چهارشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸
۱۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۰
۱۴ اوت ۲۰۱۹
شماره 5273

​ سپیدرود، یک مویز و چهل قلندر


علی رضا مویدی فر

سپیدرود اما باید بماند. خودش روی پای خودش. باید این چهل قلندر خرابکار و مدعی را از پیرامونش تاراند. حتی اگر ده سال دیگر طول بکشد تا دوباره رنگ لیگ برتر را ببیند.

صعودهای پیاپی و معجزه وار، برای سپیدرود هیچ نداشت جز تجمع مگسان گرد شیرینی. که پس از ته کشیدن لذت و رسیدن به زمین سفت، به سراغ شیرینی های تازه رفتند و از خود برای سپیدرود، جز آلودگی به بدهکاری و بی‌سامانی و پادرهوایی، میراثی به جای نگذاشتند.

حتی اگر توهم توطئه نداشته باشیم، اوضاع این روزهای سپیدرود، بدجور آدم را وسوسه می کند تا به یک فرآیند مستمر و آگاهانه بیاندیشد که از روز صعود این تیم به لیگ برتر (و حتی لیگ یک)، بدون وقفه و خستگی‌ناپذیر، تلاش می کند تا بنیان و بنیاد این باشگاه قدیمی و ریشه دار را سست و ریشه کن کند.

این همه سهل انگاری، انفعال، وعده و وعید و نشان دادن سراب و ایجاد امید واهی، بی نظیر اگر نباشد، قطعا کم نظیر است. تیم امروز دست این است و فردا دست آن. و معلوم نیست، به این جنابان “این” و “آن”، چه معرفی می کنند و در ادامه چه تحویل می دهند که عمر ماندگاریشان در آن مجموعه نگون بخت، به شش ماه هم نمی رسد و بلکه کمتر!

شاید هم از بس که در کارنامه مدیریت شان بر سپیدرود، نمره تجدیدی و ردی آورده اند، قبح موضوع برای شان ریخته و از یک تا هزار نمره تک دیگر، ابایی ندارند.

استعفای اخیر آخرین مدیر انتصابی سپیدرود، دیگر هیجان و استرس و دلواپسی را بر نمی‌انگیزد. داریم به سمتی می رویم که قاعده “همینه که هست”، یک قاعده جا افتاده و پذیرفته شده، بشود. و شاید این خواسته همان هایی است که در راستای محقق شدنش، پنج سال است که تلاش می کنند.

شاید اراده این باشد که سپیدرود را چنان به زمین بزنند که راهی جز تعطیلی اش نباشد و آنگاه که غرق در بدهکاری، به سیاهچاله های فوتبال ایران تبعید شد، یکی سوار بر اسب سپید پیدا شود و منجی وار، با چسباندن یکی دوتا پسوند، برند سپیدرود را به ثمن بخس تصاحب کند و بشود قهرمان ملی، آن هم با کمترین هزینه. منجی احتمالا نامداری که باز احتمالا از همین حالا، با آن اسب سپید مذکور، درحال تمرین پرش از موانع قدرت و ثروت و شهرت است.

سپیدرود اما باید بماند. خودش روی پای خودش. باید این چهل قلندر خرابکار و مدعی را از پیرامونش تاراند. حتی اگر ده سال دیگر طول بکشد تا دوباره رنگ لیگ برتر را ببیند.

صعودهای پیاپی و معجزه وار، برای سپیدرود هیچ نداشت جز تجمع مگسان گرد شیرینی. که پس از ته کشیدن لذت و رسیدن به زمین سفت، به سراغ شیرینی های تازه رفتند و از خود برای سپیدرود، جز آلودگی به بدهکاری و بی‌سامانی و پادرهوایی، میراثی به جای نگذاشتند.

فوتبالی‌ها و فوتبال دوستان و هوادارن سالم سپیدرود، باید امروز به میدان بیایند. همان ها که بخشی و شاید بیشتر هویت شان به این نام گره خورده است. یکبار برای همیشه، سپیدرود را از منبع آلودگی جدا کنند و در شرایطی که میدانیم اوضاع اقتصادی جامعه چگونه است، با کم کردن توقعات و اندیشیدن تمهیدات کم هزینه و حتی دیربازده، سپیدرود را از غلطیدن در ورطه نابودی نجات دهند.

رفتن این مدیر و آمدن آن یکی، با وعده های سرخرمن و گنده کردن آدم‌های آویزان، دوای درد نه سپیدرود، که هیچ سازمانی نیست. سپیدرود باید برای مدتی هرچند طولانی، کم بخورد و گِرد بخوابد، اما از شر پدرخوانده های کوچک و بزرگ متعدد خلاص شود. یکبار برای همیشه.

وب سایت فرهنگی ورزشی سپیدرود*

اولین نفری باشید که نظر میدهید.