یکشنبه, 22 شهریور 1405
یکشنبه, 22 شهریور 1405
Sunday, 13 September 2026
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۷۰۵۹ ]

 

علی افتخاری
عضو انجمن ورزشی نویسان

مدتی است در فضای مجازی عده‌ای، با نام یا بی‌نام، کمر همت بسته‌اند تا وزارت ورزش را آماج حمله قرار دهند. سیلی به راه افتاده است؛ سیلی که اگر مهار نشود، تر و خشک را با هم خواهد برد و هرکس در مسیر آن قرار گیرد، بی‌آنکه فرصت دفاع داشته باشد، در آتش این معرکه خواهد سوخت.
در اینکه وزارت ورزش اشکالات عمده‌ای دارد، تردیدی نیست. نگارنده بارها این اشکالات را گفته، نوشته و تذکر داده است؛ اما متأسفانه نه‌تنها همیشه گوش شنوایی برای شنیدن نقدها وجود نداشته، بلکه گاهی با منتقدان چنان زیرکانه برخورد شده که گویی انتقاد، جرم است و منتقد، مجرم!
با این همه، انصاف حکم می‌کند که وزارت ورزش را یک‌سره سیاه یا سفید نبینیم. این وزارتخانه، همچون هر مجموعه بزرگ دیگری، هم کارنامه مثبت دارد و هم کارنامه منفی؛ هم باید نقاط قوتش را ستود و هم ضعف‌هایش را بی‌تعارف گفت.
اما این روزها، «موتورهای ناظم» با نام‌های غیر واقعی علیه وزارت ورزش مدتی است با شتابی وصف‌ناشدنی به حرکت درآمده‌اند؛ موتورهایی که گاه بر فراز جاده تندرستی مجموعه ورزشی انقلاب تیک‌آف می‌کنند و گاه در چند قدمی دفتر وزیر محترم ورزش، هم حضور فیزیکی دارند و هم اطلاعاتی!
موتورسیکلت‌سواران این روزها حتی علیه اینجانب مطالبی غیرواقعی منتشر کرده‌اند مرا حامی وزارت ورزش معرفی کرده، اهمیت چندانی به این رفتارها نمی‌دهم و چون تلاش کرده‌ام اخلاق را در نقد و زندگی سیاسی و ورزشی خود پاس بدارم، ترجیح می‌دهم آنچه مربوط به شخص من است، در سکوت بگذرم و بدلیل ""اخلاق مداری"" نقاب از چهره‌های شان نگشایم.
اما آنچه مرا و امثال مرا می‌آزارد، مسئله‌ای فراتر از خودمان است: اینکه منتقد، باید «متهم مطلق» وزارت ورزش باشد!
قلم، امانتی الهی در دست ماست. من اگر از وزارت ورزش انتقاد می‌کنم، در جای دیگری خوبی‌های آن را نیز می‌ستایم. قلم من نه اجاره‌ای است، نه سفارشی و نه برای خوشایند کسی می‌چرخد.
با دو انتظار عجیب و متناقض روبه‌رو هستم؛ مخالفان موتورسیکلت‌سوار وزارتخانه انتظار دارند نوشته‌های من همیشه و همه‌جا علیه وزیر و وزارت ورزش باشد؛ از سوی دیگر، وزیر و وزارتخانه نیز ظاهراً انتظار دارند منتقد، غلام حلقه‌به‌گوش آنان باشد!
هر دو گروه سخت در اشتباه‌اند.
قلم آزاد، نه شمشیر دشمن است و نه تسبیح مرید. قلم باید حقیقت را بنویسد؛ چه به مذاق وزیر خوش بیاید، چه مخالفان او را ناراحت کند. خداوند متعال به قلم سوگند یاد کرده است و همین کافی است تا بدانیم قلم، اسباب بازی قدرت و ابزار انتقام‌گیری نیست.
چرخش قلم باید بر محور منطق باشد، نه بر مدار خشم، منفعت، دوستی یا دشمنی.
بارها گفته‌ام و باز هم می‌گویم: وزارت ورزش چند معاونت دارد که به اعتقاد من می‌توانند پاشنه آشیل وزیر و وزارتخانه باشند؛ معاونت جوانان، معاونت ورزش همگانی و معاونت امور پارلمانی.
جوانان راکد، همگانی تعطیل و پارلمانی نیز، به تعبیر ساده خودم، چندان در باغ ورزش نیست!
اینها نقد است؛ اگر درست است، اصلاحش کنید و اگر نادرست است، پاسخ دهید. راه اصلاح یک نقد، تهدید منتقد نیست؛ پاسخ منطقی به آن است.
بخشنامه‌ای تحت عنوان «تعارض منافع» ابلاغ شد که از همان ابتدا، آن را غیرکارشناسی، بی‌فایده و برخلاف منافع ورزش دانستم و صریحاً از آن انتقاد کردم. ظاهراً این انتقاد به تریج قبای وزیر محترم برخورد و در ادامه، از سوی یکی از همراهان معاون پارلمانی، در شمال کشور علیه اینجانب تهدیدهایی مطرح شد پاسخ من به تهدید کننده این بود که عددی نیستید.
بعلاوه پاسخ من به این رفتار، نه تهدید است و نه دشنام؛ پاسخ من یک بیت از حافظ است:
من چه دانم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد
من اهل دعوا هستم ونیز اهل قلمم. و اگر قلمم گاهی تند می‌شود، تندی آن از جنس حقیقت است، نه کینه.
و اما خطاب به موتورسیکلت‌سواران :
اگر نقدی به من دارید، از موتور پیاده شوید!
نقاب‌ها را کنار بزنید، نام و نشان خود را آشکار کنید و مردانه وارد میدان شوید. مبارزه واقعی، جنگ پشت نقاب و انتشار مطالب بی‌نام و نشان نیست. اگر حرفی دارید، روبه‌روی من بایستید؛ با نام، با منطق، با سند و با قلم.
من از نقد نمی‌ترسم و از پاسخ نیز گریزان نیستم.
آنچه از آن می‌ترسم، روزی است که در ورزش کشور، صدای منتقد خاموش شود و فقط صدای تعریف و تمجید باقی بماند. آن روز، دیگر وزارت ورزش با منتقدان خود روبه‌رو نیست؛ با آیینه‌های شکسته‌ای روبه‌روست که هیچ‌کدام تصویر واقعی را نشان نمی‌دهند.علیه وزارت ورزش بنویسید، بر آن بتازید ولی بدون نقاب بر سیما و با نام واقعی.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان