چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
۱۸ ذیحجهٔ ۱۴۴۰
۱۵ مهٔ ۲۰۱۹
شماره 5202

داوران؛ شوالیه هایی که اسیر ناهنجاری های فوتبال شدند

بخش ورزش- پیشکسوتان برجسته داوری ایران تاکید کردند: اجرای قاطع قوانین داوری از سوی قاضیان میدان مسابقه، نیازمند حمایت بی چون و چرای فدراسیون فوتبال است.

به گزارش ایرنا، میزگرد تخصصی بررسی ناهنجاری های فوتبالی در ایران با حضور «محمد فنایی» کمک داور ایرانی فینال جام جهانی 1994 آمریکا و « علی خسروی» از پیشکسوتان برجسته داوری ایران برگزار شد.

آنان در این نشست با انتقاد نسبت به عدم حمایت فدراسیون فوتبال از داوران این رشته تاکید کردند که اگر داوران از حمایت قاطع فدراسیون نسبت به خود مطمئن باشند بدون شک قضاوت قاطعانه ای را در مسابقات انجام خواهند داد.

فنایی: احکام کمیته انضباطی وتو می شود

من هیچ وقت داور را به عنوان کسی که قضاوت مغرضانه دارد نمی پذیرم. داوران باید حاشیه امنیت داشته باشند نه ترس از جان؛ داوران در خارج از کشور شرایطی دارند که حیرت انگیز است و به عنوان یک شوالیه شناخته می شوند.

بالاترین درجه فوتبالی خارج از کشور به داوری ها داده می شود. این در حالی است که براساس تجربه نیم سده فعالیت در فوتبال ایران با چشمان خود دیده ام که داوران در ایران منزوی ترین افراد فوتبالی هستند و ما هیچ وقت نتوانستیم به درستی از داوران حمایت و یک چارچوب منضبط داوری برای آنان ایجاد کنیم.

اساس ورزش فوتبال در دنیا به عنوان یک تفریح سالم و با لذت شناخته می شود و مردم دنیا با آن زندگی می کنند. فرهنگ فوتبال در کشورهای حرفه ای جا افتاده و از بچگی به قشرهای مختلف آموزش داده می شود. آنان می آموزند اگر رفتار ناهنجار داشته باشند ملیت و شخصیت شان زیر سوال می رود. اما داوران ایرانی به توهین و ناسزا هواداران 'عادت' کرده اند.

یکی از مشکلات فوتبال ایران تعارف های بی جهت است. همیشه اعلام می کنیم بهترین تماشاگران دنیا را داریم اما وقتی در زمین فوتبال این ناهنجاری را می بینیم و یک مسئول می گوید دست کسی که داور را زد می بوسم باید تا انتهای داستان را خواند که چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

به شخصه در هر مسابقه ای که خارج از ایران برای تماشا رفته ام، شاهد بودم که داوران از چه عزت، احترام و پایبندی به قانونی برخوردار بودند. چرا اینگونه است؟ چرا کشور صاحب فوتبالی مانند انگلیس که تماشاگران آن به اوباش معروف بودند الان تا زمین فوتبال کمترین فاصله را دارند. ما چرا فنس می کشیم؟ آیا جز آن است که می ترسیم؟!

رانت در فوتبال زیاد شده است. من اگر مسوول بودم اعلام می کردم مجمع فدراسیون فوتبال به این شکل نباید تشکیل شود چون تشکیل مجمع ممکن است زمینه را برای رانت فراهم کند؛ در واقع این موضوع برای افراد آسیب زا است.

لازمه حمایت از داوران مدیران فوتبالی و متخصص است که باید از تمام ابعاد فوتبال به ویژه قاضیان فوتبال حمایت کنند. در اروپا بهترین بازیکنان را به خاطر پرخاش علیه داور بلند مدت محروم می کنند. اما در ایران برخورد قاطع با خاطیان صورت نمی گیرد. برای اجرای قانون باید الگو بگیریم و این هیچ ایرادی ندارد.

پنج سال در فوتبال لبنان سوت می زدم؛ کشوری که در جنگ بود و ورزشگاه های آن توسط ارتش محافظت می شد اما به داورها کوچک ترین تعرضی نمی شد.

دیگر ایراد برخورد با خاطیان، وتو شدن برخی از احکام کمیته انضباطی است. احکام این کمیته با وجود حضور فرد صاحب شخصیتی مانند آقای حسن زاده توسط مقامات بالاتر فدراسیون وتو می شود و این اتفاق با فشار تیم های بزرگ و هواداران آن رخ می دهد.

خیلی عقب هستیم و تا زمانی که قرار است یک عده خاص بدون توانایی فوتبال را بچرخانند و کسانی که تخصص دارند اجازه فعالیت پیدا نکنند شرایط به همین منوال پیش خواهد رفت.

اولین فاکتور لازم برای کار داوری 'امنیت' است. داور باید از اقتدار خود مطمئن باشد و بداند که برخورد با وی در زمین، با بدترین جریمه ها از سوی کمیته داوران همراه می شود.

مدیریت داوری موضوع از اهمیت زیادی برخوردار است؛ اینکه نوع تربیت داور ها به چه طریقی صورت گیرد و تامین امنیت آنها به چه شکل انجام شود نیز در حوزه مدیریت گنجانده می شود؛ در کنار این مهم داوران نیز باید آگاهی خوبی از قوانین داوری داشته باشند و برای این منظور باید زیر نظر مدیرانی کار کنند که از جایگاه و مقامی شاخص در عرصه داوری برخوردار باشند.

اینکه داور نباید با کسی تعارف داشته باشد اختیاری قانونی است اما مربیان بزرگ همواره اعتراض می کنند و اعتراضی که با پشتوانه باشد موجب می شود تا داور مورد تهدید قرار گیرد.

همچنین چیدمان داوران نیز مهم است؛ نباید برای داور بزرگ ناظر ضعیف قرار دهیم؛ حضور ناظران بزرگ در کنار نیمکت موجب حفظ حرمت می شود و مربیان کمتر اعتراض و پرخاشگری می کنند. اما ناظر کم تجربه نمی تواند مربیان بزرگ را کنترل کرده و به داورها تذکر بدهد چرا که سطح داور از ناظر بالاتر است.

به عنوان یک پیشکسوت داوری اعلام می کنم که چشم انداز کنونی در زمینه حمایت از داوران، فوتبال را به قهقرا می برد؛ درست مانند ماشینی که در سراشیبی تند یک دره در حرکت است و پس از سقوط دیگر نمی توان کاری برای آن انجام داد.

مشکل اینجاست که مدیران، بزرگتر از خود را در فوتبال ایران نمی بینند. مدیریت داوری فوتبال ایران را نباید به آدم های کوچک سپرد؛ باید کدورت ها را کنار بگذاریم و یکدست شویم و از حضور پیشکسوتان داوری در فدراسیون ناراحت نشویم.

چرا پیشکسوتان به سمینارها دعوت نمی شوند؟ اگر داور های معروف به سمینارها دعوت شوند چه اتفاق می افتد؟ تا کنون چنین دعوتی از منِ (فنایی) به عمل نیامده است در حالی که از دیگر کشورها دعوت نامه های متعددی دارم.

کمیته انضباطی باید یک بار برای همیشه قوانین فیفا را درباره کسانی که به داوران حمله می کنند، اجرا کند. قوانین باید بدون ترس و با شهامت اجرا شود. مسوولان نباید ترس داشته باشند که مبادا سختگیری با عاملان ناهنجاری برای آنان حاشیه ایجاد کند؛ صاحب منصبان فوتبالی نباید تنها به فکر میز خود باشند.

نباید اجازه داده شود فوتبال سیاسی شود و از مجلس و سایر نهادها برای بخشودگی های فوتبالی تلفن کار راه انداز باشد؛ اگر بخواهیم نظم به ورزشگاه برگردد باید هزینه کنیم؛ هزینه هایی که هم مادی و هم اعمال اصلاحات را شامل می شود.

خسروی: پیشکسوتان داوری فراموش شده اند

اساسنامه ای که برای فدراسیون فوتبال، کمیته داوران و کمیته انضباطی است و از فیفا برگرفته شده چرا ظالمانه اجرا می شود؟ چرا در کشورهای آسیایی نظم فوتبال وجود دارد اما در ایران اینگونه نیست؟ این سوالی است که هیچ مسوولی پاسخگوی آن نیست.

بحث پرخاشگری به داور تنها مرتبط با عملکرد داوران نیست بلکه رسانه، فدراسیون فوتبال، کمیته داوران و ... مقصر این حادثه است. به عنوان نمونه کمیته داوران بر روی تعداد خاصی از داوران پافشاری دارد و این امر موجب شده که در نهایت بین فغانی و دیگر داوران چندین سال فاصله باشد.

در برخی از مواقع جرایم و اجرای قانون برای درآمد زایی است و معمولا بهانه آن هم رفتار تماشاگران است اما هیچگاه در حکم ها به توهین به داوران اشاره ای نمی شود. ورزشکاری که به داور توهین می کند تنها 10 یا 20 میلیون جریمه می شود در حالی که براساس قوانین اصلی و اجرایی فیفا این بازیکن حداقل باید چندین هفته از میادین محروم باشد.

