سه شنبه, 17 شهریور 1405
سه شنبه, 17 شهریور 1405
Tuesday, 08 September 2026
روزنامه گیلان امروز [ شماره ۷۰۵۶ ]

 

 

کوروش مهیار

 

روزنامه «گیلان امروز» پنجشنبه هفته گذشته؛ میزبان جلسه برای نقد و بررسی رمان «خاک سرد است» اثر دکتر فیاض زاهد بود.

دوستان علاقه مند ایشان و فرهیخته گان عرصه فرهنگ و ادب و هنر به این همایش گرمای قابل توجه ای داد.

در ابتدای این جلسه، آقای شکوهی نویسنده و رمان نویس و مدیر مسئول روزنامه گیلان امروز، پیش زمینه کوتاهی در باب شخصیت و تلاش های موثر خود دکتر فیاض زاهد، نقل مطلب نموده و در خصوص تفاوت داستان نویسی و تاریخ نگاری و تفکیک و تفاوت و نگارش آن به ایراد سخن پرداخت. سپس دکتر سیدهاشم موسوی  که مدیدریت جلسه را بر عهده داشت در مورد پروسه تاریخی جامعه شناسی رفتار و انسانگرایی و خشم و عواطف و غرور و مبارزه ...در پهنه یک زاد بوم محلی طرح موضوع نمود. پس از این دکتر فیاض زاهد، ساعتی را در موضوعات متنوع خلق این اثر در محیط بومی و محلی و آشنای انزلی و گیلان سخنرانی نمود.پرسش و پاسخ هم در باب رمان،  حواشی و دیگر از این  درپایان به راه بود. 

ماجرای این داستان 400 صفحه ای از 2 مرداد سی دوتا فتح خرمشهر، در توالی یک شهر کنار دریا از گیلان، بندر انزلی بوقوع می پیوندد. حافظه این شهر و آدمهایش در آن مستحضر است. دریا و سیاست و کار و  جوانی در آن مدام گره می خورد.حال و هوایش پر تنش در عین حال موضوعات انسانی لاجرم طرح می شود. خشونت، مهربانی، غرور محلی ، اضطراب جمعی، موقعیت هایی که شخصیت ها باید میان ترس و ایستادگی، خامی و تجربه، تعلقات و تمایلات شخصی، فشارهای بیرونی راهی را پیدا نمایند یا به اصطلاح امروزی مدیریت نمایند.  شخصیت های محوری چون سیامک اخترکاویان و اژدر در این رمان بخشی از تاریخ معاصر به ویژه خطه گیلان را روایت می کنند. یا ابراهیم لوچ  که گویا پس از انقلاب با ریش بلند و حرکات آشنا و نام خانوادگی جدید آقای اسلام دوست دوباره به انزلی برگشته و کارهایی می کند که تا حدودی باید آشنا باشد. دیگر آدمهای آن اغلب از دل اقشار زحمتکش و فرو دست اما تقریبا هوشیار به مسایل می آیند. با فشار زندگی بر گرده خود و آرزوهای معصومانه و محدود شخصی و اجتماعی ، مدام در حال گیر واگیر هستند. در واقع شخصیتها فقط با حوادث پیش آمده روبرو نیستند بلکه با زمانه ای درگیرند که برجسم و روح و رویاهاشان اثر می گذارد. خواننده از همان آغاز وارد جهانی می شود که بوی دریا و مرداب، صدای جمعیت کار روزانه  و بازارمج ها و کوچه های خاکی و مسابقه بوکس ، ترس های ناگهانی و امید های ریز و درشت کنار یکدیگر قرار گرفته اند. نویسنده با تکیه بر خاطرات زیست شده و نگاهی خیال پردازانه از فراز و فرود نسل های حاضر در آن را ارایه می دهد که می خواسته اند جهت آینده ای متفاوت و بهتر و شاید حتی عالی و انسانی تر برای خود فراهم سازند.  در واقع رمان «خاک سرد است»  با طرح پرسشی در باره نسبت خوبی و بدی، آرمان و حقیقت،.. خواننده را به تامل ژرفتر در باره ارزش زیست انسانی سوق می نماید. انسان این موجود شگفت برای رسیدن به اهداف موجه و عالی خود گاها مجبور به انتخاب مبارزه ای می شود که بسی دشوار با فرجام هایی دهشتناک و مایوس مواجه است.  رمان  با ظرفیت سه گانه شگرف یعنی مبارزه برای بقا شهری ، وقوع ناگهانی انقلابی شکوهمند و مردمی و بلیه دهشتناک جنگ ، محیط مناسبی برای پروراندن ایده های ناب و به قضاوت گذارند که دست مایه ناب نویسنده است.  

و بلاخره شاید در این رمان ،  سفره ای رنگارنگ پهن است مثل همه سفره های مردم گیلان .. ترش و شیرین  و گاهنا ملس که باید آن را خواند و به بخشی از کولاک و باران و بلاهای رفته بر او نگریست و به تجربه برای آینده افزود تا اینقدر مجبور به تکرا ر تاریخ نشد. به سهم خویش از نویسنده محترم جناب دکتر فیاض زاهد فرزند خلف شادروان حجت زاهد که رویای ساختن جهانی بهتر و سرشار از آسایش و آرامش به حق همگانی را می پرورانند و خواهان بهروزی جمهور مردم از ایده ها ونگاشته ها شان برون می تابد.

..... و  ضرب آهنگ آغازین رمان::  ..... تابستان از راه می‌رسد. در تابستان گرم لزج بندر. حتی پوست به گوشت تن آدمی می‌چسبد؛ چه رسد به هر چه بر تن باشد. دم گرم دریا ــ مانند کرباسی که در آب فرو برده باشند ــ کشیده می‌شود روی سر بندر؛ نفس شهر تنگ می‌شود تا غروب که خورشید فرو می‌رود میان سبزی نیزار و حریر مواج و سورمه‌ای مرداب....

در پایان لازم می بینم اذعان نمایم که این مختصر از کل نوشته ای است که به فاصله پنجشبه تا پگاه شنبه کتاب  تسبیع وار و کوک دوز مطالعه و البته به همگرایی عزیزانی نگاشته و انجام گرفت . با وجود متنی فراخ تر اما به این بسنده شد تا لذت مطالعه خوانندگان ذایل نشود.

به اشتراک بگذارید:

نظر شما:

security code
طراحی و پیاده سازی توسط: بیدسان