چهارشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۸
۲۲ محرم ۱۴۴۱
۱۱ سپتامبر ۲۰۱۹
شماره 5294

درددل های زنی که رفتار همسر معتادش او را به ستوه آورده بود برای نجات از این شرایط دست به دامان قانون شده ام


بخش اجتماعی- زنی با تاکید بر اینکه امنیت جانی ندارد به تشریح سرگذشت خود مقابل کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد پرداخت.

زن ۵۰ساله‌ای که مدعی بود فقط به دلیل وساطت فرزندانم دوباره با «هرمز» ازدواج کردم، اما اکنون امنیت جانی ندارم در تشریح سرگذشت خود به کارشناس اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد گفت: ۱۳ساله بودم که با پسرعمه مادرم ازدواج کردم، اما بعد از دو سال فهمیدم او به مواد مخدر آلوده است ابتدا سکوت کردم، اما وقتی اعتیاد همسرم زیاد شد و مرا به باد کتک گرفت موضوع را به پدرم گفتم، ولی پدرم مرا ترغیب به سازگاری در زندگی کرد با این حال زمانی که در ۱۶سالگی اولین فرزندم را باردار شدم سوء ظن و بدبینی‌های همسرم نیز بر رفتار‌های زشت اش افزوده شد، اما من همه این شرایط را تحمل می‌کردم تا این که در ۲۱سالگی و زمانی که پسر دومم به دنیا آمده بود دوره‌های آرایشگری را گذراندم و با راه اندازی آرایشگاه کمک خرج خانواده شدم، ولی اوضاع همسرم روز به روز بدتر می‌شد.

دیگر از رفتار‌های همسرم خسته شده بودم به طوری که حتی از ناس‌هایی که در دهانش می‌گذاشت حالم به هم می‌خورد از سوی دیگر نیز هرمز قول داد وقتی با کمک مالی من طبقه دوم منزلمان را ساختیم سه دانگ آن را به نام من ثبت کند، ولی او به وعده اش عمل نکرد و من هم دیگر از نظر مالی کمکی به او نکردم تا این که همسرم به دلیل برداشت غیرقانونی از حساب بانکی من در دادسرا حاضر شد، اما به اصرار فرزندانم و التماس‌هایش از گناهش گذشتم و تعهدی از او گرفتم تا دیگر مرا مورد ضرب و جرح و توهین و فحاشی قرار ندهد با این حال هیچ تغییری در زندگی آشفته ما ایجاد نشد تا این که بالاخره تصمیم به طلاق توافقی گرفتم.

بالاخره از هرمز طلاق گرفتم و زندگی دیگری را آغاز کردم چهار سال از این ماجرا گذشته بود که روزی فرزندانم نزد من آمدند و گفتند که رفتار‌های پدرشان به کلی عوض شده است، او دیگر «ناس» در دهانش نمی‌گذارد، بهانه گیری نمی‌کند و اعتیادش را نیز ترک کرده است و سپس از من خواستند فرصت دیگری به هرمز بدهم بالاخره با اصرار فرزندانم و التماس‌های هرمز دوباره با این شرط که اعتیاد نداشته باشد به عقد اودرآمدم، ولی باز هم نتیجه آزمایش اعتیاد مثبت بود.

«هرمز» ادعا کرد به خاطر استرسی که داشته قرص مصرف کرده است، اما در نهایت اتفاق خاصی رخ نداد و همسرم همه رفتار‌های زشت گذشته اش را تکرار کرد به همین خاطر دوباره تصمیم به طلاق توافقی گرفتم، ولی باز هم او در محضر ثبت طلاق حاضر نشد و ادعا کرد باید املاک و دارایی هایم را به نام او سند بزنم «هرمز» مدعی است من با آگاهی کامل از ماجرای اعتیادش دوباره با او ازدواج کرده ام و حالا باید او را تحمل کنم شدت اختلافات ما به جایی رسید که چند روز قبل زمانی که در خواب بودم او ناگهان بالش را روی صورتم قرار داد تا مرا خفه کند، با تلاش زیاد خودم را از چنگش نجات دادم که با فریاد‌های من فرزندانم از طبقه پایین، بالا آمدند و سه نفری مرا از چنگ پدرشان رها کردند.

حالا هم که برای نجات از این شرایط زندگی دست به دامان قانون شده ام همسرم با تهمت‌های ناروا ادعا می‌کند که من از او تمکین نمی‌کنم و ...

شایان ذکر است پرونده این زن با صدور دستوری از سوی سرهنگ محسن باقی زاده حکاک (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) در دایره مددکاری اجتماعی کلانتری مورد بررسی کارشناسی قرار گرفت.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.