بسیاری از سمت های فدراسیون فوتبال انتخابی است در حالی که سمت های کمیته داوران انتصابی است که با اساسنامه فیفا مغایرت دارد. از این مغایرت 2 معنا می توان تفسیر کرد: یا ما اشتباه می کنیم یا فیفا؛ اگر فیفا اشتباه می کند چرا ما از قوانین آن تبعیت می کنیم و اگر اساسنامه فیفا درست است چرا ما داوری را مدت ها بدون دپارتمان اداره می کردیم و الان بدون رییس اداره می کنیم؛ ملاک انتخاب برای رییس چیست؟

در مسائل داوری نیاز به انقلاب داریم چون لیبرال عمل می کنیم. در بخش داوری به گونه ای عمل می کنیم که کسی ناراحت نشود. این امر موجب شده تا نخبگان داوری ایران در سطح جهان تنها با تکیه بر ظرفیت و توانایی شان نامی برای خود دست و پا کنند و کمیته داوران در موفقیت های داوری ایران در سطح بین المللی نقش پر رنگی ندارد.

یک سال است که به عنوان رییس کمیته داوران استان همدان انتخاب شدم اما سه بار برای من تذکر آمده است؛ این نشان می دهد که با کسانی که می خواهند خالصانه کار کنند برخورد می شود. زمانی که از درد داوران می گویم نامه می زنند که حرف هایم مغایر قانون است. مدیری که بله قربان گو باشد بدون شک نمی تواند از حق داوران دفاع کند.

چرا زمانی که محسن قهرمانی و من را در قم و تهران تعقیب کردند کسی دفاع نکرد. چرا زمانی که لباس داور را در هتل آزادی اصفهان از تنش درآوردند کسی به هواخواهی نیامد؟

اگر قرار باشد برای گرفتن پست و میز ریاست شجاعت را از دست دهیم بدون شک منافع فردی تامین می شود اما کسی به منافع داوران توجهی نخواهد کرد چون شجاعت، فدای میز ریاست خواهد شد.

قدرت قضاوت داورها باید افزایش پیدا کند و آنان باید اشتباهات خود را کم کنند. البته قدرت نمایی داور نباید برای تیم های ضعیف باشد و نسبت به واکنش مربیان بزرگ سکوت کند. مسائل انضباطی باید مورد توجه داوران باشد تا کنترل نظم میسر شود.

در جلسه ای که سال 2000 با «فاروق بوزو» و داوران مطرح آن زمان آسیا داشتیم بوزو اعلام کرد که تحول در داوری آسیا از جام جهانی 1994 شروع شد؛ زمانی که محمد فنایی در فینال جام جهانی حضور پیدا کرد؛ پس پرش سکوی داوری آسیا از داوری ایران آغاز شد.

با وجود آنکه در داوری ایران حرف برای گفتن دارم اما روی رفتن به فدراسیون را ندارم و تنها برای جریمه من را به این فدراسیون احضار می کنند.

شنیده ها حاکی از آن است که رییس دپارتمان، داوران را می چیند، یک نفر دیگر که سمتش معلوم نیست اعمال نظر می کند و یک نفر از فدراسیون نظر نهایی را می دهد. در حالی که رویه تعیین داور برای رقابت های مختلف اینگونه نیست.

آموزش داوران مشکل دارد؛ فدراسیون باید رییس آموزش را معرفی کند، مسوولان مالی و رفاهی داوران باید مشخص باشند تا داوران بدانند باید برای حل مشکلات به چه کسی رجوع کنند؟

اگر مسائل مالی، رفاهی و مرخصی های آنان حل شود بدون شک تمرکز داوران بیش از پیش خواهد شد اما این کار را نمی کنیم. نباید رفیق بازی را رواج دهیم چرا که در این صورت قدرت نقد را از کارشناسان سلب خواهیم کرد.

در یک سال گذشته که ریاست کمیته داوران را برعهده گرفتم هیچ جلسه ای با کمیته داوران استان ها گذاشته نشده و این موضوع در زمان مدیریت قدیم و جدید فدراسیون همواره برقرار بوده است؛ اگر هم انتقاد کنیم جریمه می شویم.

همکارهای رسانه باید موضع خود را درباره تیم ها مشخص کنند. زمانی که طرفداری آشکارا انجام نمی شود به صورت زیر پوستی به انتقاد از تیم حریف می پردازند. رسانه تنها نباید به جنبه های منفی داوری بپردازد.

یکی دیگر از راهکارها استخدام مشاور داوری برای باشگاه ها است، البته این استخدام به معنای ارتباط با داوران برای تاثیر بر نتایج نیست. همچنین می توان برای نخبه ها کلاس آموزش و مدارس داوری دایر کرد.

اجرای قانون باید سفت و سخت باشد و مو را از ماست بکشد تا رفتارهای ناهنجار کاهش پیدا کند؛ در این مسیر باید از پیشکسوتان استفاده کنیم نه اینکه شماری افراد خاص همیشه باشند و امثال حبیبی تنها در بستر بیماری سوژه خبر شود.

اولین نفری باشید که نظر میدهید.