتر عرضه شود ظاهرا بیشتر مطلوب ذهن های ماست و همین امر باعث شده ما وقتی قادر نیستیم امور را به درستی و علمی تحلیل و تعلیل کنیم به راه توهم، توطئه و پیچیده کردن مساله می رویم تا خود را و فکر خود را با ساده ترین صورت از آن خلاص کنیم. حادثه ای که به دلیل عدم رعایت نرم ها و قوانین و دستورالعمل های مربوطه باعث شده ایم به راحتی به گردن خدا یا قضا و قدر می اندازیم یا اگر از این مرحله گذشته باشیم با ژست عالمانه و درست مانند اینکه یک قانون طبیعی و فیزیکی را به روش علمی کشف کرده ایم آن را معلول توطئه (جاهای دیگر) می دانیم.

بسیاری از تئوری های توطئه بر این استدلال استوار است که در لابه لای زیرین وقایع بی شماری که در جهان می بینیم گروه شیطانی و توطئه گری به طور مداوم و با تغییر صورت و ماهیت دست اندرکار توطئه در جهان است و پشت سر همه ی وقایع جهانی از جمله جنگل ها، بیماری های همه گیر و ... همین گروه قرار دارد.

تئوری های فرقه جهانی در مواردی قادرند طرفداران زیادی را به خود جذب کنند، زیرا برای بی شمار فرایند پیچیده توضیحی واحد و سرراست عرضه می کنند. زندگی ما به کرات تحت تأثیر جنگ ها، انقلاب ها، بحران ها و همه گیری ها قرار می گیرد. اما، اگر به قِسمی تئوری فرقه جهانی باور داشته باشم، از اینکه همه چیز را می دانیم؛ مسرور خواهیم شد.

از جنگ سوریه می پرسید؟ من برای اینکه درک کنم آن جا چه خبر است، نیازی به مطالعۀ تاریخ خاورمیانه ندارم. زیرا این جنگ بخشی از یک توطئه بزرگ است. یا شاید از توسعۀ فناوری ۵جی بپرسید؟ نیازی به هیچ تحقیقی دربارۀ فیزیک امواج رادیویی ندارم. یک توطئه است. همه گیری کووید-۱۹ چطور؟ به هیچ وجه به اکوسیستم، خفاش ها و ویروس ها ربطی ندارد. آشکارا بخشی از توطئه است.

شاه کلید تئوری فرقۀ جهانی قفلِ همۀ رموز عالم را باز می کند و من را وارد حلقه ای از انسان های خاص می کند، گروهی از انسان ها که می فهمند. از انسان های معمولی باهوش تر و داناترم می کند و حتی مرا بالاتر از نخبگان فکری و طبقۀ حاکم می نشاند: بالاتر از اساتید دانشگاه، روزنامه نگاران و سیاستمداران. این دست تئوری ها باعث می شوند چیزهایی را ببینم که آن ها از دیدنش عاجزند و یا چیزهایی را بدانم که آن ها سعی در مخفی کردنش دارند.

 

عیب این تئوری ها

تئوری های فرقۀ جهانی از عیب بنیادین یکسانی رنج می برند: این دست تئوری ها فرض می گیرند که تاریخ بسیار ساده است. فرض کلیدی تئوری های فرقه جهانی این است که دستکاری جهان نسبتاً آسان است. گروه کوچکی از آدم ها می توانند بفهمند، پیش بینی کنند و همه چیز را در دست بگیرند، از جنگ ها گرفته، تا انقلاب های فناورانه و همه گیری ها.

نکته جالب توجهی که درمورد تئوری های فرقۀ جهانی وجود دارد این است که آن ها قادرند ۱۰ حرکت بعدی ای را که در صفحۀ بازی جهانی اتفاق می افتد، ببینند. وقتی آن ها ویروسی را در جایی آزاد کرده اند، نه تنها پیش بینی می کنند که این ویروس چگونه در جهان پخش می شود، بلکه حتی خواهند دانست که این ویروس طی یک سال آینده چگونه بر اقتصاد جهانی تأثیر می گذارد. وقتی خودشان حامی انقلابی سیاسی باشند، حتماً می دانند که چطور کنترلش کنند و وقتی جنگی را به راه می اندازند هم می دانند که چطور آن را به پایان برسانند.

البته شکی نیست که دنیا پیچیده تر از این حرف هاست. مثلاً، حملۀ آمریکا به عراق را درنظر بگیرید. در سال ۲۰۰۳ تنها ابرقدرت جهان، با این ادعا که می خواهد تسلیحات کشتار جمعی عراق را از بین ببرد و به رژیم صدام حسین پایان بدهد، به کشوری معمولی در خاورمیانه حمله کرد. بعضی ها حتی مشکوک بودند که آمریکا چندان بدش نمی آید که با استفاده از این شانس بر منطقه هژمونی پیدا کند و نواحی حساس نفتی عراق را زیر سلطۀ خود درآورد. ایالات متحده برای رسیدن به هدفش، بهترین ارتش دنیا را وارد کارزار کرد و تریلیون ها دلار خرج کرد.

چند سال سریع به جلو می رویم، نتایج این تلاش غول آسا چه بود؟ فروپاشی ای کامل. هیچ سلاح کشتار جمعی ای وجود نداشت، و کشور در آشوب فرو رفت. در واقع، برندۀ بزرگ این جنگ ایران بود که به قدرت مسلط در منطقه تبدیل شد.

پس آیا می توان نتیجه گرفت که جرج دبلیو بوش و دونالد رامسفلد مأموران مخفی ایران بودند و نقشۀ فوق العاده زیرکانۀ ایرانی ها را اجرا می کردند؟ به هیچ وجه. در عوض، می توان نتیجه گرفت که کنترل امور انسانی به طرزی باورنکردنی سخت است.

برای یاد گرفتن این نکته نیازی نیست به خاورمیانه لشکر بکشید. اگر در هیئت مدیرۀ مدرسه یا شورایی محلی خدمت کرده باشید، و یا صرفاً سعی کرده باشید که برای مادرتان جشن تولدی غافلگیرانه ترتیب بدهید، احتمالاً می دانید کنترل انسان چقدر دشوار است. برنامه ای می ریزید و عکس آن جواب می دهد. سعی می کنید چیزی را مخفی نگه دارید، و فردا روز همه دربارۀ آن حرف می زنند. با دوستی مورد اعتماد نقشه ای می کشید و در لحظه ای حساس او از پشت به شما خنجر می زند.

تئوری های فرقۀ جهانی از ما می خواهند که چنین چیزی را باور کنیم: در حالی که پیش بینی و کنترل اعمال هزار یا حتی صد نفر بسیار سخت است، به طرز شگفت آوری عروسک گردانی نزدیک به ۸ میلیارد انسان راحت است.

 

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان